طرفداری | پیش‌بینی کرده بودیم از راه می رسد، ولی چرا حالا؟ چرا در تابستان رخ نداد؟ چرا تنها ۳ بازی بعد از آغاز فصل؟ هیچ‌یک از این موارد اهمیتی ندارد، وقتی رئیس باشگاه شما مرد یونانی و خود مختاری مانند «اِوانجلوس ماریناکیس» باشد.

دستیاران رئیس باشگاه فارست می ‌گویند او هرگز اشتباه نمی‌کند: محیطی سرکوبگر و رئیسی که کار کردن با او بسیار دشوار است. این توصیف شرایطی است که نونو اسپریتو سانتو به عنوان یک مربی کاربلد و همکارانش، در آن قرار داشتند.

در جایی می خواندم؛ در رستورانی کنار بندری در آتن، یکی از خبرنگاران سوالی از یکی از نزدیک‌ترین دستیاران ماریناکیس پرسید. پرسش آرام این بود: «وقتی می‌دانید او دارد اشتباه می‌کند، چطور به او گوشزد می کنید؟» پاسخ این بود: «متوجه منظورتان نمی‌شوم. آقای ماریناکیس اشتباه نمی‌کند.»

دقیقا همین اینجاست که شما می تولنید با نگاهی گذرا، تصویر کوچکی از فرهنگ و اطمینان کورکورانه‌ای که امروزه در قلب باشگاه ناتینگهام فارست جریان دارد را ببینید. مسئله‌ای که موجب شد تا سرمربی بااستعداد و پیشرویی چون اسپریتو سانتو را کنار بگذارند، در عین آگاهی از شرایط باز هم باورکردنی نیست.

شاید نونو اسپیریتو سانتو اشتباه کرد که در یک کنفرانس مطبوعاتی صریح و بی‌پرده در ۲۳ آگوست، مشکلاتش با ماریناکیس، مالک فارست، را در رسانه ها عمومی کرد. وقتی این حرف‌ها بیان شد، می دانستیم عملاً راه بازگشتی وجود ندارد.

جنگ داخلی در ناتینگهام فارست
 ماریناکیس فصل گذشته بعد از پایان بازی، در کنار زمین یقه نونو را گرفت

اما خطر بالقوه این است که تمام پیشرفت‌هایی که یکی از مشهورترین باشگاه‌های فوتبال انگلیس در سال‌های اخیر به دست آورده، یک شبه دود هوا شود و از بین برود. و باز مشکل اصلی اینجاست که مربی روی سیم باریکی راه می رود و این اتفاق همیشه محتمل بود و به همین دلیل احتمال تکرار آن هم به سبک رومن آبراموویچ در چلسی بسیار زیاد است. 

ماریناکیس باشگاه فوتبال خود را دقیقاً به همان روشی اداره می‌کند که باشگاه دیگرش، المپیاکوس در آتن، و به‌طور کلی دیگر کسب‌وکارهایش را مدیریت می‌کند.

سبک مدیریت او کاملاً مبتنی بر نظارت دائم است، دائماً مداخله می کند، سخت‌گیر و مستبد است و حضوری همه‌جانبه در تمامی امور دارد. به همین دلایل، هر سرمربی که اندکی اقتدار، عزت نفس یا اعتماد به نفس داشته باشد، سرانجام با او به دچار اختلاف خواهد شد.

استیو کوپر، سرمربی پیشین فارست، دقیقاً به این نقطه رسید و در پایان جانش را برداشت و با آسودگی از فارست جدا شد. کوپر، فارست را از چمپیونشیپ بالا آورد، ولی احساس می‌کرد نمی‌تواند در محیط خفه‌کننده‌ و ارعاب‌آور ماریناکیس که در باشگاه همه‌گیر شده است، عملکرد مناسبی داشته باشد.

کوپر طی شامی در یک رستوران مجلل در لندن، صاحب‌ باشگاه را به چالش کشید: «یا حمایتم کن، یا اخراجم کن». این اولتیماتوم او بود. در بار اول جواب داد و کوپر قرارداد جدیدی گرفت. ولی سرانجام در دسامبر ۲۰۲۳ اخراج شد.

احتمالا نونو هم در این داستان غم‌انگیز کاملاً بی‌تقصیر نیست. او نشان داده انسان فکوری است. احتمالاً اکنون که نشسته و به آینده حرفه‌ای خود فکر می‌کند، بهانه خوبی دارد تا از خود بپرسد: آیا نباید گاهی کمی محتاط‌تر عمل می‌کرد؟ او سرمربی تیم بود، نه مدیر ورزشی باشگاه.

با این حال، نمونه های زیادی از وضعیت مدیریت جنگجویانه در فارست دیده می‌شود و حقیقت این است که کار کردن برای ماریناکیس فوق‌العاده دشوار و گاهی به گفته برخی که مسقیماً آن را تجربه کرده‌اند، کاملاً غیرممکن است.

یکی از منابع نزدیک به فارست اظهار می‌کند: «مثل این است که در یک لباس خشک‌کن گیر افتاده باشی. همان مشکلات و همان اختلافات، در چرخه تکرار افتاده است. همه‌چیز توسط مالک، یا دست‌کم نزدیک‌ترین دستیاران او به شدت زیر ذره بین قرار می گیرد.»

