سال ۱۳۶۴ است...
ایران هنوز درگیر جنگ است.
جنگی که سالهاست زندگی مردم را زیر سایه خودش برده؛ جنگی که با حمله عراق به خاک ایران آغاز شده و حالا هر روزش با صدای آژیر، خبر جبههها و نام شهرهایی که زیر حمله قرار گرفتهاند، در حافظه مردم ثبت میشود.
در چنین روزهایی، فوتبال هم دیگر آن فوتبال سابق نیست.
ایران، که سالها یکی از قدرتهای بزرگ فوتبال آسیا بوده، این بار از جام جهانی دور مانده است.
نه به این دلیل که فوتبالش ضعیف شده باشد؛
بلکه به این دلیل که کشور درگیر جنگ است.
و درست در همین روزها، آن سوی مرز، تیم ملی عراق برای رسیدن به جام جهانی تلاش میکند.
این شاید یکی از عجیبترین تضادهای فوتبال آن سالها باشد:
ایران درگیر جنگ است و از جام جهانی دور مانده؛ عراق، در همان سالهای جنگ، برای رسیدن به جام جهانی میجنگد.
عراق از مرحله انتخابی عبور میکند، امارات را پشت سر میگذارد و سرانجام به سوریه میرسد.
بازی رفت در دمشق بدون گل تمام میشود.
حالا همهچیز به بازی برگشت بستگی دارد.
اما بازی برگشت نه در بغداد، بلکه در طائف عربستان برگزار میشود.
۲۹ نوامبر ۱۹۸۵...
عراق ۳ گل میزند.
سوریه یک گل.
و سوت پایان...
عراق برای نخستین بار در تاریخش به جام جهانی صعود میکند.
آن طرف ماجرا اما برای یک ایرانی، دیدن این خبر شاید حس متفاوتی داشته باشد.
چون در همان روزهایی که بازیکنان عراقی رؤیای مکزیک را دنبال میکردند، جوانان ایرانی در جبههها بودند.
استادیومهای ایران آن شور و حال همیشگی را نداشتند.
نسلی از فوتبالیستها، تماشاگران و علاقهمندان ایرانی، به جای انتظار برای قرعهکشی جام جهانی، چشمشان به اخبار جنگ بود.
این تفاوت تلخ را نباید فراموش کرد.
برای یک عراقی، آن روزها میتوانست روزهای افتخار فوتبال کشورش باشد.
اما برای بسیاری از ایرانیها، همان روزها یادآور جنگ، موشک، آوارگی، شهادت عزیزان و سالهایی بود که کشورشان درگیر دفاع از خاک خود بود.
و بعد...
مکزیک ۱۹۸۶.
عراق به جام جهانی رسیده است.
در گروهی قرار میگیرد که مکزیکِ میزبان، بلژیک و پاراگوئه در آن هستند.
پایان قسمت اول

