طرفداری - امیرحسین صدر | تقدیم به برادرم حمید رضا صدر که امروز دقیقاً سالروز پنجمین سالگرد درگذشت اوست. میدانم در آن بالا بیصبرانه منتظر آغاز آن است، ولی ای کاش برای این بازی هم که شده اجازه مرخصی میگرفت! شک نکن همیشه بهیادتیم!
در میان همۀ این رقابتها، رویارویی انگلیس و آرژانتین جایگاهی خاص و یگانه دارد؛ رقابتی که فقط فوتبالی نیست، فقط به تاکتیک و ستاره و نتیجه محدود نمیشود، بلکه در لایههای عمیقتر خود، حامل تاریخ، سیاست، غرور ملی، زخمهای کهنه و حافظهای است که هرگز خاموش نشده است.
و حالا، جام جهانی ۲۰۲۶ بار دیگر این دو رقیب قدیمی را مقابل یکدیگر قرار داده است. آمار دروغ نمیگوید؛ هر چهار تیم برتر در ردهبندی فیفا به مرحلۀ نیمهنهایی این دوره از جام جهانی راه یافتهاند و حالا انگلیس و آرژانتین قرار است در ۱۵ جولای، در آتلانتا، یکی از سنگینترین مسابقات این جام را برگزار کنند؛ دیداری که برای خیلیها فقط یک بازی برای رسیدن به فینال پرعظمتترین تورنمنت ورزشی نیست، بلکه ادامۀ یکی از پرتنشترین دشمنیهای تاریخ فوتبال جهان است.
برای فهم بزرگی این مسابقه، باید به عقب بازگشت؛ به ومبلی ۱۹۶۶، به مارادونا و آزتکای ۱۹۸۶، گل استثنایی اوون و اخراج بکام در سنتاتین فرانسه در ۱۹۹۸، به پنالتی در ساپوروی ژاپن ۲۰۰۲، و … سایۀ جنگ فالکلند که هنوز هم بر این تقابل سنگینی میکند. زمانی که میبینیم بعد از پیروزی اخیر در برابر سوئیس، بازیکنان آرژانتین سرود همیشگی را سر دادند.
نسخهای از این ترانه در تمام مسیر قهرمانی آرژانتین در جام جهانی ۲۰۲۲ قطر خوانده میشد و اکنون برای رقابتهای جام جهانی ۲۰۲۶ بهروزتر شده است.
نسخۀ اصلی با این مصرع آغاز میشد:
«من در آرژانتین به دنیا آمدهام؛ سرزمین دیهگو و لیونل، و پسران مالویناس (جزایر فالکتد به اسپانیایی) که هرگز فراموششان نخواهم کرد.»
در نسخۀ جدید، این بخش به این صورت تغییر کرده است: «من از گهواره تا گور آرژانتینیام؛ برای مالویناس، برای دیهگو، برای آخرین فصل لئو.» این عبارت به دو اسطورۀ بزرگ فوتبال آرژانتین، دیهگو مارادونا و لیونل مسی، اشاره دارد که برای نخستین بار در مقابل انگلستان بازی خواهد کرد.
بازیکنان آرژانتین به زبان اسپانیایی همخوانی میکردند:
«من هوادار تیم ملیام و با تمام وجود تشویقش میکنم.
ما با لیونل سومین قهرمانی را به دست آوردیم و حالا میخواهیم بار دیگر قهرمان شویم.
و ۳۲ سال بعد، لا اسکالونتا انتقام جامی را خواهد گرفت که از شماره ۱۰ گرفته شد؛ همان جامی که نگذاشتند بالای سر ببریم.
میخواهم ستارۀ چهارم را ببینم که روی پیراهن میدرخشد.
من از گهواره تا گور آرژانتینیام؛ برای مالویناس، برای دیهگو، برای آخرین فصل لئو.
آرژانتین، میخواهم ببینم که دوباره پیاپی قهرمان میشوی.»
