وقتی به این نسبت هزینه و کیفیت کالای نهایی دقت میکنیم، متوجه میشویم که این موضوع به هیچ عنوان در مورد فوتبال ایران صدق نمیکند. کافی است کمی موشکافانه به کیفیت فنی بازیهای تیمهای ایرانی در لیگ خلیج فارس و جام حذفی و همچنین لیگ قهرمانان آسیا نگاه کنیم. کیفیت فنی بازیها به شدت پایین است و همواره میبینیم از کیروش گرفته تا بازیکنان روی نیمکت، افرادی هستند که در هنگام برگزاری بازی چرت میزنند. بسیاری از هواداران تنها پس از بازی خلاصه بازی تیمشان را نگاه میکنند چرا که تماشای کامل بازیها را اتلاف وقت توصیف میکنند. بادر نظر گرفتن تمام مسائل، جای تعجب است که چرا فوتبال ما بر خلاف هیاهویی که دارد بار فنی ندارد و عبارت دیگر مثل طبل توی خالی شده است؟
اگر مسائل حاشیهای لیگهای انگلیس، اسپانیا، ایتالیا، آلمان، فرانسه و هلند را روی هم بگذارید به اندازه نصف مسائل حاشیهای فوتبال ایران نمیشوند. هیچ کس به جوانب فنی فوتبال فکر نمیکند و هر حرفی هم در این رابطه زده میشود چیزی جز شعار دادن و تکرار مکررات نیست. در فوتبال ایران موارد فنی آنقدر بی اهمیت هستند که به قول اساطیر فوتبال ایران، مدیر فنی یعنی کشک! تمامی توجهات به سمت رقم هنگفت قرارداد ها, مصاحبه ها، درگیریهای لفظی و بمب ترکاندن خارج از زمین معطوف شده و اینجاست که میتوان گفت فوتبال ایران مصداق بارز آن ضربالمثل قدیمی است که میگوید: آفتابه لگن هفت دست، شام و نهار هیچی !
برای توضیح دادن این معمای نه چندان پیچیده، ابتدا باید به دلایل اصلی این مشکل اشاره کرد. طبیعتاً عوامل زیادی در کاهش کیفیت و بالا رفتن سطح پرداختن به حاشیه در فوتبال نقش دارند اما به طور کّل دو دلیل زیر را میتوان علل اصلی این معضل دانست: ۱- علاقه بیش از حد مردم به حاشیه در مقایسه با متن ۲- پرداخت بیش از حد رسانهها به حاشیهها و غافل شدن از مسائل فنی.
در قسمت اول این نوشته، به برسی مورد اول میپردازیم تا بفهمیم چرا اینقدر حاشیه از متن سبقت گرفته است؟ اینکه اکثر طرفداران فوتبال ایرانی در حال حاضر به حاشیه بسیار بیشتر از بحث فنی بازیها علاقه دارند یک موضوع غیر قابل انکار است. در سایتهای مختلف ورزشی، شبکههای اجتماعی و همچنین سکوها این مساله کاملا مشهود است. پس از پایان هر بازی، در قسمت تبادل نظر سایتها آنچه که بیش از حد دیده میشود حرفهایی نظیر ۴، ۶، اعتراض به داوری، توهینهای نژاد پرستی و مواردی از این دسته است. روی سکوها هم بنرهایی میبینیم که یا مجددا به مسائل نژادی ربط دارند و یا پیامی برای یک مدیر، مجری تلویزیون یا یک مقام عالی رتبه چاپ کردهاند. بعضا مساله سرخابی ها به والیبال و فرمول یک هم کشیده میشود و تقریبا هر هفته حداقل یک بازی داریم که قبل یا بعد از آن هوادران دو تیم با هم درگیر میشوند. به طوری کلی بخش "هواداری" فوتبال ایران خودش به حاشیه رفته است ولی همان هواداران از بازیکنان تیمشان میخواهند به مسائل حاشیهای فکر نکنند!
پایین بودن سطح فنی بازیها یکی از دلایل مهم این عارضه در میان تماشاچیان فوتبال دوست بوده است. وقتی هواداری که ساعتها منتظر یک بازی خوب فوتبال مانده با یک نمایش ضعیف از سوی تیمش مواجه میشود، خود به خود به این فکر میافتد که هفته آینده با رزرو کردن یک زمین، با دوستان خودش فوتبال بازی کند و برای سرگرمی هم بازی مسی را از تلویزیون ببیند. اما به هر حال هوادار و عاشق تیم شهرش است و باز هم به ورزشگاه می آید. اما وقتی باز هم همان قصه تکراری را نظاره میکند، حوصله او سر رفته و به دنبال مسائلی میرود که جذابیت بیشتری داشته باشند. بعضا دیده میشود افرادی که حتی نمیدادند ۱۱ نفر اصلی تیمشان کیست در شعار دادن، پایه ریزی مسائل حاشیهای و ایجاد حرج و مرج پیشتاز هستند. آنهایی هم که اصلا به ورزشگاه نمیروند روز بعد هر روزنامه یا مجلهای که تیتر جنجالی تری دشته باشد را به سرعت خریداری میکنند و از کنار مقالاتی که بازیها را از بعد فنی آنالیز کرده اند به سادگی عبور میکنند. این در حالی است که در فوتبال اروپا، تعداد پاسهای سالم، میزان دوندگی و مسائلی از این قبیل برای هواداران تیمها بسیار حائز اهمیت هستند.
علاقه مردم ایران به مسائل غیر فنی تا حدی فاجعه آمیز بوده که حتی برنامه ۹۰ با اینکه زمان برنامه خود را تا بیش از سه ساعت و نیم افزایش داده بخش آنالیز فنی را کاملا حذف کرده و به مسائل دیگری میپردازد. پرداختن بیش از حد رسانهها به موضوعات حاشیهای دلیل دیگری است که بعدا به آن خواهیم پرداخت. اما فعلا سوالهایی که باید از خودمان بپرسیم این است: بازیکنان دهه ۶۰ و ۷۰ با پول و امکانات کمتر فوتبال به مراتب بهتری را ارائه میدادند. آیا حاشیههای فوتبال امروز ما از متن فوتبال ما جذاب تر شده است؟ جواب دادن به سوال بسیار سخت است. شاید فوتبال مدرن اروپا که در ده ۶۰ و ۷۰ خورشیدی به شکل امروزی در ایران پوشش داده نمیشد ما را بد عادت کرده است. شاید...


