یادداشت علی پشابادی
«در هزاره سوم، جایی که پیشرفت تکنولوژی مرزهای زمانی و مکانی را فروریخته و بشر به بالاترین سرعت تاریخ در جابهجایی رسیده است، منطق روز فوتبال جهان حکم میکرد بازیکنان گلگهر سوار بر هواپیما شوند، با پروازی یکساعته در شهر محل مسابقه پیاده و مهیای دومین مسابقه آسیایی خود شوند. روی نقشه، فاصله مستقیم سیرجان تا مسقط تنها ۷۰۵ کیلومتر و تا منامه بحرین فقط ۶۱۶ کیلومتر است؛ فاصلهای که در یک دنیای آرام، با یک چرت کوتاه هوایی طی میشد. اما برای کاروان ایرانی، جغرافیا نه با خطکش مدرنیته، که با معادلات تلخ و فرسایشی خاورمیانه ترسیم شد. سیرجانیها برای رسیدن به محل مسابقه خود، سفری را تجربه کردند که بیشتر به ماجراجوییهای پرمشقت ناصرخسرو یا کاروانهای حج در قرون اولیه اسلامی شباهت داشت تا یک سفر فوتبالی تیم حرفهای؛ مسیری که بیش از ۳۵۰۰ کیلومتر کش آمد، و حدود ۴۸ ساعت زمان برد و کاروان را در میان زمین و هوا، از سیرجان به تهران، نجف، بغداد، مسقط و نهایتاً استادیوم السیب سرگردان کرد. طعنه تلخ روزگار این است که در عصر سرعت، نماینده ایران برای طی یک مسافت چند صد کیلومتری، ناچار شد تاوانی به درازای یک سفر تاریخی بدهد.»
گام دوم گلگهر در آسیا
هفته اول گلگهر در آسیا در حالی انجام شد که به دلیل سلب حق میزبانی از نمایندگان ایران، این تیم ناچار شد در تاجیکستان از حریف متمول اماراتی خود میزبانی کند. میزبانی که خودش به نوعی میهمان بود؛ با این حال، بار میزبانی را هم بر دوش میکشید و صدالبته با مدیریت مدبرانه و زحماتِ پشتیبانی چندبرابری که به جان خریدند. با وجود این مشکلات، برای گلگهری که نخستین تجربه آسیاییاش را پشت سر میگذاشت، اگر نگویم «عالی»، نمرهای کمتر از «خیلی خوب» برازنده این تیم منظم و باپرنسیب نیست. آنها از نظر مدیریت و پشتیبانی نیز عالی از پس کار برآمدند و بدون بروز چالش خاصی، تمام هماهنگیهای دیپلماتیک، لجستیکی و حقوقی را برای تیم خود و میهمان اماراتی به بهترین شکل فراهم کردند.
شاید بزرگترین حسرت این آغاز، سکوت غریبانه ورزشگاه حصار تاجیکستان بود؛ جایی که ارتش سرمهای دور از خانه برای نخستین بار در آسیا صفآرایی کرد، و جای خالی هیاهوی هواداران سیرجانی در آن هویدا بود.حسرت مردم سیرجان از تماشای نزدیک نمایش های آسیایی تیمشان، بغضی است که حداقل باید یک فصل دیگر، فرو خورند تا معادلات پیچیده و شرایط پیشبینیناپذیر خاورمیانه چه خواهد شد.
از نظر فنی و در زمین، تیم گلگهر علیرغم بیتجربگی، عملکرد قابلقبولی مقابل الجزیره و ستارههای گرانقیمتش داشت. در گلگهر، باتجربهترین فرد تیم مهدی رحمتی بود، هرچند چند بازیکن این تیم، از جمله عالیشاه، نعمتی، عاشوری و غیره، سابقه حضور در رقابتهای آسیایی را داشتند، اما تجربه آسیایی در ترکیب گلگهر همچنان محدود بود و بخش قابلتوجهی از بازیکنان نخستین دقایق خود را در این سطح را تجربه میکردند. با این حال، آنها مقابل غول ابوظبی سربلند بیرون آمدند؛ بهویژه با مقاومت جانانه در یک ربع پایانی بازی که با یک امتیاز و بدون گل خورده، خان اول را به سلامت پشت سر گذاشتند.