آغاز ماجرا؛ ومبلی ۱۹۶۶ و تولد یک کینۀ تاریخی
ریشۀ این رقابت به جام جهانی ۱۹۶۶ در انگلیس بازمیگردد. در آن زمان، انگلیسیها میزبان بودند و با جاهطلبی فراوان برای فتح نخستین قهرمانی جهان وارد مسابقات شده بودند. تیم آلف رمزی ترکیبی بود از نظم، فیزیک، انضباط و اعتمادبهنفس. در سوی دیگر، آرژانتین تیمی سرسخت، جنگنده و بسیار حساس به شأن و احترام خود بود.
دو تیم در مرحلۀ یکچهارم نهایی در ومبلی به هم رسیدند؛ مسابقهای که از همان ابتدا عصبی، پرفشار و خشن بود. نقطۀ عطف بازی در دقیقۀ ۳۵ رخ داد؛ زمانی که آنتونیو راتین، کاپیتان آرژانتین، با تصمیمی جنجالی از سوی داور آلمانی مسابقه اخراج شد. مسئله این بود که نه ارتباط زبانی روشنی میان بازیکن و داور وجود داشت و نه خود آرژانتینیها این تصمیم را عادلانه میدانستند. راتین با حالتی معترضانه از زمین بیرون رفت و تصویر نشستن او کنار فرش قرمز ورزشگاه، به یکی از مشهورترین صحنههای آن جام تبدیل شد.
انگلیس بازی را با گل جف هرست یک بر صفر برد و در نهایت جام را فتح کرد. اما در حافظۀ فوتبال آرژانتین، آن مسابقه چیزی بیش از یک حذف بود. آنها احساس میکردند در خانۀ حریف، نه فقط مغلوب تیم میزبان، بلکه قربانی نگاهی از بالا و تحقیرآمیز شدهاند. رفتار آلف رمزی پس از بازی و امتناع او از تعویض پیراهن بازیکنان با آرژانتینیها، این حس را عمیقتر کرد. و حتی در کنفرانس خبری آنها را «حیوان» خواند. از همانجا بود که بذر خصومتی پایدار کاشته شد.

فالکلند/ مالویناس؛ وقتی تاریخ وارد زمین شد
اگر ۱۹۶۶ آغاز یک کینۀ فوتبالی بود، سال ۱۹۸۲ به آن بار سیاسی و عاطفی عظیمی افزود. جنگ فالکلند/مالویناس میان بریتانیا و آرژانتین، هرچند کوتاه بود، اما اثراتی ماندگار بر حافظۀ دو ملت گذاشت. برای آرژانتین، مالویناس به زخمی ملی تبدیل شد؛ نشانهای از شکست، فقدان و غروری جریحهدارشده. برای بریتانیا هم جنگ فالکلند بخشی مهم از حافظۀ سیاسی دهۀ ۱۹۸۰ شد.
به همین دلیل، وقتی چهار سال بعد در جام جهانی ۱۹۸۶، انگلیس و آرژانتین در یکچهارم نهایی روبهروی هم قرار گرفتند، کسی آن بازی را صرفاً ورزشی نمیدید. هرچند بازیکنان و مربیان نمیخواستند خود را وارد سیاست کنند، اما افکار عمومی، رسانهها و حافظۀ ملی مردم دو کشور، معنایی بسیار فراتر به آن مسابقه داده بود.
در واقع، اینجا بود که رقابت انگلیس و آرژانتین از یک دشمنی فوتبالی به یک روایت جهانی تبدیل شد؛ روایتی که در آن زمین فوتبال، به صحنهای نمادین برای بازتاب دردها و عقدههای تاریخی بدل شده بود.
آزتکا ۱۹۸۶؛ بازیای که هرگز از یاد نمیرود؛ ۲۲ ژوئن ۱۹۸۶، ورزشگاه آزتکا، مکزیکوسیتی
یکی از پرتنشترین و اسطورهایترین مسابقات تاریخ فوتبال. نیمۀ اول فشرده و محتاطانه بود، اما نیمۀ دوم، طی چند دقیقه، یکی از عجیبترین و باشکوهترین روایتهای تاریخ جام جهانی را خلق کرد.
