آیا شباهتی دیده می‌شود؟

شرایط این روزهای هواداران استقلال را فقط از یک لحاظ می‌توان با حال و روز پرسپولیسی‌ها در پایان فصل گذشته تشبیه کرد. هر دو گروه چیزی را از دست می‌دادند که شده بود دلخوشی و مفرّی برای رهایی ذهنی از سختی‌های روزگاری که این ملت دچارش شده. آنچه بر این دو سرمربی گذشت را مروری می‌کنیم تا مشخص گردد قیاس این دو شباهت چندانی به ذهن متبادر نمی‌کند. شروع کار برانکو در لیگ چهاردهم را نمی‌توان به عنوان آغاز کار فنی او در پرسپولیس در نظر گرفت. هیچ چیز آن تیم ساخته و پرداخته او نبود. ترکیب بازیکنان آن روزهای پرسپولیس آشی گاه شور و گاه بی‌نمک بود از آشپزی دایی و درخشان و جز معدود بازیکنانی که عصای دستش شدند خیلی‌ها در حد نام و اعتبار باشگاه نبودند. برانکو دربی برگشت را برد و تیم را از خطر نه چندان جدی سقوط دور کرد که خود دایی و درخشان هم ممکن بود به این حد از نتیجه‌گیری دست یابند. آغاز فصل پانزدهم اما تغییرات در تیم مشهود بود. اولین سورپرایز برانکو نخواستن گابریلی بود که سبک و سیاق بازی‌اش به دل هواداران نشسته بود. آنها نمی‌دانستند برانکو از این شگفتیها فراوان در آستین خواهد داشت. سبک بازی تغییر چشمگیری یافته بود و تیم شناور و زیبا بازی می‌کرد اما وجود چند مهره ناکارآمد علی‌الخصوص درون دروازه و خط دفاع و اشتباهات سریالی داوران باعث شد پرسپولیس خیلی زود از جام حذفی خداحافظی کند و با شکستها و تساویهای پیاپی در پایین جدول سوژه رقبا گردد. هواداران که در این بین سالها عدم نتیجه‌گیری را در کنار بازی ضعیف تحمل کرده بودند، با کنار هم گذاشتن بازی روان و چشم نواز تیم و اشتباهات موثر داوران، از کادر فنی جدید حمایتی بی‌سابقه کردند. خیلی زود اما ورق برگشت و همگان شاهد بردهای متوالی پرسپولیس بودند. چیزی که آن روزها نه تیتر روزنامه‌ها بود و نه دغدغه کسی اما پرداختهای نامنظم و با تاخیر به کادر فنی و برانکو بود آن هم به نحوی که طبق قوانین وی می‌توانست مقدمات فسخ قرارداد را بچیند اما کلامی از او در این رابطه شنیده نشد چه برسد به خریدن بلیط و رفتن و قهر. تا همین جای کار اگر شرایط را مقایسه کنیم که مترادف با زمان ترک استقلال از سوی استراماچونی است، متوجه عدم شباهت این دو می‌شویم. برانکو کارنامه‌ای داشت شامل قهرمانی‌های کشوری، قاره‌ای، حضور در جام جهانی و حتی تجربه جایگاه سوم جهان و در مقابل استراماچونی چیزی جز اخراج از تیمهای نامدار در پرونده نداشت. برانکو در آغاز لیگ پانزدهم به دلیل مشکلات مالی نتوانست تغییرات چندانی در ترکیب ایجاد کند و در مقابل استقلال امسال همه آن هایی که تحت نقد شدید استقلالی‌ها بودند به جز مورد پاتوسی را کنار گذاشت و پدیده‌های لیگ قبل را درو کرد. شیخ سه میلیون یورویی که خود لشگری یک نفره است به همراه میلیچ با سابقه حضور در سری آ را به خدمت گرفت البته درون دروازه حسینی را دارد. همانجا که بدترین نقطه ضعف پرسپولیس در لیگ پانزدهم بود و در از دست رفتن قهرمانی با تفاضل گل نقش بسزایی داشت. هر چقدر آن روزها برانکو از سوی مطبوعات و رسانه‌ها جدی گرفته نمی‌شد و کسی تصور نمی‌کرد او چه کارنامه‌ای از خود به جا خواهد گذاشت آمدن استرا از ابتدا پر سر و صدا بود همراه با افسانه‌سرایی. برانکو نهایتا با مربیان قبلی پرسپولیس مقایسه می‌شد اما تجربه درخشان او در سالهای اخیر تبدیل شده بود به غایت آرزوی نویسندگان و گردانندگان مطبوعات و رسانه‌های غالبا آبی تا قدم به قدم او را با برانکو مقایسه کنند و پروژه برانکوسازی را کلید بزنند. در ابتدای فصل استقلال بد بازی می‌کرد و امتیاز ازدست می‌داد القا میکردند مانند روزهای نخست برانکو زیبا بازی می‌کند در حالیکه شکستها و تساویهای پرسپولیس عمدتا در اثر اشتباهات داوری رخ می‌داد و داوران با تیم استرا بسیار مهربان بودند. اگر برخورد سختگیرانه کمیته انضباطی با پیام صادقیان باعث دلزدگی برانکو از آن بازیکن و نخواستن وی در دوران کمبود بازیکن شد و در سایر موارد هم شاهد تنبیه‌های سنگین یارانش بود، در مقابل شاهد رافت کمیته انضباطی با استقلال و بازیکنانش بوده‌ایم. برای برانکو اولویت اول نظم و انضباط بازیکنانش بود در این راه با هیچ نامی شوخی نداشت. اگر بازیکنی در این رابطه مورد خشم سرمربی قرار می‌گرفت انتخاب ترک پرسپولیس برایش به مراتب آسانتر از حضور مجدد در ترکیب اصلی بود. طول کشید تا هواداران با این خلق و خوی برانکو کنار بیایند ولی در نهایت این سرسختی برانکو که در عمل به سود تیم تمام میشد به خلق شعار هر چی برانکو بگه ختم گردید و اعتماد تمام عیار هواداران و نظم کم نظیر تیم را در پی داشت. در مقابل اما استراماچونی با خاطیان تیمش بسیار مهربانتر است. کنار می‌گذارد و به سرعت برمی‌گرداند و حتی دیده شده که بازیکنی به خاطر مورد انضباطی از تمرین منع شده و در ترکیب اصلی به میدان رفته است. به نظر می‌رسد برای به کار بردن شعار هر چی استرا بگه که در حال باب شدن میان هوادارن استقلال است، کمی زود باشد زیرا این مربی هنوز تصمیمی اتحاد نکرده که بخواهد منتقدی داشته باشد یا خیلی سوال برانگیز شود. خود هواداران پرسپولیس هم در مورد برانکو مدتها صبر کردند تا به این استراتژی برسند.

