طرفداری | لامین یامال در ۱۹سالگی پس از درخشش چشمگیر برای بارسلونا و کسب سه قهرمانی لالیگا، با تیم ملی اسپانیا نیز قهرمانی یورو و جام جهانی را تجربه کرده و حالا از جاه‌طلبی‌های بزرگ خود، فشار انتظارات و رقابت برای توپ طلا می‌گوید.

به گزارش گاردین، یامال درباره تجربه حضور در فینال جام جهانی گفت:

در فینال جام جهانی بودیم و من دلم می‌خواست بازی همچنان ادامه داشته باشد. اصلا استرس نداشتم. حتی یک لحظه هم با خودم نگفتم کاش داور سوت پایان را بزند؛ داشتم از بازی لذت می‌بردم.

ستاره اسپانیا درباره تفاوت سبک بازی خود و دشوار بودن پیش‌بینی حرکاتش گفت:

مربی به مدافع کناری می‌گوید لامین چه کارهایی انجام می‌دهد و چطور باید جلوی او را بگیرد. من آن مدافع را مثل یک ربات می‌بینم که تلاش می‌کند مرا متوقف کند. ربات‌ها می‌توانند تقریبا بی‌نقص باشند، اما انسان چیزی دارد که ربات ندارد. فوتبال دارد مکانیکی می‌شود، اما بازیکنانی مثل من، پدری و خیلی‌های دیگر ویژگی‌ای دارند که نمی‌توان آن را از قبل پیش‌بینی کرد. نمی‌خواهم حریفان بتوانند حرکاتم را پیش‌بینی کنند یا بدانند قرار است به کدام سمت بروم.

او با اشاره به یکی از حملات اسپانیا در فینال جام جهانی گفت:

در صحنه‌های قبلی، هر بار که برای دریبل زدن مدافع کناری اقدام می‌کردم، مک‌آلیستر هم برای کمک به او می‌آمد. اگر این بار واقعا می‌خواستم مدافع را دریبل بزنم، سریع‌تر به سمتش حرکت می‌کردم؛ اما عمدا سرعت حرکتم را کم کردم تا مک‌ آلیستر به من نزدیک شود، پدرو پورو از پشت سر به صحنه اضافه شود و بتوانم توپ را به او پاس بدهم.

یامال درباره لحظه‌ای که اسپانیا گل قهرمانی را مقابل آرژانتین به ثمر رساند نیز گفت:

وقتی توپ وارد دروازه شد، فوق‌العاده بود؛ همان لحظه حس می‌کردی قهرمان شده‌ای. نمی‌شود آن احساس را توصیف کرد. تنها چیزی که می‌خواستم این بود که بازی ادامه پیدا کند. حتی یک لحظه هم فکر نکردم ممکن است آنها گل تساوی را بزنند. یک فشار و یک موقعیت هم داشتند که کوبارسی آن را دفع کرد، اما من فقط داشتم از بازی لذت می‌بردم.

در بخش دیگری از مصاحبه، یامال با صراحت درباره توپ طلا صحبت کرد:

اگر صادقانه بگویم، فقط امسال نبوده که در حد و اندازه برنده توپ طلا بوده‌ام؛ مدت‌هاست در این سطح بازی می‌کنم. همه این را می‌دانند و تفاوت من با دیگران را می‌بینند. فکر می‌کنم مردم می‌گویند لامین فقط ۱۹ سال دارد و بالاخره یک روز توپ طلا را می‌برد، پس امسال بگذارید یک نفر دیگر آن را ببرد. من فقط باید به بردن ادامه بدهم؛ ببرم، ببرم، ببرم تا روزی برسد که دیگر هیچ بحثی وجود نداشته باشد.

یامال درباره تاثیر موفقیت‌های پیاپی روی خانواده‌اش هم گفت:

بعد از فینال، خانواده‌ام خیلی خوشحال بودند. مشکل اینجاست که آنها اصلا نمی‌دانند باختن چه حسی دارد. به یورو می‌روم و قهرمان می‌شوم؛ به جام جهانی می‌روم و باز هم قهرمان می‌شوم. انگار همه‌چیز خیلی آسان است. یک مقطع با خودم فکر کردم: اگر یک روز برنده نشوم، آنها فکر می‌کنند من افتضاح هستم. برای همین به آنها گفتم: آرام باشید، جام‌های جهانی زیادی در پیش است. باید بیشتر بازی کنم و بیشتر برنده شوم.

