غولها صف کشیده‌اند؛ میراث زلاتان و هنریک لارسن، در دستان لرزان الکساندر ایساک و ویکتور یوکرس رنگ تردید گرفته، بلندقدترین خط حمله تاریخ (اگر فوتبال 99 باز باشید!) با مشارکت توره اندره فلو و جان کارو اکنون جایگاه ارلینگ هالند و سورلوت شده و با صعود تقریبا قطعی نروژ، دانمارک، سوئد و حتی فنلاند رقابتی تنگاتنگ برای صعود مستقیم یا از کوره راه پلی آف به جام جهانی 2026 را دارند. در هیاهوی نبرد وایکینگ‌ها از اسکاندیناوی، کشور پنجم شمالی‌ترین منطقه کره زمین، در برزخ عضویت در فیفا، یوفا یا اتحادیه فوتبال آمریکای شمالی قرار دارد. 

 کشوری که هنوز به عضویت هیچ فدراسیونی در نیامده و مدیران فدراسيون و مربیان ملی آن سخت در تلاش برای نبرد آنها برابر بزرگان دنیا فوتبال هستند. کشوری که در آن فقط یک هفته هوا برای فوتبال بازی کردن مساعد است و در همان یک هفته، تورنمنتی با شرکت 8 تیم برتر، کوتاه ترین لیگ دنیا را برگزار می‌کند.... فوتبال در گرینلند چه حال و هوایی دارد؟

 

فوتبال در جایی که چمن نمی‌روید

نایکه لیبرث-برتلسن، رییس فدراسیون فوتبال گرینلند با عشق به چمن مصنوعی جدید مطابق با استاندارد 4g روز جهانی در ورزشگاه نوک (nuuk) خیره می‌شود و لبخندی غرورآمیز بر لب دارد. ارزش این زمین برای او و صدها کودک گرینلندی که هر بار در فاصله بین دو فصل فوتبال لیگ در آن پا به توپ می‌شوند قابل حساب نیست.

سال 2016، اولین سالی بود که مسابقات قهرمانی لیگ گرینلند در این زمین برگزار شد، آنهم پس از دهه‌ها بازی روی زمین‌های خشک شمالی‌ترین سرزمین جهان. در دهه 1960، وقتی هلیکوپترها در کنار زمین فرود می‌آمدند گردبادی از سنگ‌ را به هوا پرتاب و باعث تأخیر در مسابقات می‌شد. لیبرت-برتلسن با ابروهایی در هم گره خورده به یاد می‌آورد:

 بازیکنان هفته‌ها یا شاید ماه‌ها پس از پایان فصل، روی بدن و ساق‌های خود کبودی‌هایی داشتند. در مورد دروازه‌بان‌ها هم که اصلا کسی جرات شیرجه زدن نداشت. این زمین جدید سطح فوتبال ما را به طور چشمگیری ارتقا خواهد داد.

تیم‌ها در فرصت کوتاه چند هفته‌ای که آب و هوای گرینلند به اندازه کافی برای فوتبال در فضای باز مساعد است، کیلومترها از سراسر بزرگترین جزیره جهان سفر کرده‌ تا در مسابقات قهرمانی گرینلند شرکت کنند. تیم‌های منتخب هر یک از مناطق، در نوک حاضرند. شهری نسبتاً بزرگ که ۱۷۰۰۰ نفر از ۵۶۰۰۰ نفر جمعیت گرینلند را در خود جای داده است. این رقابت‌ها در دو گروه چهار تیمی برگزار می‌شود و در نهایت 4 تیم برتر در نیمه نهایی به مصاف هم می‌روند تا قهرمان از میان آنها مشخص شود.

