در فوتبال، بازیکنان زیادی در خاطرات مردم رنگ باخته‌اند؛ برخی نیز کاملاً از یادها رفته‌اند؛ مانند «استفان کواکس» که اخیراً در نظرسنجی میان مردم رومانی درباره بزرگترین سرمربی تاریخ این کشور، در رده چهارم قرار گرفت! شاید طبیعی باشد که هنگام سخن از «توتال فوتبال»، مردم یاد ۲ پیشرو و نظریه‌پردازان اول این سبک، یعنی «رینوس میشل» و «یوهان کرویف» بیافتند اما این کواکس بود که آژاکس را در راه رسیدن به ۲ قهرمانی از سه قهرمانی پی‌ در‌ پی که در سال‌های ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۳ بدست آوردند، رهبری کرد. وقتی میشل آژاکس را به مقصد بارسلونا ترک کرد، آژاکسی‌ها برای جانشینی‌اش روی ۱۵ مربی دست گذاشتند و در نهایت ارزان‌ترین مربی را برگزیدند. کواکس طی چهار فصل حضور روی نیمکت «استوابخارست»، به یک قهرمانی در لیگ و سه قهرمانی در جام حذفی رومانی رسید. او به عنوان بازیکن مدت کوتاهی در باشگاه بلژیکی «شارلوا» بازی کرده بود اما به هیچ عنوان در هلند شناخته نمیشد و در بدو ورودش، نسبت به انتخاب او شک و شبهات بسیار زیادی وجود داشت‌. او حتی خودش هم به موفقیت‌اش کاملاً امیدوار نبود و آنطور که بعدها فاش شد حتی بلیط برگشت به بخارست را همواره در جیب‌اش داشت چرا که فکرش را نمی‌کرد مدتی طولانی در آژاکس بماند. در نخستین جلسه تمرینی کواکس با آژاکس، بازیکنان این تیم بعد از روزها تمرینات سختگیرانه و طاقت‌فرسا با میشل، جلسه تمرینی سبکی را پشت سر می‌گذاشتند که یکی از بازیکنان از کواکس پرسید: «از بلندی موی ما چقدر خوشت می‌آید؟» این پرسش با جواب هوشمندانه کواکس همراه شد: «من به عنوان یک مربی استخدام شده‌ام نه به عنوان طراح مدل موی سر.» چند دقیقه بعد، کواکس لب خط ایستاده بود که ناگهان توپی با سرعت بالا و در ارتفاعی هم اندازه با زانویش، به سمت‌اش آمد و او با مهارت توپ را کنترل کرد و بازگرداند تا آزمون تکنیکی بازیکنان آژاکس را با موفقیت پشت سر بگذارد. این در حالی‌ست که پرسش‌ها درباره خلق و خوی او هرگز پاسخ داده نشد. «گری موهرن» هافبک هلندی در کتاب «Brilliant Orange» نوشته «دیوید وینر» درباره کواکس چنین جملاتی بر زبان می‌آورد: «کواکس از لحاظ فنی در سطح خوبی قرار داشت اما بیش از حد مهربان بود. میشل بیشتر حرفه‌ای بود و با همه به یک اندازه سخت رفتار می‌کرد. در سال اولی که با کواکس سپری کردیم شاید بهتر بازی کردیم چرا که ما جمعی بودیم از بازیکنان خوب با آزادی عمل مورد نیاز. اما بعد از مدتی نظم و انضباط از بین رفت و همه چیز را از دست دادیم. روحیه سابق را نداشتیم، ما اگر کنار هم می‌ماندیم، می‌توانستیم همیشه قهرمان اروپا شویم.»

شاید تجزیه نهایی تیم به علت جو احساسی غالب بود، در واقع انس و آشنایی، نارضایتی با خود به همراه آورد، خصوصاً با توجه به جو غیرعادی رختکن آژاکس که باعث بروز عصبانیت میشد. برخی نیز باور داشتند که بعد از سختگیری‌های میشل، کمی ملایمت ضروری بود. «جانی رپ» مهاجم آن زمان آژاکس می‌گوید: «بازیکنان از سختی و انضباط میشل اشباع شده بودند.

رینوس میشل بزرگ در دفتر باشگاه آژاکس

البته این الگو آنچنان غیر عادی نیست؛ تیم ملی کریکت انگلیس، بعد از اینکه تحت کاپیتانی «ناصر حسین» سختکوش، شکست‌ناپذیر شده بود؛ با «مایکل وافان» که خونسرد بود، توانست به موفقیت برسد. لیورپول بهترین دوران تاریخ‌اش را با «باب پیزلی» مهربان و آرامی گذراند که جانشین «بیل شنکلی» خشن شده بود.