ستاره ۱۹ساله بارسلونا تأکید کرد که این افتخارات از جاه‌طلبی او کم نکرده‌اند:

هنوز راه زیادی در پیش دارم. چرا نتوانیم به بهترین تیم ملی تاریخ تبدیل شویم؟ چرا بهترین بارسلونا نباشیم؟ اگر کسی باشد که بعد از موفقیت‌هایش متوقف نشود و به معمولی بودن راضی نباشد، آن من هستم.

یامال همچنین درباره فشار فوق‌العاده‌ای که همراه با نامش ایجاد شده، گفت:

یک بازی ضعیف از من، برای دیگران مثل ۴۰۰ بازی ضعیف است. حتی اگر در یک مسابقه در سطح ۹ از ۱۰ بازی کنم، ممکن است مردم عملکردم را ۷ از ۱۰ ببینند.

او در عین حال تاکید کرد از فشار داخل زمین فراری نیست:

گاهی از این فشار لذت می‌برم. دوست دارم وارد زمین شوم و بدانم انتظار زیادی از من وجود دارد. اما فشار دیگری هم هست که ربطی به حرف مردم یا فوتبال ندارد و به زندگی مربوط می‌شود. من در فوتبال احساس فشار نمی‌کنم.

یامال درباره گذشته خانوادگی خود نیز گفت:

دیدم مادرم برای اینکه بتوانم فوتبال بازی کنم، چه سختی‌هایی کشید. پدرم را هم دیدم که در خیابان‌ها ضایعات جمع می‌کرد تا برایمان غذا تهیه کند. این برای من ترس واقعی بود.

او ادامه داد:

حالا اگر روزی پسری داشته باشم، می‌توانم از او مراقبت کنم. اگر مادرم یا پدرم چیزی بخواهند، می‌توانم به آنها کمک کنم. دیگر آن ترس را ندارم؛ این تنها ترسی بود که می‌توانستم در زندگی داشته باشم.

ستاره اسپانیا در ادامه درباره تاثیر محیطی که در آن رشد کرده و لاماسیا بر سبک بازی خود گفت:

بارسلونا چیزهای زیادی به من داد، اما محیطی که در آن بزرگ شدم هم نقش مهمی داشت. بارسلونا به من کنترل توپ، درک بازی و هوش فوتبالی را یاد داد. در فوتبال خیابانی خبری از این چیزها نیست؛ به حریف حمله می‌کنی و دوباره برمی‌گردی. من هر دو را دارم. اگر در آن محیط بزرگ نمی‌شدم و در لاماسیا هم پرورش پیدا نمی‌کردم، به بازیکنی که امروز هستم تبدیل نمی‌شدم.

یامال در نهایت درباره چیزی که او را در فوتبال نگه داشته، گفت:

من عاشق فوتبال هستم. برای پول بازی نمی‌کنم؛ فوتبال را بازی می‌کنم چون دوستش دارم. بازیکنانی که بیش از حد درگیر گل و پاس گل هستند، دیگر از بازی لذت نمی‌برند. من برای لذت فوتبال بازی می‌کنم؛ برای دریبل زدن، بازی با یک یا دو لمس، کمک به هم‌تیمی‌ای که هنوز گل نزده و خوشحال کردن هواداران. برای شنیدن تشویق‌های آنها بازی می‌کنم. از فوتبال لذت می‌برم و وقتی به خانه می‌رسم، با خودم می‌گویم: «خیلی به من خوش گذشت.» اگر همه بازیکنان با همین نگاه بازی می‌کردند، از فوتبال خیلی بیشتر لذت می‌بردیم.

او در توصیف حس بازی مقابل تماشاگران نیز گفت:

در جام جهانی صدای تشویق‌ها را می‌شنیدی و هیجانش را حس می‌کردی؛ هر وقت توپ به من می‌رسید، هواداران ردیف‌به‌ردیف از جا بلند می‌شدند، انگار می‌گفتند: «ببینیم این پسر واقعا همان بازیکنی است که درباره‌اش می‌گویند.»

یامال در پایان گفت:

این حس و انتظاری که وقتی توپ به من می‌رسد در ورزشگاه شکل می‌گیرد، چیزی است که فقط یک بازیکن می‌تواند تجربه کند. انگار چیزی درونت وجود دارد که باعث می‌شود احساس کنی از همه قدرتمندتری. امیدوارم این حس تا روزی که بازنشسته می‌شوم، با من بماند. موجی از هیجان اطرافت شکل می‌گیرد و احساس می‌کنی سوپرمن یا اسپایدرمن هستی؛ واقعا حس فوق‌العاده‌ای است.