با وجود برنامه‌ریزی دقیق آب و هوایی، روزهای اول مسابقات امسال در میان باد و باران شدید برگزار شد. بازیکنان، مربیان و داوران به رختکن کنار زمین رفتند تا درا مان بمانند. سرانجام در آستانه بازی نیمه نهایی، میان دو تیم شهر نوک که یک دربی حساس به شمار می‌رود، خورشید طلوع می‌کند، ابرها کنار می‌روند و منظره‌ای خیره‌کننده از کوه‌ها، دره‌ها و اقیانوس که یک کوه یخ بزرگ روی آن شناور است، به چشم می‌خورد و پرچم قرمز و سفید گرینلند در هر گوشه زمین به اهتزاز در می‌آید.

یخهای قطبی در حال آب شدن است

پشت یکی از دروازه‌ها، یک زمین تمرین کوچک با حضور کودکانی به چشم می‌خورد که مشغول دویدن و ضربه زدن به توپ هستند و پشت دروازه دیگر، یک سالن با ابهت وجود دارد که برای رویدادها و ورزش‌های داخل سالن استفاده می‌شود.

نیمکت‌هایی شبیه نیمکت مدرسه در کنار زمین وجود دارد که برای چنین بازی مهمی کافی نیست. گروهی از هواداران از تپه‌ی صخره‌ای کنار زمین چمن بالا می‌روند تا جای خود را پیدا می‌کنند و چیزی زیرشان پهن می‌کنند. اگرچه تمام مسابقات این تورنمنت به صورت زنده از تلویزیون ملی گرینلند پخش می‌شود و هر سال جزء  پربیننده‌ترین برنامه‌های سال است، اما حضور در ورزشگاه نوک  برای طرفداران حس و حال دیگری دارد. فضای ورزشگاه با سر و صدای تماشاگران مهیای بازی می‌شود، زنان سرودهای گرینلندی و آهنگ‌های طرفداری را زمزمه می‌کنند و مردان گاهی اوقات فریاد می‌زنند یا بازیکنی را هو می‌کنند.

یکی از هواداران با نزدیک شدن به غروب خورشید و کاهش شدید دما می‌گوید:

چند هفته پیش هوا واقعاً گرم بود. شاید تا 25 درجه هم رسید. فکر می‌کنم گرمایش جهانی جنبه‌های مثبتی هم دارد!

 

از زندان اریتره تا سرزمین‌های شمالی

بازیکنان برای دربی نوک، بین IT-79 (Inuit Timersoqatigiiffiat-79) و رقیبش B-67 (Boldklubben af ​​1967)، دو قدرت‌ فعلی فوتبال گرینلند، از راه می‌رسند. B-67 قهرمان چهار فصل اخیر بازیهاست اگرچه این تیم B-67 در بین مردم محلی و سنتی محبوبیت کمتری دارد زیرا آنها در واقع باشگاه دانمارکی‌ها در این منطقه به شمار می‌رفتند و از طرفی  به خاطر حامیم الی‌شان، کارلزبرگ، یک باشگاه پول‌پرست تجاری به شمار می‌روند.

آبی‌پوشان B-67 پس از شروعی متزلزل در نهایت بر همه چیز مسلط شدند و 4-0 IT-79 را که در تاریخ خود هیچ قهرمانی‌ای کسب نکرده ، شکست می‌دهند تا بدون دریافت حتی یک گل در طول مسیر به فینال ب‌رسند. تکله گبرلول مربی B-67 به طور مداوم کنار زمین حاضر است، ، به پشت بازیکنانی که برای پرتاب اوت نزدیکش می‌شوند می‌زند و می‌زند و پس از هر گل با دویدن در کنار زمین و در آغوش گرفتن دوستان و هواداران، شادی می‌کند.

گبرلول همچنین به همراه رنه اولسن، یکی دو مربی تیم ملی گرینلند است. داستان زندگی او داستان پر فراز و نشیبی است. او در اریتره بزرگ شد و پس از یتیم شدن در نوزادی، در سن ۱۰ سالگی مجبور به جنگیدن در جنگهای استقلال کشورش شد. پس از گذراندن مدتی در زندان اریتره، به سودان رفت و پس از عبور از مرز با اسلحه، دوباره زندانی شد.. گبرلول به یاد می‌آورد:

عفو بین‌الملل آمد تا  به کودکان اریتره‌ کمک کند. من نمی‌خواستم جایی بروم، اما آنها کودکان زندانی را به کشورهایی مانند کانادا و سوئد می‌بردند. یکی از زنان عفو بین‌الملل که زیاد با او صحبت می‌کردم و از او خوشم آمده بود، دانمارکی بود، بنابراین قبول کردم که به دانمارک بروم.

