طرفداری | روبرت ویلیام آتاس (Robert William Athas) یا کین رابرتز (Kane Roberts)، زاده 16 ژانویه 1962 در شهر نیوتون ایالت ماساچوست آمریکا است. کین در ابتدا برای درآمدزایی، کارتهای بازی بلکجک را در کازینوها پخش میکرد و از همین رو، با مافیای این بازی آشنا شده بود و با دیدن اسلحه بیگانه نبود. با این وجود، علاقه اصلی کین، موسیقی بود و آروزی نوازندگی حرفهای را داشت زیرا از کودکی در کنسرتها شرکت کرده و موسیقی را از طریق رادیو دنبال میکرد. بر همین اساس بود که او نواری را ضبط کرده و به انتشارات اسکرین جامیس فرستاد تا یکی از تهیهکنندگان خواننده معروف راک آمریکایی یعنی آلیس کوپر، متوجه استعدادش شود. پس از یک قرار ملاقات با ازرین، کین به گروه راک آلیس کوپر، به عنوان نوازنده گیتار، اضافه شد.
پیشتر او الفبای موسیقی را در هنرستان موسیقی نیوانگلند آموخته بود و پس از یادگیری سبک کلاسیک گیتار، سبک هوی متال را برای خود منتخب کرد. رابرتز از 20 سالگی وارد بدنسازی شده بود و پس از نخستین تلاشها با وزنههای یکی از دوستانش، آنقدر پشتکار داشت که به وزنی در حدود 230 پوند در 20 سالگی رسید. از همین رو، حضور کین در گروه کوپر، به دلیل قدرت بدنی و عضلاتش، وزنه زیبایی را در آن افزایش داده بود. با حضور رابرتز، حجم صدای موسیقی کوپر بالاتر رفته و هدف گروه، جفظ جوهره کلاسیک در آثار هویمتال و هارد راک شده بود.
در ادامه، آلبومهای منقبضکننده (1986) و مشتت را بالا ببر و فریاد بزن (1987)، با حضور رابرتز منتشر شد و بسیار موفق بود زیرا آلیس کوپر را از بحران خارج کرد و رتبه بیلبورد او را از 200 به 59 رساند. یکی از بارزترین تغییرات حاصل از حضور رابرتز، قطعه «فرانکشتاین نوجوان» بود. رابرتز به تولید مستقل موسیقی نیز پرداخت و آلبومهای کین رابرتز (1987) و معصومیت و گناهان (1989) را منتشر کرد. در سال 1989، کوپر و رابرتز تکآهنگی با نام «بستر ناخنها» ساختند و بار دیگر مورد توجه قرار گرفتند. پس از شروع دهه 90 میلادی، همکاری رابرتز با گروه کوپر به پایان خود رسید تا سالها بعد یعنی در سال 2023، این دو با ترانهای به نام جاده، بار دیگر همکاری با یکدیگر را تجربه کنند.
یکی از موفقترین کارهای مستقل رابرتز، ترانه «آیا کسی واقعا در عشق غرق میشود» بود که در سال 1991 به رتبه 38 صد آهنگ داغ بیلبورد رسید. رابرتز پس از انتشار دومین آلبومش به یک وقفه در حرفه موسیقی خود رسید تا در سال 1999، با همکاری با گروهی به نام «فینیکس داون» به این عرصه بازگردد. او در ادامه موفق به انتشار تکآهنگهایی با نامهای رادیوی نشنیده (2012) و طبیعت نوین (2019) شد. او در مدت زمان دوری از موسیقی به فعالیتهایی همچون هنرهای گرافیکی و برنامهنویسی بازیهای ویدیویی روی آورد. او موسیقی بازیها را مینواخت و حتی از صدایش برای برخی کاراکترها نیز بهره میبرد. او در فیلمهای سینمایی نیز حضوری کوتاه داشت که بارزترین آنها، نقش یک کارگر ساختمانی در فیلم سینمایی شوکر (1989) بود.
به جز ترکیب موسیقی و بدنسازی، از دیگر امضاهای خاص رابرتز در بخش اوج کاریاش در موسیقی راک و هویمتال، گیتار خاصش بود که طرحی همچون مسلسل داشت و حتی قادر به آتشافکنی نیز بود. حرکات نمایشی رابرتز با این گیتار خاص، در کنار عضلاتش که همچون یک بدنساز حرفهای بود، او را به «رمبوی موسیقی» معروف کرد. این گیتار توسط یکی از طرفداران کوپر که در ارتش کار میکرد، ساخته شده بود و به مدیربرنامه این گروه پیشنهاد شده بود. رابرتز به سرعت به این مسلسل ششزهی علاقهمند شد و شروع به هنرنمایی با آن کرد. هدبند، کمربند اسلحه و گیتار مسلسلی رابرتز دیگر به جذابیت اصلی کنسرتها و نمایشهای گروه کوپر تبدیل شده بود. نواختن این گیتار نیز به قدرت بدنی همچون عضلات رابرتز نیاز داشت زیرا از نظر وزنی نیز از سایر گیتارها سنگینتر بود. رابرتز هرازگاهی از شعله پخشکنهای تعبیهشده در گیتار استفاده میکرد تا هیجان کنسرت را بیشتر کند. پس از جدایی او از کوپر، دیگر این مسلسل نیز از خاطرها دور شد تا به یک بخش مهمی از نوستالژی موسیقی راک و هویمتال آمریکایی تبدیل شود.
از سری خاطرات ورزشی
- فابریسیو اوبرتو، موزیسین آرژانتینی بسکتبال؛ از آتناس و طلای آتن تا رسیدن به NBA در 30 سالگی
- بابی فیشر، معجون جنون و نبوغ شطرنج جهان؛ از پرتاب آبدهان به پرچم آمریکا و خوشحالی از حملات 11 سپتامبر تا قهرمانی جهان و پناه به ایسلند
- یواخیم دکارم، شماره 11 جادویی هندبال آلمان؛ از قهرمانی جهان تا آسیب مغزی در زمین و توانبخشی
- آرشیو مطالب مرتبط

