به نوشته علی نقیان فشارکی حالا شاید بتوان روی فلافل فروشی های آبادان نوشت: «خدایا همه‌ی ما را ببخش، به جز طالب ریکانی?»! باورش سخت است در آبادان به جای شنیده شدن صدای شیپور فتح صدای شکست شدن قلب‌هایی آمد که هیچ گاه شکسته نشدند، صدای چکیدن اشک‌هایی که هیچ گاه ریخته نشدند و صدای فریادهای بلندی که هیچ گاه شنیده نشدند:) 

بیایید اندکی خاطره بازی کنیم، برویم در قلب کالدونیو ایتالیا و در چشمان باجو اسطوره هجومی و بی حد و مرز فوتبال تدافعی ایتالیا ظاهر شویم، جام جهانی ۱۹۹۴ به فینال که رسیدند پشت توپ رفت تا تاریخ را برای مردمان از جنس صخره با قلب هایی لاجوردی رقم بزند ولی... ضربه‌ای که دقیقاً به برج پیزا خورد و از رم تا میلان، تورین و حتی کومو تلفات گرفت! حالا بعد از چندین سال از خاطره‌ای خانمان سوز این حادثه بار دگر، درست 11681 کیلومتر این طرف‌تر برای برزیلِ ایران اتفاق افتاد. سرباز زرد شلیک کرد ولی نه به قفسه توری دشمن سخت بلکه به قلب جهنده نفت...؛ طالب ایستاده مرد دقیقا همانند شماره ده آتزوری که در هوای خفقان فینال جام جهانی نفس می‌کشید:)

طالب و اسطوره‌ها بار دیگر اثبات کردند فاصله بین عشق و نفرت به اندازه چند سانتی متر است، شاید هم به اندازه شلیکی دقیق که میتواند فرق بین اشک و لبخند، جام و سرافکندگی را تایین کنند، مهم نیست شما موی دم اسبی با چشمانی زیبا داشته باشید یا وفادار به پیراهن زرد با بوی تند نفت باشید، اشتباهات به یک شب می‌توانند شما را از آسمان قلب‌ها به گورستان خاطره‌ها ببرند:)?


بعد از تساوی صنعت نفت آبادان مقابل آریو اسلامشهر، آبادانی‌ها از صعود به لیگ برتر بازماندند، طالب ریکانی به خاطر خراب کردن پنالتی خود در جریان این بازی پس از بازی خودزنی کرد و راهی بیمارستان شد...:)