اگرچه زندگی در دانمارک به هیچ وجه آسان نبود، اما گبرلول سرانجام زبان آنجا را یاد گرفت، با یک زن دانمارکی ازدواج کرد و دوباره فوتبال بازی کردن را شروع کرد. او می‌گوید:

وقتی در دانمارک بودم، مقاله‌ای در مورد گرینلند دیدم. رویای بودن در آنجا را داشتم، بنابراین وقتی آگهی شغلی کار در گرینلند را دیدم، آن را پذیرفتم. مربی ورزش یک مدرسه بودم. آن زمان آرامش‌بخش‌ترین دوران زندگی‌ام بود. چیزی که به آ ن عادت نداشتم این بود که چون هوا همیشه تاریک بود، کار زیادی برای انجام دادن نداشتم. من تا به حال این همه کتاب نخوانده بودم!

همسر گبرلول که از این موضوع خسته شده بود، به او اولتیماتوم داد: یا به دانمارک برگردیم یا به پایتخت. گبرلول نوک را انتخاب کرد. او در سال ۲۰۰۹ به آنجا رسید و اولین جایی که به آنجا رفت، ورزشگاه نوک بود. او می‌گوید:

من اینجا داشتم فوتبال تماشا می‌کردم و مردمی که مرا از قبل می‌شناختند مدام به من می‌گفتند باید به عنوان مربی وارد این عرصه شوم. اما من فقط از تماشا کردن  بازی‌ها لذت می‌بردم. سپس، در نوامبر ۲۰۱۰، رنه اولسن با من تماس گرفت و پرسید که آیا علاقه‌مند به مربیگری تیم ملی در کنار او هستم یا خیر. پس از آن، ما برنامه‌ای تدوین کردیم که از پایین‌ترین سطح شروع کنیم و فوتبال را در اینجا به تدریج ارتقا دهیم.

در حالی که باشگاه‌های نوک در خانه خود بازی می‌کنند، تیم‌های دیگر کشور سفرهای طاقت‌فرسایی را برای دور نهایی انجام می‌دهند. جغرافیای گرینلند، سفر خارج از خانه را برای تیم‌های شرق، غرب و شمال کشور را به فرآیندی طولانی و بسیار پرهزینه تبدیل کرده. از طرفی راههای مستقیم میان نوک با سایر شهرها نیست.

کار مربی دشوار است

در تورنمنت‌های گذشته، سفر پنج روزه تیم‌ها با قایق برای شرکت در مسابقات امری عادی بود که  البته گاهی نتایج غم‌انگیزی به همراه داشت. در آگوست ۲۰۰۴، سه فوتبالیست از آسیات با قایق از طریق خلیج دیسکو در شمال غربی گرینلند برای شرکت در یک بازی پیشکسوتان در کِکِرتارسواگ حرکت کردند، اما پس از اینکه قایقشان در جزیره خالی از سکنه هار گیر کرد، هرگز به خانه بازنگشتند. تیم‌های جستجو و نجات هم نتوانستند آنها را پیدا کنند.

امروزه خوشبختانه، شهرداری‌های محلی هزینه پروازهای بسیار گران به ورزشگاه پایتخت را پرداخت می‌کنند. این مسابقات در کشوری که دیوانه فوتبال است، در اولویت قرار دارد، اما بازیکنان نیمه حرفه‌ای باید برای گرفتن مرخصی از محل کار خود مبارزه کنند. بسیاری از آنها هر ساله مجبورند به خاطر غیبت‌های طولانی شغل جدیدی پیدا کنند، درست همان مشکلی که بازیکنان تیم ملی گرینلند هنگام سفرهای خارجی دست به گریبان هستند. اولسن، مربی ۳۷ ساله گرینلند، می‌گوید:

تعهدی که بازیکنان ملی ما نشان می‌دهند قابل توجه است. بسیاری از فوتبالیست‌ای خبره گرینلندی مجبورند دعوت تیم ملی را به خاطر شرایط شغلی یا خانوادگی رد کنند.

