در این لحظه بسیار نا امید هستم
چون تیم ذره بینی عارسنال صغیر هرسال کلی جام اروپایی درو میکند و با فروش گسترده موز های برداشتی اش سالانه میلیون ها پوند برای خرید بازیکنان بزرگی چون تیلور بزرگ ،اندی مدلی که هافبک پرتلاشی است و راب داوسون که مهاجمی تمام کننده است هزینه میکند و اکثر بازی ها این تیم ۱۲ نفره بازی میکند😓🤌
حسرت اصلی من این است که عرتتا با کوله باری از تجربه و بردن جایزه های نفیس متعدد در زمینه مسابقات اتوبوس رانی چرا تن به این حقارت داده است
وی سال ۲۰۲۳ مدرک فوق تخصص پارک اتوبوس در زمین های چمن را کسب کرد .
این تیم سال ۲۰۱۲ توی یک تورنومنت از بین ۱ یکم دوم شد تا نشان دهد تعداد تیم ها در رتبه این تیم تاثیر نخواهد داشت😏
من خواستم برای بزرگ نشون دادن این تیم میکروسکوپی دست به اقدامات ناشایستی بزنم
و شان یک تکه چوب را پایین بیاورم
مقایسه
تعداد جام های اروپایی: برابر
قدمت: قدمت تکه چوب بیشتر است
محبوبیت: محبوبیت تکه جوب بیشتر است
محصول : متاسفانه باشگاه کشاورزی تفریحی عارسنال بدلیل برداشت بی رویه موز دست بالاتر را دارد
واکنش تکه چوب به این مقایسه: مشتی ما آبرو داریم
+وقتی داشتم متن رو مینوشتم اینجا ایتالیا یه گل زد ،ساعت ۲۱:۴۴
خلاصه کلام خواستم یه شعر هم درباب همین موضوع بسرایم
در وصفِ سرابِ «عارسنال»
ای که در وهمِ خودی، تو شیرِ بیشه در خیال
کِی توانی یافتن، یک جرعه از جامِ کمال؟
سقفِ «هایبری» زدی، اما درونِ تو تهی است
خانهیِ عنکبوت را، نامش نهی بر پادشاهیست؟
بذرِ موز افشاندهای در خاکِ خشکِ کینهات
تا مگر رَسته شود، چیزی از این دیرینهات
چون اتوبوسی گران، بر دشتِ دل بنهادهای
راهِ جولانِ حقیقت را، تو سد بگشادهای!
«میکروسکوپی» تو اندر دیدِ چشمِ آگهان
گرچه خود را جلوه دادی، سرورِ کُلِّ جهان
تکیه بر یاریِ غیبی (داورِ بازی) مکن
زینهمه کژتابی و مکرت، تو خود را وا مکن
مورچهای را دیدم اندر سایهای، کِبرش گرفت
گفت: «این دشتِ بزرگ، باشد مرا در زیرِ دست!»
عارسنال، ای سایهیِ پوچی که دامت پهن کرد
عمرِ خود را در پیِ هیچ و پوچ، تو صرفِ کُه کرد
گر تو را جامی نبود و هیچات از اروپاست
نامِتو «پوچ» است و ماباقیاش، بازیِ لغزاست!


