شاعر:زنده یاد رحیم معینیکرمانشاهی
آهنگساز:عماد رام
تنظیم:محمدشمس
سال انتشار:1355
......
يا رب دگر از خلق جهان بی خبرم کن چون سروِ سرافرازِ چمن بي ثمرم کن آثارِ من آتش بزن و بي اثرم کن ديگر ز هنر خسته شدم، بی هنرم کن :( بر اين بنده ببخشا، دلم مرده خدايا ز بس رنگ و ريا ديدم از اين آدم خاکي ز بس فتنه گری، ديده ام از عالم خاکي خدايا تو کريمي، فلک را بگشا در که با بال شکسته، به عرش تو کشم پر آتش به جان دل بيفتد، کز دست او آتش گرفتم در اين ديار پر تمنّا، بي آرزو آتش گرفتم يک قطره بارانم خدايا، گُهرم کن گُهرم کن