 

 

شرق گرینلند مثل برزیل است

در حالی که برخی از گرینلندی‌ها در هندبال حرفه‌ای شده‌اند، هنوز یک فوتبالیست حرفه‌ای در گرینلند پرورش نیافته است، اگرچه برخی از آنها در لیگ‌های نیمه‌حرفه‌ای دسته‌های پایین‌تر در دانمارک بازی کرده‌اند. یسپر گرونکیِر، وینگر سابق چلسی، در نوک متولد شد اما در سن بسیار کمی آنجا را به مقصد دانمارک ترک کرد.

اولسن اضافه می‌کند:

دلتنگی برای بازیکنان گرینلندی یک مشکل است. آنها در صورت سفر به کشورهای بزرگ، دلتنگ شکار و سبک زندگی سنتی کشور خود می‌شود. وقتی به آن نوع طبیعت عادت دارید، ترک کردنش سخت است.

در فواصل بین دو بازی یک تیم در دور نهایی مسابقات لیگ گرینلند، بازیکنان تیم‌های مختلف لحظات مفرحی کنار هم دارند. بین بازی‌ها، آنها با پلی استیشن بازی کردن خود را سرگرم می‌کنند.

تیم TM-62، از تیم‌های راه‌یافته از شرق گرینلند، هزاران کیلومتر را پیموده‌ تا به اینجا برسد. این تیم از کولوسوک است که تنها ۲۹۵ نفر جمعیت دارد، و بازیکنان آن از مناطق اطراف شهر گرد هم آمده‌اند. خب وقتی اینقدر حق انتخاب بازیکنان برای تیم کم باشد، مشکلات جدی پیش روی شماست؛ آنها با نتیجه‌ی ۱۱-۰ توسط IT-79 و سپس با نتیجه‌ی ۱۲-۰ توسط Nagdlunguaq-48 یا N-48، یکی از تیم‌های قوی‌تر از Disko Bay در شمال گرینلند، شکست خوردند.

بهترین نتیجه TM-62 باخت ۳-۱ به FC Malamuk از اوماناک در شمال غربی گرینلند بود. جایی که طبق افسانه‌های اسکاندیناوی خانه واقعی بابانوئل است. اما یک شکست دو رقمی دیگر - این بار با نتیجه تنها ۱۰-۰ برابر کوگساگسوک که پنج ساعت با قایق تندرو سفر کرده بود - در پلی‌آف برای کسب مقام هفتم، باعث شد تا TM-62 در رده آخر جدول 8 تیمی قرار گیرد.

لیبرت-برتلسن توضیح می‌دهد:

شرق گرینلند مانند برزیل است: بازیکنان بااستعدادی دارد، که  در تیم‌های مختلف کشور پخش شده‌اند. جمعیت متفرقی دارد و بازی کردن در دور نهایی بازی‌ها،  نقطه اوج سال برای آنهاست..

 اولسن، که با نگاهی تیزبین مسابقات را دنبال می‌کند و به دنبال چهره‌های جدید برای تیم ملی می‌گردد، مربی تیم ملی می‌داند که بازیکنان بااستعداد خارج از نوک اغلب در طول سال آمادگی خود را از دست می‌دهند. درست برخلاف بازیکنانی که زیر نظر تکله گبرلول برای B-67 بازی می‌کنند. تفاوت در نگرش‌ بازیکنها در همین مسابقات نیز واضح است. بازیکنان B-67 تقریباً به محض ترک زمین، به نرمش و گرم نگه داشتن بدن خود برای بازی‌های بعدی ادامه می‌دهند. در حالیکه بازیکنان دیگر تیم‌ها بلافاصله پس از خروج از زمین سیگارشان را روشن کرده و پکی به آن می‌زنند.

