طرفداری | هوا آفتابی و دما به بیش از ۲۰ درجه رسیده بود. حالوهوای شهر کاملاً دوستانه بود. اگر بلیت رسمی بازی تورئنسه (باشگاه کمنامونشان پرتغالی) را گیر نمیآوردید، کافی بود به رئیس باشگاه ایمیل بزنید تا کارتان را راه بیندازد. آیا این بلیتهای موسوم به «بلیتهای نونو» واقعاً وجود داشتند؟ بله. تازه، در ورزشگاهی که برای چنین مسابقهای بیش از حد بزرگ بود، میتوانستید هر جایی که دوست داشتید بنشینید و اگر در بخش پذیرایی ویژه جا میگرفتید، نوشیدنی هم رایگان بود.
مردم محلی در شهر لیریا با تعجب به این ماجرا نگاه میکردند، اما تا جایی که میتوانستند با هواداران همراهی کردند. بیرون یک شیرینیفروشی در میدان فرانسیسکو رودریگز لوبو، دستگاه فروش آبجو نصب شده بود و صاحب مغازه خیلی زود متوجه شد که هواداران حاضرند برای جریان داشتن دائم آبجو، در جمع کردن بشکههای خالی کمک کنند. صاحب یک رستوران فلامکوخن (پیتزای آلمانی) که میان میدان و کلیسا قرار داشت و که چپگرا بود، گفت: «در شهرداری جلسهای گذاشتند تا توضیح بدهند اینها هولیگان نیستند. گفتند باشگاه از دل جنبش کارگری بیرون آمده و این موضوع برایم خیلی جالب بود.» وقتی از او درباره هواداران پرسیدند، پاسخ داد: «پرسروصدا بودند، اما حس شوخطبعی خاصی داشتند.»
این دقیقاً همان چیزی بود که هواداران ساندرلند میتوانستند از نخستین بازی خارج از خانه اروپاییشان در ۵۳ سال گذشته انتظار داشته باشند. آنها سالها چنین تجربههایی را از دور دیده بودند و حالا میتوانستند تکتک موارد این فهرست را علامت بزنند: سفری پیچیده به شهری خارجی و زیبا که در شرایط عادی احتمالاً هرگز به آن نمیرفتند، داوری آلبانیایی که سختگیریهای خودش را داشت و حس پررنگ همبستگی و تعلق به یک جمع. حتی گل پیروزی در وقتهای تلفشده هم از راه رسید؛ آن هم به لطف نوآ سادیکی.
اگر از حدود ۵۰۰۰ هوادار ساندرلند که راهی پرتغال شدند بپرسید سفر به لیگ اروپا ارزشش را داشت یا نه، پاسخ همه یکسان خواهد بود. هواداران بورنموث، کریستال پالاس و برایتون هم احتمالاً نظر مشابهی دارند. فوتبال اروپا، بهویژه برای باشگاههایی که حضور در آن برایشان نادر است، تجربهای لذتبخش و ماجراجویانه است. چنین سفرهایی خاطراتی میسازند که تا آخر عمر باقی میمانند و اگر بهای این خاطرات، افزایش خطر سقوط از لیگ برتر باشد، برای هواداران ارزشش را دارد. البته ممکن است افراد دیگری در همین باشگاهها نگاه متفاوتی داشته باشند.

