پادشاهی هترا یک سرزمین در شمال بین النهرین بوده که در مرز بین امپراطوری ساسانی و امپراطوری روم بعنوان منطقه ای بی طرف قرار داشته بود این پادشاهی که به پادشاهی عربایا نیز مشهور بود در سده دوم میلادی ایجاد شده بود و تا سقوط آن به دست شاپور در نبرد های ایران و روم به حیات خود ادامه میداد.

 

 

 

 پادشاهی عربایا که در طول تاریخ بیشتر بعنوان یک دولت دست نشانده امپراطوری اشکانی حکومت میکرد با تضعیف حکومت اشکانیان در خلال جنگ با روم و شورش خاندان ساسان ها علیه اشکانیان رفته رفته قدرتش بیشتر شد تا اینکه خود را دولت مستقل اعلام کرد و پس از روی کار آمدن ساسانیان با شکست دادن اشکانیان در جنگ داخلی ملوک هترا تصمیم گرفتند که با روم متحد شوند، اردشیر پاپکان بنیان گذار ساسانیان در پاسخ به این حرکت تصمیم به حمله به هترا گرفت و در دهه بیست سده دوم میلادی آنرا محاصره کرد ولی به موفقیتی دست پیدا نکرد تا زمام این ماموریت بعد ها به دست پسرش شاپور یکم افتاد.

 

 

 

در سال 240 میلادی شاپور پادشاه جوان ساسانیان تصمیم به لشکرکشی علیه سنطروق دوم ملقب به طائر پادشاه هترا گرفت پادشاهی هترا سربازان رومی را بعنوان نیرو های کمکی از اگوستوس گوردیان سوم قیصر روم دریافت کرده بود گودریانی که بعد ها در نبرد مشیک در سال 244 میلادی توسط شاپور کشته شد شاپور شهر هترا را به مدت یک سال طولانی محاصره کرد.

 

 

 

 

تصویر بقایا هترا در عراق امروزی

 

 

در جریان محاصره نضیره دختر سنطروق پادشاه هترا که با دیدن پادشاه جوان ساسانی عاشق او شده بود به پدر و شهرش خیانت می کند او با مست کردن درباریان و پدرش به طور مخفیانه دروازه های شهر رو برای ارتش ساسانی باز می کند شاپور بعد فتح شهر پدر نضیره، سنطروق دوم را می کشد و شهر را تخریب و ثروتش را غارت و به غنیمت می گیرد شاپور سپس با نضیره در عین التمر ازدواج می کند

 

 

یک شب که نضیره به شاپور می گوید تختش زمخت است و بر روی آن راحت نمی تواند بخوابد شاهنشاه ایران تخت را بررسی می کند و می بیند که یک برگ گیاه مورد است که باعث ناراحتی وی شده است، شاهنشاه که از دیدن نرمی پوست و طبع لطیف نضیره شوکه و غافلگیر شده بود از ال نضیره می پرسد : «مگر پدرت با تو چگونه رفتار می کرد که چنین طبع و پوست نرمی داری؟» و او نیز از مهربانی های سنطروق برای شاپور می گوید و پاسخ می دهد : «پدر همیشه با من به بهترین شکل رفتار می کرد و هیچ بدی از اون ندیدم» شاهنشاه ایران که از دیدن ناسپاسی ال نضیره نسبت به چنین پدری که با او بسیار مهربان بوده آزرده خاطر می شود و بخصوص اینکه کشته شدن سنطروق دوم به دستان خودش بوده که کمی باعث عذاب وجدانش شد بعد این ماجرا، دستور اعدام نضیره را به دلیل خیانت و نمک نشناسی در حق همچین پدری را صادر می کند و او را اعدام می کند.