بازیکنان آماتور گرینلندی

اولسن توضیح می‌دهد:

تکله می‌تواند بازیکنانش را تحت کنترل نگه دارد. اما بازیکنان سایر نقاط کشور سبک زندگی سالمی ندارند. ما سعی کرده‌ایم به آنها آموزش دهیم، اما کار با بزرگسالان سخت است و آنها به روش‌های خودشان پایبند هستند. وقتی چنین بازیکنانی کنار بازیکنان اهل نوک می‌ابستند، آمادگی جسمی‌شان به خوبی عیان می‌شود. بهترین شانس ما کار با نسل بعدی است زیرا آنها نوع دیگری بزرگ خواهند شد.

علیرغم تفاوتهای فنی و جسمی،  تسلط بازیکنان نوک بر تیم ملی گرینلند، جو تیم ملی را به نوعی با حسادت همراه کرده اولسن می‌گوید:

اگر بازیکنان نوک را انتخاب کنیم، حتی اگر از همه قوی‌تر باشند، مردم ما را به تعصب متهم می‌کنند. آنها می‌گویند چون گبلول با آنها کار می‌کند، انتخابشان کرده. اما برای ما فقط انتخاب بهترین‌ها اهمیت دارد.

 

 

درخواست غیرمنتظره اوگاندا

ظرف چند هفته آینده، چمن مصنوعی مدرن ورزشگاه با تکنولوژی مشهور به 4g با چند متر برف پوشانده خواهد شد و تا سال آینده، پس از یک زمستان طولانی، قابل استفاده نخواهد بود.

جان تورسن، رئیس اتحادیه فوتبال گرینلند، در حالی که آخرین بازیکنان از ورزشگاه نوک خارج می‌شدند، توضیح می‌دهد:

برف یک پوشش طبیعی است و این زمین قابلیت آن را دارد تا در برابر آن آسیبی نبیند. این برای ما خیلی مهم است زیرا دوست داریم زمینی داشته باشیم که توپ در آن به درستی بچرخد.

هدف اصلی فدراسیون فوتبال گرینلند، عضویت در فدراسیون‌های بین‌المللی فوتبال است. برگزاری موفقیت‌آمیز این تورنمنت، تنها چند هفته پس از رقابت‌های داغ هفت تیمی زنان می‌تواند به آنها در پیشبرد این هدف کمک کند.. با وجود کاورهای بازیکنان ذخیره که نام و نشان فیفا روی آن نقش بسته،  گرینلند هنوز یکی از معدود کشورهای کره زمین است که عضو فیفا نیست.

جایگاه سیاسی گرینلند به عنوان یک کشور خودمختار اما در قلمرو دانمارک، موضوع بحث‌های داغی است.

گرینلند در سال ۱۹۸۲ برگزیت خود را داشته و پس از یک همه‌پرسی، تصمیم به خروج از جامعه اقتصادی اروپا گرفته است. در سال ۲۰۰۸ نیز قانون خودمختاری را تصویب کردند که باعث شد این جزیره از دانمارک دورتر شود.

در زمینه فوتبال، گرینلند عضو CONIFA (کنفدراسیون انجمن‌های مستقل فوتبال) است. فدراسیونی جایگزین فیفا برای کشورهای غیربه‌رسمیت‌شناخته‌شده، تا بتوانند مسابقاتی میان خود داشته باشند. ماموریت اصلی آنها برای کسب عضویت در یوفا ادامه همچنان دارد.

جزایر فارو سال‌هاست که با وضعیت سیاسی مشابه گرینلند،عضو فیفا است. اگرچه آنها قبل از اضافه شدن بندی مبنی بر اینکه "اعضای فیفا باید توسط سازمان ملل به عنوان کشور به رسمیت شناخته شوند،" اجازه ورود به فیفا را گرفتند.

