. .واقعاً کشور ما خیلی وضعیت اسفناکی داره..
این وضعیت غیرقابل دفاع هست؛ اکثر دزدهایی که میبینم سن بالایی ندارند و تقریباً همسن من هستند.
وقتی آموزشوپرورش کشور، دو درس «قرآن» و «پیامهای آسمان» داره و کتاب و آموزشی بر مبنای رفتار اجتماعی نداره؛ وقتی انسانیت آموزش داده نمیشه؛ وقتی کتابی به اسم «مطالعات اجتماعی» داریم که در آن از همه چیز بحث شده جز رفتار درست در جامعه؛ چه انتظاری میره؟
وقتی این نوجوونها با سیستم کنکور و این قوانین جدید نامشخص، بدون نبوغ ذاتی و سرمایه آیندهای در کشور نخواهند داشت و پی علاقهها رفتن اینجا امکان نداره و مردم با دیده تحقیر در مورد اونی که دکتر یا مهندس نشده صحبت میکنند و اکثریت پدر و مادر خانوادهها باید بیشتر زمان روز را صرف کارکردن برای درآمدی که صرفاً زندگیشون رو بگذرونه، میکنند، قطعاً دنبال خلاف و کارهای اشتباه میرن.
این کارها تشویق کردن نداره ولی مقصر اصلی این جوونها نیستند؛ مقصر اونی هست که باید شرایط خوب رو برای اونها فراهم میکرده...