پس از قهرمانی ایتالیا در یورو 2020، بسیار احساساتی شد و اشک می ریخت. او در ادامه، جانلوکا ویالی، هم قطار قدیمی اش را در آغوش کشید تا لذت این قهرمانی شیرین را با او تقسیم کند. روبرتو مانچینی، بهترین لحظه عمرش را سپری می کرد و گریه هایش هم دلیل داشت، او توانست ناممکن را ممکن کند. قطعا چنین دستاوردی، اشک شوق هم دارد. 

13 نوامبر 2017. ایتالیا در سن سیرو امیدوار بود شکست 1-0 مقابل سوئد را جبران کند تا از فاجعه بزرگ یعنی راه نیافتن به جام جهانی جلوگیری کند. سکان هدایت آتزوری، تیم پرافتخار دنیای فوتبال از فدراسیون گرفته تا کادرفنی در دستان افراد درستی نبود. جانپیرو ونتورا که عمری را در تیم های کوچک و ناشناخته سری بی و چی سپری کرد، خودش هم می دانست که در قد و قواره های سرمربیگری ایتالیا نیست اما با آن تیم مسن و بی ستاره، باید تیم را نجات می داد. همان طور که انتظار هم می رفت، ایتالیایی که حتی اینسینیه، بهترین بازیکنش را روی نیمکت نشانده بود، نتوانست حتی یک گل به سوئد بزند و شد آن چه شد؛ اشک های ناامیدی و حسرت جانلوییجی بوفون را همه به یاد داریم. دنیله ده روسی بزرگ تصمیم به خداحافظی گرفت و همین کاپیتان کیه لینی که امشب جام قهرمانی یورو 2020 را بالای سر برد، تصمیم گرفت جایش را به جوان ترها بدهد.

در آن شب کذایی، خوش بین ترین هوادار ایتالیا هم فکر نمی کرد آتزوری قهرمان یورو 2020 شود

فاجعه. در نهایت کارلو تاوکیو، رییس فدراسیون فوتبال ایتالیا و جانپیرو ونتورا، سرمربی ناکام آتزوری از سمت های خود کنار رفتند و سرپرست از طرف کمیته ملی المپیک ایتالیا برای تعیین سرمربی وارد عمل شد. بزرگانی چون الساندرو کاستاکورتا و دیمیتریو آلبرتینی هم وارد ماجرا شدند تا پس از آن تجربه تلخ، کار را به کاردان بسپارند. پس از حدود یک سال سرگردانی، روبرتو مانچینی سرمربی پرافتخار فوتبال ایتالیا به عنوان سرمربی آتزوری منصوب شد تا ویرانه را بازسازی کند. روبرتو مانچینی بهترین انتخاب ممکن بود. در واقع هم ایتالیا و هم مانچینی، به یکدیگر نیاز داشتند. وضعیت ایتالیا که مشخص بود و مانچینی هم پس از جدایی از منچسترسیتی به یک مربی تقریبا درجه دو تبدیل شده بود که در زنیت روسیه هم به مشکل خورده بود. در واقع داستان ایتالیا و مانچینی را می توان مثل یک رابطه عاشقانه کاملا ایده آل که طرفین یکدیگر را به تکامل می رسانند، دانست چرا که در این همکاری هم مانچینی دوباره تبدیل به یک برند شد و اعتبارش را بازسازی کرد و هم ایتالیا از آن مخروبه ونتورا، توانست آرام آرام پله های ترقی را طی کند.

مانچینی کاری کرد که آنتونیو کونته، سرمربی پیشین لاجوردی پوشان باید آن را کم کم شروع می کرد اما او صرفا نتیجه گرایانه کار کرد و پروسه جوان گرایی در تیم کونته روند خیلی کندی داشت که در نهایت یک تیم پیر به سرمربی ضعیفی چون ونتورا رسید. با این حال مانچینی به جوانان اعتماد کرد و حتی از سری بی هم بازیکنانی جوان و ناشناخته به اردوی تیم ملی ایتالیا دعوت می کرد. نیکولو زانیولو و مویزه کین که با وجود غیبت در یورو 2020، بازیکنان آینده دار فوتبال ایتالیا هستند حتی در باشگاه هایشان هم جایگاه ثابتی نداشتند اما مانچینی به آن ها میدان داد. نابود کردن ترس و یک سبک بازی تهاجمی همراه با پرس که تاکتیک مدرن تیم های برنده امروز فوتبال دنیاست، دستاورد مانچینی برای ایتالیا طی سه سال گذشته بوده است. 

ایتالیای مانچینی حالا 34 بازی است که شکست نخورده و آتزوری او که پیش از یورو 2020 از دید بسیاری از کارشناسان و هواداران مدعی شماره یک یورو نبود، حالا بر بام اروپا قرار گرفته و دومین قهرمانی تاریخش را رقم زده است. مانچینی پس از قهرمانی گریست؛ این را می توان اشک شوقی از طرف تمام هواداران ایتالیا در سراسر جهان دانست. خشم فروخورده ای که در پی با گریه های بوفون در سال 2017 همراه هواداران آتزوری بود، حالا تبدیل به شادی و لذت شده است. مانچینی، ویرانه ونتورا را به پادشاه فوتبال اروپا در سال 2020 تبدیل کرد و حالا شانس بالایی برای تبدیل شدن به بهترین سرمربی جهان در سال 2021 دارد. Grazie Mister Mancini!

اشک های روبرتو مانچینی در تاریخ یورو، به یاد ماندنی می شود

یادداشت اختصاصی دبیر بخش فوتبال خارجی طرفداری