کویت ۱۳۵۹؛ شش روز در سایه جنگ
شهریور ۱۳۵۹ بود...
جام ملتهای آسیا در کویت برگزار میشد و تیم ملی ایران، قهرمان سه دوره پیاپی آسیا، برای دفاع از عنوان قهرمانی آمده بود. هنوز صدای تشویق تماشاگران و هیاهوی ورزشگاهها بود و هنوز فوتبال، برای خیلیها همان فوتبال آشنای سالهای قبل بود؛ اما در ایران، روزگار دیگر مثل گذشته نبود.
۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰...
ایران آن روز بنگلادش را با نتیجه عجیب ۷ بر صفر شکست داد. شاید بازیکنان هنوز از پیروزی بزرگشان خوشحال بودند که خبر رسید:
جنگ آغاز شده است.
عراق به ایران حمله کرده بود.
از آن لحظه، ذهن خیلی از بازیکنان دیگر فقط در کویت و در جام ملتها نبود. خانوادهها، خانهها، شهرها و عزیزانشان در ایران بودند؛ سرزمینی که حالا صدای جنگ در آن شنیده میشد.
با این حال، فوتبال ادامه داشت.
چند روز بعد ایران کره شمالی را ۳ بر ۲ شکست داد و به نیمهنهایی رسید. اما درست در آستانه بازی بزرگ، خبر تلخی به اردوی تیم رسید؛ برادر حسن روشن، که سرباز بود، در جنگ کشته شده بود.
روایتهای آن زمان میگویند خبر این حادثه از تلویزیون کویت هم اعلام شد. روشن که یکی از ستارههای تیم ملی بود، اردو را ترک کرد و به ایران برگشت.
و حالا...
در یک سوی میدان، کویتِ میزبان ایستاده بود؛ با ورزشگاهی پر از تماشاگر و امید رسیدن به فینال.
در سوی دیگر، تیم ایران بود؛ تیمی که هنوز قهرمان سه دوره قبلی آسیا بود، اما پشت پیراهنهای آبی و سفیدش، نگرانی و دلتنگی و خبرهای تلخ وطن را با خود به زمین آورده بود.
۲۸ سپتامبر ۱۹۸۰.
سوت آغاز زده شد.
نیمه اول بدون گل گذشت. اما در نیمه دوم، کویت دو بار دروازه ایران را باز کرد. جاسم یعقوب و فیصل الدخیل گل زدند. حسین فرکی در دقیقه ۹۰ یکی را جبران کرد، اما دیگر زمانی باقی نمانده بود.
کویت ۲ ـ ایران ۱
روی کاغذ، ایران فقط یک بازی را باخته بود و از فینال جام ملتها بازمانده بود.
اما برای آن نسل، ماجرا خیلی بیشتر از یک شکست فوتبالی بود.
چند روز قبل، آنها برای قهرمانی آسیا آمده بودند؛ حالا کشورشان درگیر جنگ بود و یکی از همتیمیهایشان به خاطر داغ برادرش اردو را ترک کرده بود.
با این همه، فوتبال تمام نشده بود.
فقط یک روز بعد، همین تیم دوباره به زمین رفت و کره شمالی را ۳ بر صفر شکست داد و سوم آسیا شد.
شاید امروز وقتی جدول جام ملتهای ۱۹۸۰ را نگاه میکنیم، فقط یک جمله ببینیم:
ایران، مقام سوم.
اما پشت آن مقام سوم، خاطره شش روز عجیب پنهان است؛ شش روزی که فوتبال ایران، در فاصله چند هزار کیلومتری خانه، میان صدای تشویق تماشاگران و خبرهای جنگ، سعی میکرد همچنان فوتبال بازی کند.
و شاید اگر تصاویر قدیمی آن روزها را ببینیم، بیشتر از نتیجه مسابقه، به چهره بازیکنان خیره شویم...
چهرههایی جوان، با پیراهن تیم ملی؛
در روزهایی که هنوز نمیدانستند جنگی که تازه شروع شده، قرار است سالها ادامه پیدا کند.
کویت ۱۳۵۹؛
جام ملتهای آسیا در سایه جنگ...
و نسلی که فوتبالش را در یکی از سختترین روزهای تاریخ معاصر ایران بازی کرد.