اتحادیه فوتبال گرینلند کمک‌های زیادی از دانمارک دریافت کرده است، زمین چمن مصنوعی جدید در نوک یکی از سه زمین چمن مصنوعی در این کشور است و برنامه‌هایی برای زمین‌های بیشتر، از جمله حداقل یکی در شمال گرینلند، در دست اجرا است.

احتمالاً به دلیل آب و هوای آنجا، این زمین فقط برای سه هفته در سال قابل استفاده خواهد بود، اما همین مدت کوتاه هم تاثیری در عزم آنها برای رشد فوتبال خود ندارد.

گام بعدی برای فوتبال در گرینلند، ساخت یک زمین سرپوشیده است تا فوتبال در کشور خود را از دو یا سه ماه در سال به ۱۲ ماه کامل، گسترش دهد - اما این نوع امکانات پیشرفته‌ مطمئناً ارزان به دست نمی‌آید.

لیبرت-برتلسن می‌گوید:

تکمیل تمام مراحل مورد نیاز چیزی حدود ۴۵ میلیون یورو هزینه خواهد داشت. به نظر پول زیادی می‌آید، اما شکی ندارم که در نهایت به آن خواهیم رسید. اخیرا تیم ملی زنان اوگاندا مشتاق دیدار با ما بود. همه ما موافق بودیم، اما آنها گفتند که می‌خواهند در ماه اکتبر به اینجا سفر کنند. ما مجبور شدیم با احترام به آنها بگوییم که هوا در آن فصل حدود منفی ۱۰ درجه خواهد بود!»

در چنین شرایطی فوتسال در گرینلند پادشاه است. ورزشی که استعدادهای فوتبال گرینلند در فصول سرد به سراغ آن می‌روند. رنه اولسن فکر می‌کند که بازی‌های کوچک هم یک دروازه هستند. او می‌گوید:

فوتسال چیزی خواهد بود که ما را روی نقشه قرار می‌دهد. در حال حاضر، ما نمی‌توانیم با کشورهای دیگر در استادیوم رو باز رقابت کنیم، اما در داخل سالن فوتسال، شانس زیادی برای کسب نتایج خوب در برابر کشورهای بزرگ داریم.

تیم N-48، تیمی است که در بازی نهایی در انتظار B-67 است. تیمی از شمال غربی گرینلند که تاکنون 10 بار فاتح لیگ کشور شده و از سومین شهر بزرگ گرینلند، ایلولیسات، به معنی «کوه‌های یخ» می‌آیند. شهری که گفته می‌شود تقریباً به تعداد انسان‌های آن (حدود 4500 نفر) سگ سورتمه در آن  زندگی می‌کنند. این شهر خانه کاوشگر مشهور قطب شمال، نود راسموسن، معروف به «پدر اسکیمولوژی» است.

همه چیز آماده بازی نهایی است

حدود ۲۰۰۰ هوادار با لباس آبی B-67 و لباس سبز تیم N-48 در یک یکشنبه آفتابی برای فینال جمع شدند صدای ناهنجار بوق‌ها به صدا می‌رسد. مارکوس ینسن ستاره معروف N-48 است که به عنوان یکی از استعدادهای بزرگ گرینلند شناخته می‌شود. شغل اصلی او ماهیگیری است و معمولا به خاطر صید ماهی و شکار برای خانواده تمرینات را از دست می‌دهد.

تیم B-67 در پایان نیمه اول با نتیجه ۲-۱ پیش افتاد. نیمه دوم پر تنش به پایان رسید و در نهایت B-67 با نتیجه ۳-۱ پیروز شد. بازیکنان، گبرلول، سرمربی تیم را بالای سر خود بلند کردند و سپس با آتش بازی و بالا بردن یک جام نسبتاً کوچک فصل یک هفته‌ای فوتبال گرینلند به پایان رسید.

حالا تیم‌ها با داستان‌هایی پر شور و شوق از یک فصل فوتبال یک هفته‌ای در شبهای سرد و طولانی، با  کبودی‌های بسیار کمتر، به گوشه و کنار کشور بازمی‌گردند. تا تمام آنها را برای خانوادهو دوستان خود بازگو کنند.