الجزیره با ترکیبی به ارزش تیمی حدود ۸۰ میلیون یورو و ستارههایی چون مالکوم، تالیسکا و کریستین اسلانی در ترکیب خود، روبهروی تیمی صفآرایی کرد که مجموع ارزش بازیکنانش به سختی به ۸ میلیون میرسد. شاید مدیران و فوقستارههای شیخ نشین ابوظبی نماینده نوظهور، کمتر شناخته شده اما حرفهای و منظم ایران را دستکم گرفته بودند، البته فراموش کرده بودند که باید روی غیرت، سازماندهی تاکتیکی و سخت کوشی مردان سرمهایپوش ایرانی بیش از این حساب کنند. درخشش خیرهکننده فرزین گروسیان درون دروازه و هماهنگی بینقص خط دفاعی، هیچ فرصتی برای سوپراستارهای گرانقیمت الجزیره باقی نگذاشت تا نخستین گام آسیایی گلگهر با یک کلینشیت تاریخی و ارزشمند بدون گل به پایان برسد.

داستان گام دوم اما دشواری مضاعف نسب به گام اول داشت، پیچیدگیهای غیرفنی و فرسایشی تیتر اول جراید منطقه بود. تیمی که در یک جهان موازی یا ایدهآل و بدون تنشهای ژئوپلیتیک، میتوانست با پروازی کمتر از دو ساعت از سیرجان به منامه برسد و روبهروی المحرق بحرین، بایستد، ناچار شد سفری طاقتفرسا و اودیسهوار را تجربه کند. کاروان گلگهر یک دور کامل خلیج فارس و دریای عمان را روی نقشه چرخید تا در آنسوی آبها، در ورزشگاه السیب، میهمان تیمی باشد که کشورش حاضر به صدور روادید برای تیم ایرانی نشد و بازی در زمین ثالث را انتخاب کرد. این مسیر عجیب، طولانی و پرهزینه که شاید تنها در جغرافیای پرحادثه خاورمیانه امکان وقوع دارد، طی روزهای گذشته تیتر یک رسانههای ورزشی کشور بود.
اما کادر فنی و بازیکنان نیک میدانند که رنج و کسالت این مسیر، نباید به یک توجیه ناخودآگاه یا «بیمهنامه باخت» بدل شود. نگاهی به مسیر باورنکردنی کاروان سرمهایپوشان بیندازید: از محل اقامت تا فرودگاه سیرجان، پرواز به مهرآباد تهران، انتقال زمینی به فرودگاه امام، پرواز به نجف، عبور زمینی از میانه عراق جنگزده به سمت بغداد، پرواز از بغداد به مسقط، رسیدن به هتل و نهایتاً استادیوم السیب! نزدیک به ۲۰ بار سوار و پیاده شدن، عبور از بیش از ۱۰ گیت و بازرسیهای کلافهکننده فرودگاهی و مرزی در سه کشور مختلف در قلب پرالتهاب خاورمیانه، برای از پا انداختن هر لشکری کافی است؛ اگر به دنبال عذر و بهانه برای ناآمادگی، افت بدنی و سرحال نبودن باشیم، هیچ تیمی در دنیا دلایلی موجهتر از گلگهر در چنته ندارد!
اما ارتش سرمهای این فصل را متفاوت آغاز کرده است، آن ها دیگر یک تیم بین المللی هستند. بازیکنان و کادر فنی یاد نیک می دانند در مکتب گلگهر، جایی برای مظلومنمایی و تسلیم در برابر شرایط تحمیلی نیست. امروز در ورزشگاه السیب، شاید جای هیاهوی دلگرمکننده سکوهای سیرجان خالی باشد، اما قلب یک شهر و اعتبار فوتبال ایران همراه این کاروان است. گلگهر دیگر یک تیم معمولی و شهرستانی نیست؛ آنها نشان دادهاند که از پس هر شرایطی بر می آیند و قصد ندارند بهای این ماراتن فرساینده را با چیزی کمتر از سه امتیاز تاخت بزنند. شاید پیش از این کمتر تیمی در آسیا و حتی چنین مسیر عجیب و مشقتباری را برای یک بازی فوتبال پیموده باشد، اما افتخار نمایندگی یک کشور بزرگ، خستگی را پس میزند.
امید که امشب سوت پایان مسابقه با جشن نخستین پیروزی آسیایی گلگهر همراه شود؛ تا رنج این سفر اودیسهوار به یکی شیرینترین خاطرات تاریخ باشگاه بدل گردد و کاروان سرمهای، اینبار با دست پر و سه امتیاز ارزشمند، مسیر طولانی خانه را در آغوش لبخند بازگردد.
علی پشابادی
22 مهر 1405


دیدگاهها