آن‌طور که پیداست، فرقی نمی‌کند پای جذب بازیکن در میان باشد یا حتی موضوع کوچکی مثل لوله‌کشی زمین تمرین باشگاه؛ ماریناکیس نه تنها باید از همه جزییات مطلع باشد، بلکه همیشه نظر خودش را هم اعلام می‌کند! در چنین محیطی، واقعاً کدام مدیر حرفه‌ای و با شخصیت می‌تواند مدت زیادی دوام بیاورد؟ آنژ پوستکوعلو؟

پوستکوعلو و نونو اسپیریتو
مربی دیروز و مربی امروز فارست؛ نونو اسپریتو سانتو و آنژ پوستکوعلو

مالک ناتینگهام فارست، اوانجلوس ماریناکیس، بعدازظهر امروز در بیانیه‌ای از «سابقه پوستکوعلو در کسب جام‌ها» که هموطن او هم هست تمجید کرد. این در حالیست که فارست با یک بیانیه ۸۰ کلمه‌ای کوتاه و بدون هیچ نظر شخصی از سوی مالک، خروج نونو را اعلام کرده بود.

گفته می‌شود پوستکوعلو قراردادی تا پایان فصل آینده امضا کرده و قرار است در بازی روز شنبه مقابل آرسنال ــ رقیب دیرینه تیم سابقش، تاتنهام ــ تیم را هدایت کند.

ماه گذشته، روزنامه‌ها علاقه جدی ناتینگهام فارست به او را افشا کردند؛ تصور این‌که سرمربی سابق تاتنهام با سبک فوتبال هجومی‌اش بتواند حال و هوای سیتی گراند را کمی تغییر دهد، دشوار نیست. فارست باشگاهی است که هر گوشه‌اش عکسی از برایان کلاف بزرگ به چشم می‌خورد!

اما در بلندمدت، تصور موفقیت کسی مانند پوستکوعلو در محیطی که قدرت سرمربی همیشه سقف محدودی دارد، به شدت دشوار است. نکته تأسف‌بار ماجرا دقیقاً همین است.

همین فروردین گذشته بود، پیش از نیمه‌ نهایی جام حذفی مقابل منچسترسیتی. هوا آفتابی و شهر سرزنده بود. نونو نشسته بود و به عکس‌های کلاف که جام‌های لیگ و اروپا را در دست داشت نگاه می‌کرد ولی جام حذفی هرگز به چنگش نیافتاد. نونو قبول داشت این هدف بزرگی است. و دو روز بعد، ومبلی غرق در رنگ قرمز فارست شده بود.

این باید زمانی برای امید و نگاه رو به جلو برای ناتینگهام باشد. حالا که ماریناکیس دعواهایش با شورای محلی درباره توسعه ورزشگاه را کنار گذاشته، برنامه‌هایی برای گسترش سیتی گراند وجود دارد. تیم فارست نیز بازیکنانی با کیفیت واقعی در سطح بین‌المللی دارد؛ از جمله دو بازیکن انگلیسی: مورگان گیبس وایت و الیوت اندرسون، به همراه مدافع برزیلی موریلو و هم‌تیمی صربش، نیکولا میلنکوویچ.

این بازیکنان در دوره مدیریت ماریناکیس و با کمک افرادی که او برای این کار به آنها اعتماد دارد جذب شده‌اند. این معاملات فوق‌العاده موفقیت‌آمیز بوده و سرمایه‌گذاری، تعهد و اشتیاق مالک باشگاه باعث شده است فارست برای نخستین‌بار از اواسط دهه ۱۹۹۰، تا این اندازه به موفقیت و ثبات واقعی نزدیک شود.

جذب ادو، مدیر جهانی فوتبال از آرسنال، یک موفقیت بزرگ بود و همه چیز را درباره دفترچه ارتباطات، نفوذ و قدرت ماریناکیس نشان می‌دهد. او مانند رابین هود و برایان کلاف، واقعاً منبع خیر و موفقیت در ناتینگهام بوده است.

آنژ پوستکوعلو
فعلاً خوش آمدی آنژ پوستکوعلو!

با این حال، در مقطعی باید به افراد زیر دستت باید اجازه دهی کار خودشان را انجام دهند و این تا حدی، شامل مربیان هم می‌شود. 

هنوز هم منابع زیادی از جوی آکنده از هرج و مرج و ابهام، در سیتی گراند صحبت می‌کنند. هیچکس این محیط را با هیچ جای دیگری در فوتبال انگلیس مقایسه نمی‌کند و همه این‌ها باعث می‌شود باشگاه دیر یا زود عملاً در چرخه‌ای از رونق و رکود گرفتار شود. 

اگر عاشق تکرار درام هستید، شاید این وضعیت خوب بنظر برسد، اما اگر، چنانچه رابین هود هم چشم به آن دوخته بود، هدف‌ ثبات و ساختن چیزی واقعاً پایدار و استوار باشد، شرایط چندان در فارست مطلوب به نظر نمی رسد. 

نونو اسپرینتو سانتو در عین خلاقیت و سزاواری های که داشت، از دروازه‌های ناتینگهام خارج شده است و مطمئن باشید با وجود پادشاهی چون ماریناکیس و داروغه‌ای مثل پوستکوعلو، آینده روشنی نخواهد داشت.

فارست با مالکی سرکوبگر و خودمختار ولی کاری و پیشرو، به کجا می‌رود؟، درام ناتینگهام، سریالی دنباله دار است… منتظر قسمت بعدی باشید!