هنو به یادتم
به یاد کوچههات، به یاد خون و خاک
موی باز توی باد
زیر نور ماه، آتیش روشن با چوبِ دار
کاش میشد چندبار زندگی کرد برات دوباره جونو داد
میخوام حرفات شنیده بشن، همهچی بریزه بههم
هیچوقت بیتو جایی نمیشه برم
به یادتم، میدیم تکیه بههم
پشت همو داریم
به یادتم،به یاد تپههای خاکیت
گریهمو نمیبینی چون بخار میشه اشک تو چشای آتیش
ابرو نمیشه گرفت مثل ابرا میباریم
به یاد چار فصلت با اینکه دیگه مهری نمونده
همه فصلامون پاییز
اگه همه تنهات بذارنم میخوام بدونی یه سرباز داری
ما ادامه داریم...