در دقیقۀ ۵۱، دیگو مارادونا در صحنهای که همۀ دنیای فوتبال آن را بهخاطر خواهد داشت، با دست توپ را از بالای سر پیتر شیلتون وارد دروازه کرد. داور گل را پذیرفت. گل «دست خدا» اعجوبۀ خارقالعادۀ آرژانتینی از نظر انگلیسیها نماد تقلب محض بود و از نگاه بسیاری از آرژانتینیها، در بستر احساسی پس از جنگ، نوعی زرنگی و پیروزی نمادین به شمار میرفت.

اما فقط چهار دقیقه بعد، مارادونا گلی زد که برای همیشه در تاریخ فوتبال ماندگار شد. او توپ را از میانۀ میدان گرفت، از میان چند بازیکن انگلیس عبور کرد، تعادل و سرعتش را حفظ کرد، دروازهبان را جا گذاشت و گلی به ثمر رساند که بعدها «گل قرن» نام گرفت. در فاصلهای کوتاه، یک بازیکن، هم گل مشهور با دست تاریخ جام جهانی را زده بود و هم زیباترین گل تاریخ آن را.
آرژانتین آن مسابقه را ۲ بر ۱ برد و در نهایت قهرمان جهان شد. اما خودِ دیدار برابر انگلیس، مستقل از سرنوشت جام، تبدیل به نقطۀ اوج این رقابت شد. برای آرژانتینیها، آن پیروزی رنگ و بویی فراتر از صعود به فینال داشت؛ نوعی بازیابی غرور بود. و برای انگلیسیها، یکی از تلخترین خاطرات تاریخ فوتبال ملی بود.
۱۹۹۸؛ اوون، سیمئونه، بکام و یک زخم تازه
جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه بار دیگر این دو تیم را در مرحلۀ حذفی به هم رساند؛ این بار در یکهشتم نهایی. مسابقهای پرهیجان، تماشایی و بسیار عصبی که همۀ عناصر لازم برای جاودانه شدن را داشت.
گابریل باتیستوتا از روی پنالتی برای آرژانتین گل زد. آلن شیرر پاسخ داد. مایکل اوون نوجوان با گلی فوقالعاده و بهیادماندنی، انگلیس را جلو انداخت. سپس خاویر زانتی با یک ضربۀ ایستگاهی تمرینشده، بازی را به تساوی کشاند. اما آنچه در یادها ماند، اخراج دیوید بکام بود؛ لحظهای که او پس از برخورد با دیهگو سیمئونه، با حرکتی خام پایش را به سمت او دراز کرد و داور کارت قرمز مستقیم نشان داد.
انگلیس دهنفره شد، بازی به پنالتی کشید و آرژانتین پیروز شد. بکام در انگلیس برای مدتها مقصر اصلی حذف قلمداد میشد. این بازی نشان داد که تقابل این دو تیم همچنان همان بار عصبی و تاریخی را با خود حمل میکند؛ و هر نسل، قهرمانان و قربانیان خودش را در دل این رقابت پیدا میکند.

۲۰۰۲؛ رستگاری بکام و انتقام آرام انگلیس
در جام جهانی ۲۰۰۲، دو تیم اینبار در مرحلۀ گروهی با یکدیگر روبهرو شدند. این بازی شاید دراماتیکترین مسابقۀ تاریخ آنها نبود، اما برای انگلیس اهمیت روانی بزرگی داشت. بکام، که هنوز سایۀ ۱۹۹۸ را همراه خود داشت، فرصت یافت پاسخ شخصیاش را بدهد.
او از روی نقطۀ پنالتی تنها گل بازی را زد و انگلیس ۱ بر ۰ برنده شد. این پیروزی برای انگلیسیها طعم انتقام داشت و برای بکام نوعی رستگاری. داستانی کامل از سقوط و ظهور دوباره.

