شب به گلستان تنها منتظرت بودم ♫

 

باده نا کامی در هجر تو پیمودم ♫

 

منتظرت بودم منتظرت بودم ♫

 

آن شب جان فرسا من بی تو نیاسودم ♫

 

وه که شدم پیر از غم آن شب و فرسودم ♫

 

منتظرت بودم منتظرت بودم ♫

 

بودم همه شب دیده به ره تا به سحر گاه

 

ناگه چو پری خنده زنان آمدی از راه ♫

 

غمها به سر آمد رنج غم دوران از دل بزدودم ♫

 

♫♫♫♫ شعر : محمود صناعی ♫♫♫♫

 

منتظرت بودم منتظرت بودم ♫

 

پیش گلها شاد و شیدا می خرامید آن قامت موزونت ♫

 

فتنه دوران دیده تو از دل و جان من شده مفتونت ♫

 

در آن عشق و جنون مفتون تو بودم ♫

 

اکنون از دل من بشنو تو سرودم ♫

 

منتظرت بودم منتظرت بودم ♫

 

منتظرت بودم منتظرت بودم شب انتظار