سریال The X-Files با ترکیب هوشمندانه تئوریهای توطئه دولتی، بشقابپرندهها و افسانههای شهری، سریالی ساخت که مخاطب را صندلیکوب میکرد و شعار معروفش، «حقیقت آن بیرون است» (The Truth Is Out There)، را به بخشی از حافظه جمعی یک نسل تبدیل کرد. موتور محرک این داستان، دینامیک بینظیر میان «فاکس مولدر» (کارآگاه مؤمن و باورمند به ماوراءالطبیعه) و «دانا اسکالی» (پزشک، دانشمند و شکاک) با بازی دیوید دوکاونی و جیلیان اندرسون بود. زوجی که شیمی خیرهکنندهشان الگویی برای دهها سریال بعد از خود ساخت.
این سریال سکوی پرتاب استعدادهای بزرگی از جمله وینس گیلیگان (خالق جهان Breaking Bad) شد که بهعنوان نویسنده و تهیهکننده در این سریال درخشید و برخی از بهترین و خلاقانهترین اپیزودهای سریال را قلم زد.
تأثیر این سریال اما از قاب تلویزیون فراتر رفت تا جایی که جامعهشناسان از پدیدهای به نام «تأثیر اسکالی» (The Scully Effect) یاد میکنند. تصویر دانا اسکالی (با بازی جیلیان اندرسون) بهعنوان زنی مستقل، قدرتمند و دانشمند، الهامبخش موج بزرگی از دختران جوان برای ورود به رشتههای علوم، فناوری و جرمشناسی در دنیای واقعی شد.
از طرفی، «اکس-فایلز» در فرمول روایتی نوآورانهاش بود: سریال بهطور هوشمندانهای دو سبک داستانگویی را با هم ترکیب میکرد. از یکسو اپیزودهای داستانی و پیوسته داشت که توطئههای کلان دولتی و مواجهه با فضاییها را دنبال میکرد، و از سوی دیگر اپیزودهای مستقلی موسوم به «هیولای هفته» که در آنها شخصیتهای اصلی هر بار به سراغ یک پرونده، پروندههای جنایی مرموز یا هیولاها و افسانههای محلی جداگانه میرفتند. این ترکیب جذاب بعدها ساختار سریالهای بزرگی مثل Supernatural و Fringe و Lost و Stranger Things را شکل داد.
این سریال در مجموع ۱۶ جایزه امی از جمله بهترین بازیگر نقش اول زن توسط جیلیان اندرسون و ۵ جایزه گلدن گلوب، از جمله ۳ جایزه گلدن گلوب بهترین سریال درام را برده است.