تقریباً هر بار انگلیس و آرژانتین در جام جهانی به هم رسیدهاند، مسابقهای ساختهاند که چیزی به حافظۀ فوتبال جهان اضافه کرده است:
اگرچه هر مسابقۀ تازه میان این دو کشور، فقط با زبان تاکتیک و ترکیب و فرم روز تحلیل نمیشود؛ بلکه رسانهها، هواداران و حتی بازیکنان ناخواسته در سایۀ آن گذشته حرکت میکنند. البته باید میان یادآوری تاریخ و دامن زدن به خصومت تمایز قائل شویم. اما این واقعیت را هم نمیتوان انکار کرد که بار احساسی آن جنگ هنوز از این رقابت جدا نشده است.
اکنون؛ نیمهنهایی ۱۵ جولای ۲۰۲۶
حالا این داستان بار دیگر فصل تازهای پیدا کرده است. انگلیس و آرژانتین در جام جهانی ۲۰۲۶ به نیمهنهایی رسیدهاند و قرار است ۱۵ جولای در آتلانتا برابر هم صفآرایی کنند. تقابلی که از همین حالا بوی تاریخ میدهد. بوی نبرد کلاسیکی تمامعیار. این مسابقه نه فقط نبرد دو قدرت بزرگ فوتبال، بلکه تلاقی دو تیمی است که با وجود مشکلات بسیار شباهت نزدیکی به یکدیگر دارند.
در یک سوی نیمهنهایی، فرانسه و اسپانیا قرار دارند؛ تیمهایی خوشاستایل و چشمنواز که بسیاری آنها را تا اینجای تورنمنت بهترینهای مسابقات میدانند. در سوی دیگر، نیمهنهاییای برگزار میشود میان دو تیمی که خیلیها آنها را آینۀ یکدیگر میبینند؛ دو تیمی که صعودشان به جمع چهار تیم پایانی، بیش از آنکه حاصل زیبایی و برتری فنی باشد، محصول جنگندگی و عبور از دل سختیها بوده است.
توماس توخل پس از پیروزی دشوار و نفسگیر انگلیس مقابل نروژ، صادقانه از تلاش تیمش برای رسیدن به بهترین فرم ممکن سخن گفت. فراتر از تمام بار عاطفی و سیاسیای که دیدار چهارشنبه در آتلانتا با خود خواهد داشت، آرژانتین هم با چالشهایی مشابه دستوپنجه نرم میکند.
آرژانتین را اسطورهای رهبری میکند که گذر زمان انگار بر او بیاثر بوده است؛ لیونل مسی، آقای گل مشترک تورنمنت و بهترین گلزن تاریخ جام جهانی.
طبیعتاً هر تحلیلی درباره حریف انگلیس باید از همینجا آغاز شود. مسی ۳۹ ساله است، اما همچنان نابغهای به شمار میرود؛ بازیکنی که هنوز هم میتواند در هر لحظهای جریان بازی را از دست انگلیس خارج کند.
البته ترکیب همراه او مانند مارادونا در جام جهانی ۸۶، صرفاً گروهی از بازیکنان بینامونشان نیستند که فقط برای فراهم کردن بستر درخشش مسی به میدان بروند. خولیان آلوارس این موضوع را با گل فوقالعادهاش در وقتهای اضافه دیدار برابر سوئیس در کانزاسسیتی ثابت کرد؛ گلی که سرانجام مقاومت حریف ۱۰ نفرۀ آرژانتین را شکست. آلکسیس مکآلیستر، زنندۀ گل نخست برابر سوئیس، نشانههایی از همان کیفیتی را بروز میدهد که لیورپول را برای جذب او از برایتون متقاعد کرد.
در خط دفاع هم کریستین رومرو و لیساندرو مارتینس همان چهرههای سرسخت، جنگنده و بیگذشتی هستند که هواداران تاتنهام و منچستریونایتد بهخوبی میشناسند.
با این حال، کیپ ورد کوچک و سپس سوئیس نشان دادند که پشت تمام این هیاهو و قدرتنمایی، آرژانتین تیمی آسیبپذیر هم هست.