لذت اروپایی
چهار باشگاه لیگ برتری که در لیگ اروپا و کنفرانس حضور دارند، روز یکشنبه مقابل یکدیگر قرار میگیرند. برایتون شرایط خوبی دارد، اما سه تیم دیگر اوضاع چندان مساعدی ندارند. کریستال پالاس پیش از بازیهای آخر هفته در رده دوازدهم بود، اما عملکردش چندان قانعکننده نبود. دیدار بورنموث و ساندرلند هم جدال تیمهای سوم و چهارم از انتهای جدول است.
اینکه بتوان مشکلات آنها را به حضور در لیگ اروپا نسبت داد، هنوز جای بحث دارد. برایتون در لیگ کنفرانس اروپا عملکرد خوبی داشته، اما نمیتوان با اطمینان گفت دلیلش فشار کمتر این رقابتهاست. از طرف دیگر، پنجشنبه فقط دومین دور از بازیهای مرحله لیگ لیگ اروپا برگزار شد و تیمهای حاضر در این رقابتها یک مرحله از لیگ کاپ انگلیس را هم پشت سر گذاشتهاند. خستگی ممکن است در ادامه فصل به مسئلهای جدی تبدیل شود، اما فعلاً نباید عامل اصلی مشکلات این تیمها باشد.
دلایل دیگری هم وجود دارد. ساندرلند تا اینجای فصل با منچسترسیتی، آرسنال، برایتون و برنتفورد بازی کرده است؛ چهار تیمی که در آغاز این هفته در جمع چهار تیم بالای جدول قرار داشتند. ساندرلند حتی میتوانست در نیمه نخست بازی با برنتفورد با اختلاف دو گل پیش بیفتد. این تیم برابر آرسنال یک پنالتی را از دست داد و در شکست ۵ بر ۳ مقابل منچسترسیتی، امید گل ۲.۷۲ ثبت کرد. تنها شکست برابر برایتون در هفته گذشته بود که واقعاً میشد آن را نمایشی ناامیدکننده دانست.
مقایسه با فصل گذشته نیز نکته جالبی دارد. ساندرلند در شش بازی مشابه فصل قبل، با در نظر گرفتن ایپسویچ بهجای برنلی، فقط یک امتیاز کسب کرده بود. از این نظر، تیم در فصل جاری حتی سه امتیاز بیشتر گرفته است. با این حال، این آمار نگرانی اصلی را از بین نمیبرد: کسب چهار امتیاز از شش بازی باعث شده ساندرلند نسبت به ادامه فصل احساس خطر کند. بازیهای پیش رو اهمیت زیادی دارند؛ این تیم پس از دیدار با بورنموث، در خانه میزبان لیدز خواهد بود و سپس به زمین کاونتری میرود. در بازار نقلوانتقالات هم مسئلهای مهم حلنشده باقی مانده است: سمت راست خط حمله هنوز تقویت نشده و مصدومیت برایان بروبی و حبیب دیارا، کمبود عمق ترکیب در بعضی پستها را آشکار کرده است. البته هر دو بازیکن پنجشنبه روی نیمکت حضور داشتند.
مصدومیتها و تغییرات
بورنموث نیز بازیکنان مهمی را بهدلیل مصدومیت از دست داده است. الی جونیور کروپی که فصل گذشته ۱۳ گل لیگ به ثمر رساند، هنوز در فصل جاری بازی نکرده است. امین عدلی هم تا پیش از بازی پنجشنبه به میدان نرفته بود، هرچند در آن مسابقه از روی نیمکت وارد زمین شد. جاستین کلایورت نیز پس از یک ماه دوری، در همان بازی به ترکیب بازگشت. با این حال، شاید ضربه اصلی به تیم زمانی وارد شد که الکس اسکات، پس از نمایش خوبش برای تیم ملی انگلیس مقابل کرواسی، به دلیل مصدومیت از ترکیب خارج شد.
جدایی آندونی ایرائولا و تغییر مسیر تیم، از ابتدا هم میتوانست برای بورنموث دردسرساز باشد. شکست ۵ بر ۱ شنبه مقابل چلسی ضربه سنگینی بود، اما دو شکست دیگر این تیم در فصل جاری برابر منچسترسیتی و لیورپول رقم خورده بود. در برخی مسابقات این احساس وجود داشت که جزئیات کوچک علیه بورنموث پیش رفتهاند؛ تساویهایی که میتوانستند به پیروزی تبدیل شوند.
نگرانی اصلی، مثل ساندرلند، زمانی آغاز میشود که این نتایج روی روحیه تیم اثر بگذارند و نمایشهای قابل قبول که به نتیجه مطلوب نرسیدهاند، کمکم جای خود را به عملکردهای واقعاً ضعیف بدهند.
شرایط کریستال پالاس کمی متفاوت است. بهجز بازی مقابل منچسترسیتی، برنامه مسابقات این تیم نسبتاً آسان بوده است. کسب هفت امتیاز از شش بازی، اگر در طول فصل هم با همین روند ادامه پیدا کند، میتواند برای بقا کافی باشد؛ اما جدول امتیازات مورد انتظار اپتا، بورنموث را در رده نهم و ساندرلند را دهم قرار میدهد و پالاس در آن جدول هجدهم است. سرمربی جدید پالاس هنوز در حال جا افتادن در تیم است، مکسنس لاکروا و دنیل مونوز در تابستان فروخته شدند و ژان فیلیپ ماتتا نیز از هفته نخست فصل به میدان نرفته است.

آیا حضور در اروپا واقعاً جایگاه لیگ را پایین میآورد؟
شروع ناآرام فصل را نمیتوان برای هیچیک از این سه تیم بهطور کامل یا حتی عمدتاً به حضور در رقابتهای اروپایی نسبت داد. با این حال، شواهدی وجود دارد که نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. در پنج سال گذشته، تیمهایی که فصل قبل در اروپا حضور نداشتند اما در فصل بعد وارد رقابتهای قارهای شدند، معمولاً در لیگ داخلی افت کردهاند.
کریستال پالاس از رده دوازدهم به پانزدهم سقوط کرد؛ ناتینگهام فارست که فصل قبل هفتم شده بود، به رده شانزدهم رسید؛ نیوکاسل از پنجم به دوازدهم رفت؛ برایتون از ششم به یازدهم سقوط کرد و وستهم نیز از رتبه ششم به هفتم رسید. از میان این نمونهها، فقط ناتینگهام فارست واقعاً به منطقه سقوط نزدیک شد، اما نگرانی از تکرار چنین وضعیتی همچنان وجود دارد.
قهرمانی در لیگ اروپا پاداش بزرگی دارد: حضور در لیگ قهرمانان فصل بعد. اما اگر یک باشگاه لیگ برتری به فینال برسد و آن را ببازد، درآمد حاصل از این مسیر احتمالاً تفاوت چندانی با ۲۰ میلیون پوند نخواهد داشت؛ البته درآمد بلیتفروشی و مزایای غیرمستقیم افزایش دیدهشدن باشگاه هم باید به آن اضافه شود. برای درک بهتر این رقم، کافی است بدانیم اختلاف درآمدی ناشی از پایان فصل در رتبه نهم و چهاردهم لیگ برتر تقریباً در همین حدود است.
به بیان دیگر، در حالی که هواداران از سفر به میلان، پراگ یا لیون لذت میبرند و خاطراتی ماندگار میسازند، مدیران باشگاهها باید به حسابوکتاب متفاوتی فکر کنند. چند سفر خوشایند اروپایی، لزوماً نمیتواند نگرانیهای مالی ناشی از افت در لیگ داخلی را جبران کند.
- جاناتان ویلسون، گاردین


دیدگاهها