سرو بستانی تو یا مه یا پری

یا ملک یا دفتر صورتگری 

هر که یک بارش گذشتی از نظر

در دلش صد بار دیگر بگذری 

می‌روی و اندر پیت دل می‌رود 

باز می‌آیی و جان می‌پروری 

چند خواهی روی پنهان داشتن 

پرده می‌پوشی و بر ما می‌دری 

روزی آخر در میان مردم آی

تا ببیند هر که می‌بیند پری