مصر هم بهخوبی در مرحلۀ یکهشتم نهایی همین نکته را عیان کرد؛ جایی که آرژانتین با مشقت فراوان و البته خوشاقبالی از آن مرحله عبور کرد؛ پیروزیای که با بحثهایی درباره تصمیمات داوری به سود مدافع عنوان قهرمانی و حتی شائبههایی مبنی بر تلاش فیفا برای حفظ آرژانتین در تورنمنت همراه شد.
در بازی مرحلۀ یکشانزدهم نهایی مقابل کیپورد، آرژانتین باز هم با اقبال و بهزحمت صعود کرد. چیزی نمانده بود که یکی از بزرگترین شگفتیهای تاریخ جام جهانی رقم بخورد، اما یک گل تماشایی از مسی و گل به خودی کیپورد در وقت اضافه، باعث شد آلبیسلسته بهسختی راهی دور بعد شود. لیونل اسکالونی، سرمربی آرژانتین، پس از پیروزی برابر سوئیس گفت:
این بخشی از خون ماست. بخشی از دیانای (DNA) ماست. این سختیها به ما آرامش ذهنی میدهد. ما باتجربهتریم و میدانیم تحت فشار بودن، تحت سلطۀ حریف قرار گرفتن و حتی دریافت گل تساوی چه حسی دارد. امروز خونسردیمان را حفظ کردیم، تیم میدانست چگونه آرامش خود را نگه دارد و ما هرگز تسلیم نشدیم.
این روحیۀ تسلیمناپذیر، برای هواداران انگلیس هم آشناست؛ هوادارانی که در این جام جهانی دیدهاند تیمشان چگونه در دل بحران ایستادگی کرده و از همان قدرت ذهنیای بهره برده است و جود بلینگام، بهترین بازیکن انگلیس در این جام، آن را عامل اصلی پیشروی تیم توخل در این تورنمنت عنوان کرد. آرژانتین هم همین ویژگی را دارد. بسیاری از بازیکنان این تیم چهار سال پیش قهرمان جام جهانی شدهاند و بهخوبی میدانند چگونه کار را تمام کنند.
برای نخستین بار، ممکن است هواداران انگلیس در ورزشگاه از نظر تعداد در اقلیت باشند. طرفداران آرژانتین همواره با شمار زیادی در جام جهانی حضور پیدا میکنند. در قطر همینگونه بود و در آمریکا نیز همین روند ادامه یافته است. آنها ورزشگاهها و حتی شهرهایی را که تیمشان در آن بازی میکند، به تسخیر خود درمیآورند و بعید است در ورزشگاه آتلانتا هم شرایط متفاوت باشد.
نیمهنهایی چهارشنبه، نبردی عظیم میان دو تیم پرایراد اما شکستناپذیر از نظر اراده خواهد بود؛ دو تیمی که در اختیار داشتن بازیکنانی سرنوشتساز، میتواند در هر لحظه مسیر مسابقه را تغییر دهد. انگلیس جود بلینگام و هری کین را دارد. آرژانتین مسی را. هر دو تیم خوب یاد گرفتهاند که در لحظات حساس، فراتر از نمایشهای معمولی و کمفروغ خود ظاهر شوند و راهی برای پیروزی پیدا کنند.
مسی پس از پیروزی مقابل مصر گفت:
بارها این را گفتهام و باز هم میگویم؛ این گروه، گروهی است که رقابت میکند و همیشه بهترینِ خودش را ارائه میدهد، گروهی که هرگز تسلیم نمیشود، هیچوقت! به همین دلیل است که به تمام آن موفقیتها رسیدیم. امروز، این بازی نمایشی از غرور، شخصیت، عشق و تلاش بود. نشان داد این بازیکنان هنوز از جنگیدن دست نکشیدهاند.
برای موفقیت و حضور در فینال جام جهانی، این دقیقاً همان چیزی است که انگلیس و آرژانتین، در مقابل یکدیگر در آتلانتا به نمایش خواهند گذاشت؛ مبارزه و نبردی سخت، پر از شور و تا پای جان!
بهیادماندنی خواهد بود!
به قلم امیرحسین صدر

