تیم رئال مادرید در زمان دفاع به شکل ۴-۱-۴-۱ بازی می‌کرد. چهار مدافع ثابت، خط هافبک متشکل از وینیسیوس در چپ، کروس و کاسمیرو و ایسکو در مرکز و والورده سمت راست که البته والورده اصلا شبیه به یک هافبک کناری(مثلا وینیسیوس در شرایط مشابه) بازی نمی‌کرد و چسبیده به بازیکنان مرکزی خط هافبک رئال حرکت می‌کرد. به این ترتیب بازیکن مستقیم آلبا، کارواخال بود و اون‌ها در سمت چپ و مرکز زمین تراکم نفرات بیشتری داشتن. این مدل از بازی دو مزیت برای رئال داشت. اولی شلوغ تر کردن مرکز زمین برای جلوگیری از حرکات هافبک‌های خلاق حریف و دومی هم بستن آلبا با استفاده از کارواخال بود که خیلی خوب جواب داد چرا که کارواخال از نظر فیزیکی و سبک بازی شبیه به خود آلبا هست و می‌تونست حرکاتش رو پیش بینی کنه و از نظر توان بدنی و سرعت هم مقابلش کم نیاورد.

.

اما در زمان حملات، رئال کاملا آرایش متفاوتی داشت. بیشتر حملات این تیم از سمت چپ خودشون بود چرا که سمدو و ویدال مدت زیادی کنار هم بازی نکرده بودند و هماهنگی نداشتن. رئالی ها با ایجاد برتری عددی امکان نفوذ از این سمت رو فراهم می‌کردن. به طوری که کروس، ایسکو و مارسلو یک مثلث رو در این منطقه تشکیل می‌دادند و وینیسیوس کمی جلوتر از اون‌ها در محوطه جریمه حرکت می‌کرد. در هر لحظه حداقل دو بازیکن آماده بودند که روی دست بازیکن صاحب توپ، رو به جلو فرار کنند و در نهایت گل اول رئال توسط وینیسیوس هم به همین ترتیب زده شد.  به طور کلی زیدان و کادر فنیش به خوبی نحوهٔ حملات بارسا رو شناسایی کرده بودند و ترکیبی کاملا بر اساس بازی بارسا چیده بودند که در نهایت باعث کنترل حملات حریف شد.

 

در پست‌های بعدی به نحوهٔ بازی بارسلونا هم اشاره می‌کنیم...