ایالات متحده آمریکا، پس از جنگ جهانی دوم صاحب یک نظام پیچیده از مؤسسات برنامه‌ریزی و ضوابط برنامه‌ریزی شد که در دو سطح ملی- منطقه‌ای و منطقه‌ای- محلی عمل می‌کند. برنامه‌ریزی شهری در آمریکا به علل مختلف تأثیری چشمگیر (چه مثبت و چه منفی) در تحولات شهرسازی جهان داشته است. برخی از دستاوردهای شهرسازی آمریکا که به سایر کشورهای جهان رسوخ یافته است عبارتند از: ضوابط منطقه‌بندی، مفهوم واحد همسایگی، معماری منظر و طراحی شهری، استانداردهای سرانه کاربری زمین، مدلسازی در شهرسازی و غیره. به‌طور کلی می‌توان گفت تا حدود دهه 1960 برنامه‌ریزی ایالات متحده تحت تأثیر برنامه‌ریزی جامع و طرح‌های جامع سنتی بوده است، اما در عین حال شکل‌گیری و تحولات رویکرد برنامه‌ریزی جامع در آمریکا به صورتی متفاوت از سایر کشورهای غربی به ویژه اروپا، انجام گرفته است. در واقع تحولات شهرسازی در ایاالت متحده تابع ویژگی‌های خاص این کشور بوده است که اهم آن‌ها عبارتند از: وجود نظام فدرالیسم، تسلط مالکیت خصوصی زمین، نقش اقتصاد آزاد، تسلط اتومبیل و حومه نشینی، تأثیر جنبش‌های سیاسی و اجتماعی و غیره. در ارزیابی مثبت از نظام برنامه‌ریزی آمریکا می‌توان استدلال کرد که دولت محلی مسئول امور محلی، دولت ایالتی متولی امکانات و خدمات کلان مقیاس و دولت فدرال تضمین کننده برابری مالی ایالات برای توسعه علیرغم منابع متفاوتی است که در اختیار هر کدام قرار دارد. لذا سطوح مختلف دولت با هم همکاری می‌کنند و هریک مختاراند تا نوآوری‌های خود را در انجام وظایفشان اعمال کنند.

ساختمان استاندارد اویل در شهر نیویورک، ایالات متحده آمریکا، حدود سال 1900.

میدان یونیون ، شهر نیویورک ، ایالت نیویورک ، ایالات متحده آمریکا ، 1900.

پانورامای دورنمای شهر شیکاگو با آسمان‌خراش‌ها و فواره باکینگهام

نمای هوایی جزیره روزولت و پارک ایالتی چهار آزادی در مرکز شهر منهتن در یک روز ابری.