طرفداری | فرمین لوپز از تجربه تلخ خود در سال‌های حضور در آکادمی بارسلونا گفت؛ دورانی که به دلیل قد و جثه‌اش بارها مورد تمسخر قرار می‌گرفت و این مسئله روی اعتمادبه‌نفس و شرایط روحی او تأثیر گذاشته بود. به گزارش مارکا، هافبک بارسلونا در گفت‌وگویی درباره سال‌های ابتدایی فوتبالش توضیح داد که شوخی‌های تکراری درباره جثه‌اش به مرور برای او به یک مشکل جدی تبدیل شد. فرمین که در آن دوران احساس می‌کرد از هم‌سن‌وسالانش ضعیف‌تر و کوتاه‌تر است، حتی گاهی خودش را از هم‌تیمی‌ها جدا می‌کرد و زمان زیادی را به تنهایی در اتاقش می‌گذراند.

شروع کارم همیشه آسان نبود. گاهی به خاطر قدم و هیکلم مورد تمسخر قرار می‌گرفتم و در دوران حضورم در آکادمی احساس می‌کردم از دیگران پایین‌تر هستم. دوره سختی بود، اما به لطف خانواده‌ام و افرادی که دوستم داشتند و هنوز هم دوستم دارند، توانستم از آن عبور کنم. به خاطر جثه‌ام، آن دوره برایم پیچیده بود. همیشه این شوخی وجود داشت که می‌گفتند "فرمین، کوچولو". اوایل می‌خندیدم و وانمود می‌کردم روی من تأثیری ندارد، چون نمی‌خواستم برداشت بدی از آن داشته باشم، اما وقتی یک حرف را بارها و بارها می‌شنوید، واقعاً کم‌کم روی شما تأثیر می‌گذارد.»

فرمین درباره تأثیر این شرایط بر ذهنش گفت: 

کم‌کم فکر می‌کنید نمی‌توانید با بچه‌های هم‌سن خود رقابت کنید، قدرت آن‌ها را ندارید و بیش از حد کوتاه هستید. همه این شرایط باعث می‌شود احساس حقارت و ناامنی عمیقی داشته باشید. دیدن اینکه از دیگران عقب افتاده‌اید، دردناک است. حتی در نهایت خودتان را از هم‌تیمی‌ها جدا می‌کنید. من لحظات سخت زیادی را به تنهایی در اتاقم گذراندم. تمام آن اضطراب درونتان می‌ماند. همیشه احساس می‌کردم نوبت من هیچ‌وقت نمی‌رسد؛ همه بازی می‌کردند، به جز من. هم‌تیمی‌هایم شبیه مردان بالغ بودند و من این‌طور نبودم. دوران واقعاً سختی بود.

سال‌های سختی که به تجربه تبدیل شد

من همه آن لحظات سخت را تجربه‌هایی برای یادگیری می‌دانم. آن زمان خیلی جوان بودم و شاید از نظر احساسی به بلوغ کافی نرسیده بودم، اما حالا که به گذشته نگاه می‌کنم، آن دوره را بخشی از رشد خودم می‌بینم. این تجربه به من کمک کرد بالغ شوم و شخصیتی را که امروز دارم شکل داد.» «من هیچ‌وقت به دوران حرفه‌ای‌ام شک نکردم، اما اغلب به خودم شک داشتم. جثه‌ام برایم یک نقطه‌ضعف بزرگ بود و احساس می‌کردم نمی‌توانم با هم‌تیمی‌هایم برابری کنم یا فوتبالی را که می‌خواهم بازی کنم، ارائه بدهم. این موضوع باعث ناامیدی شدیدی می‌شد و افکار منفی درباره بدنم هم به آن دامن می‌زد.

اشاره به نقش خانواده در عبور از سختی‌ها

من، به خانواده و پدر و مادرم پناه بردم و بیشتر از همه با آن‌ها صحبت می‌کردم. آن‌ها مثبت‌اندیشی را وارد زندگی‌ام کردند و کمک کردند آن شرایط دردناک را تغییر دهم. آن‌ها من را سرپا نگه داشتند و اجازه ندادند غرق شوم. رفتن نزد آن‌ها وقتی انگیزه‌ای برای تمرین نداشتم، به من قدرت می‌داد.

فرمین همچنین از حمایت مربیان و هم‌تیمی‌هایش در لاماسیا تمجید کرد و گفت فضای این آکادمی برای او حکم خانواده دوم را داشته است. 

در لاماسیا، مربیان و هم‌تیمی‌هایم باعث شدند واقعاً احساس کنم دوستم دارند. آن‌ها همیشه از من حمایت می‌کردند و فضایی شبیه یک خانواده ساخته بودند که کمکم کرد با آن شرایط کنار بیایم. هر وقت به آغوش نیاز داشتم، کنارم بودند. وقتی از خانه دور بودم، داشتن یک خانواده دوم در کنارم برای عبور از آن دوره سخت بسیار مهم بود.» فرمین معتقد است تمسخرها در نهایت به انگیزه‌ای برای تلاش بیشتر تبدیل شدند. 

من آن حرف‌ها را به انگیزه تبدیل کردم. اگر مربی به خاطر کوچک بودنم من را روی نیمکت می‌نشاند یا مردم من را کوتاه‌قد صدا می‌کردند، قرار نبود این موضوع علاقه، رویاها یا انگیزه‌ام را از من بگیرد. باعث شد بیشتر فشار بیاورم و دو برابر تلاش کنم. مدام به خودم می‌گفتم یک روز موفق می‌شوم و آن‌ها من را به یاد خواهند آورد.این همان پیامی است که می‌خواهم به بچه‌هایی بدهم که امروز دوران سختی را پشت سر می‌گذارند.

مسی و اینیستا؛ الگوهایی برای عبور از محدودیت‌ها

لیونل مسی و آندرس اینیستا، بیشتر به خاطر استعدادشان و دستاوردهایی که در زمین داشتند، الگوهای من بودند. اما آن‌ها هم در دوران جوانی با مشکلات فیزیکی مشابهی مواجه شدند. در سخت‌ترین لحظاتم، دیدن اینکه دو اسطوره و بهترین بازیکنان جهان توانسته‌اند بر همان موانع غلبه کنند، مثل یک آینه برای من بود. آن‌ها نشان دادند که کوچک بودن به معنای پایین‌تر بودن نیست. در عوض، ویژگی‌های دیگری مثل تصمیم‌گیری سریع‌تر را پرورش می‌دهید. آن‌ها به من یاد دادند به خودم باور داشته باشم و بدانم رویاهایم دست‌یافتنی هستند.