یکی از نوستالژی های دهه هفتاد میلادی آهنگ بسیار زیبای " Sympathy " از گروه پروگرسیو راک انگلیسی Rare Bird است که سال 1970 منتشر شد و موضوع آن فقر و همدردی است. این ترانه توسط فرهاد هم اجرا شد و ایرج جنتی عطایی هم قبل از انقلاب این آهنگ را ترجمه و دکلمه کرد که بر نوستالژیک بودن اثر افزود.
And when you climb Into your bed tonight And when you lock, Of the door Just think of those Out in the cold and dark 'cause there's not enough love to go round
And sympathy Is what we need my friend And sympathy Is what we need And sympathy Is what we need my friend 'cause there's not enough love to go round
Now half the world Hits the other half And half the world Has all the food And half the world
'cause there's not enough love to go round
And sympathy Is what we need my friend And sympathy Is what we need And sympathy Is what we need my friend 'cause there's not enough love to go round
وقتی امشب در را قفل می کنی و چفت آن را می اندازی و به تخت خواب می روی به کسانی فکر کن که بیرون در تاریکی و سرما هستند زیرا به اندازه کافی محبت وجود ندارد دوست من همدردی چیزی یست که به آن نیازمندیم زیرا که مهر و محبت به اندازه وجود ندارد. اکنون نیمی از جهان از نیم دیگر بیزار است و نیمی از جهان همه غذاها را در اختیار دارد و نیمی از جهان بی سر و صدا سر گرسنه بر زمین می گذارند. زیرا به اندازه کافی شفقت وجود ندارد و همدردی چیزی است که ما به آن نیازمندیم دوست من زیرا به اندازه کافی محبتی وجود ندارد...