آژاکس زیر نظر کواکس چشم‌نوازترین فوتبال خود را بازی می‌کرد و این در حالی‌ست که او هرگز کاملاً از بازی تیم‌اش رضایت نداشت. در آپریل سال ۱۹۷۲ و پس از تساوی بدون گل خارج از خانه برابر بنفیکا که صعود آژاکس به فینال جام باشگاه‌های اروپا را قطعی کرده بود، اعضای هئیت مدیره باشگاه طی جلسه‌ای فوری تصمیم به اخراج کواکس گرفتند. همان زمان، آژاکس با ۵ امتیاز اختلاف در صدر جدول لیگ برتر هلند قرار داشت، به تازگی فاینورد را در روتردام با نتیجه قاطع ۵ بر یک در هم کوبیده بود و البته جواز حضور در فینال جام حذفی هلند را نیز در دست داشت. پس چرا اخراج؟ پشت برکناری کواکس این منطق قرار داشت که پیروزی یک بر صفر در مجموع ۲ بازی رفت و برگشت برابر بنفیکا (قهرمان پرتغال)، برای آژاکس آنچنان شایسته نبود‌. البته واقعیت ماجرا این بود که خبرهای زیادی پیرامون بی‌نظمی‌های تیم وجود داشت و «هان گرایزنهات» دستیار کواکس و «یان رولینک» پزشک تیم به هیئت مدیره باشگاه اعلام کرده بودند که کواکس قدرت خود را در تیم از دست داده و کنترل اوضاع از دست‌اش خارج شده است. این بسیار مشخص بود که بازیکنان از آزادی‌شان لذت می‌بردند و به همین جهت به مرور شرایط خراب شد و آنها دست به شورش علیه او زدند اما در نهایت کواکس در تیم باقی ماند. یوهان کرویف در اینباره گفت: «نتایج می‌گویند که کواکس اشتباه نکرد. تیم ما آماده بود تا در تصمیم‌گیری‌ها شرکت کند.» شاید پیروزی آنها برابر بنفیکا در نیمه‌نهایی کسی را تحت تاثیر قرار نداد اما برتری با ۲ گل در دیدار پایانی جام باشگاه‌های اروپا برابر اینتر، که اتفاقاً کرویف زننده هر دو گل‌اش بود، برتری روش آنها را تایید کرد.

سال بعد، با قهرمانی مجدد در جام باشگاه‌های اروپا، آژاکس پس از رئال مادرید تبدیل به نخستین تیمی شد که در فتح این عنوان هت‌تریک می‌کند و جالب اینکه اتفاقاً بعد از پیروزی ۴ بر صفر برابر بایرن مونیخ در مرحله یک‌چهارم نهایی، آژاکس باید در دیدار نیمه‌نهایی به مصاف رئال مادرید می‌رفت. برتری ۳ بر یک در مجموع، به خوبی برتری آژاکس را نشان می‌داد؛ از آن دو بازی البته بیشتر صحنه روپایی زدن «موهرن» در برنابئو در یادها مانده؛ لحظه‌ای تکبرآمیز که بیانگر ویژگی‌های آژاکس تحت رهبری کواکس بود. موهرن در اینباره می‌گوید: «آن لحظه، لحظه عوض شدن جایگاه رئال مادرید و آژاکس بود. تا قبل از آن، همیشه رئال تیم بزرگ‌تر بود و آژاکس تیم کوچک‌تر. وقتی من را در حال روپایی زدن دیدند، شرایط به طور کامل تغییر کرد.» کواکس به بازیکنان آزادی داد اما قطعاً فریب قدرت‌شان را نخورد. به عنوان مثال به کرویف بسیار نزدیک بود اما از او نمی‌ترسید. یکبار کرویف از درد زانویش قبل از بازی گله می‌کرد، کواکس که می‌دانست کاپیتان‌اش به پول‌دوستی شهرت دارد، اسکانس هزار گیلدری از جیب‌اش درآورد و در هوا چرخاند، کرویف بعد از آن با لبخندی روی لب اعلام کرد که حس بهتری دارد و البته بدون هیچ ردی از درد به میدان رفت! کواکس اما به اندازه کافی جذبه نداشت؛ در حالی که پیزلی در درون شخصیتی بی‌رحمی داشت و به موقع از آن بهره می‌گرفت، کواکس بسیار مهربان و نرم بود، او فاقد جدیت لازم برای کنترل یوهان کرویف در فصل دوم را نداشت و در نهایت نیز نتوانست تیم را به تعادل برساند. او سرانجام پس از دومین قهرمانی با آژاکس در اروپا، از تیم کنار رفت و هدایت فرانسه را بر عهده گرفت. جانشین او، «جرج نابل»؛ برای انتخاب کاپیتان تیم در فصل ۷۴-۱۹۷۳، اقدام به رای‌گیری میان بازیکنان کرد که در آن رای‌گیری، بازیکنان تیم کرویف را به عنوان کاپیتان‌شان انتخاب نکردند! آنها می‌خواستند «پیت کایزر» کاپیتان آژاکس باشد. همین اقدام مقدمات جدایی کرویف از آژاکس را کلید زد و بعد از پیوستن او به بارسلونا، آژاکس اما خیلی زود از هم پاشید و نابل نیز در سال ۱۹۷۴ اخراج شد. به عقیده بسیاری از کارشناسان، کواکس با دادن آزادی به بازیکنان، به آنها در مسیر پیشرفت و کسب موفقیت کمک کرد و آنها را به اوج دوران فوتبالی‌شان رساند اما با همین آزادی، راه نابودی‌شان را نیز فراهم کرد.

http://s14.picofile.com/file/8409782692/Johan_Cruyff_Football_s_Greatest_Maestro_Cruyff_The_Pla_136.mp4.html

تحلیل سبک بازی، طریقه قرار گیری و شرح وظایف یوهان کرویف در سیستم توتال فوتبال رینوس میشل در آژاکس، تیم ملی هلند و بارسلونا (در لینک ویدئوش موجوده)

✍ جاناتان ویلسون

با کمی تغییرات توسط خودم

@Footballisms