پیدا کردن شباهت در روند نتیجه‌گیری دو تیم در ابتدای کار دو سرمربی غیر ممکن است. در مورد امتیاز از دست دادنهای هر دو در ابتدای کار توضیح داده شد ولی آیا شروع بردهای مقتدرانه و متوالی دو مربی شباهتی دارد؟ تیم برانکو بالاخره توانست برتری تاکتیکی‌اش را به حریفان دیکته کند و با تعدیل قضاوت داوران، نتایج دلخواه را اخذ کند ولی در طرف مقابل شرایط به گونه‌ای دیگر بود. با بررسی اشتباهات موثر داوری در این فصل خواهیم دید که چگونه استقلال بحران زده از شرایط بد خارج شد تا با جا افتادن بازیکنانی مثل شیخ، قاعدی، میلیچ و... خود را به ساحل ثبات برساند و در جدول بالا بیاید.

هر چقدر در سالهای قبل از برانکو پرسپولیسِ مهجور برای احدی در حاکمیت اهمیت نداشت تا نهایتا آمدن او که تصادفا و در ابتدا توام شد با مدیرانی نسبتا کار بلد و دلسوز تا هوادارانش روزهای خوش را هم تجربه کنند، در چند ماهی که استرا مشغول به کار بود، از پست اینستاگرامی یادگاران تا توئیتهای حمایتی فراکسیون امید و اخیرا تلاش گروهی صدا و سیما، دولت و مجلس در بازگرداندن استرا، حاکی از پشتیبانی تمام قد حاکمیت از استقلال و سرمربی خوش تیپش می‌باشد. زمانی که برانکو منتظر دریافت طلب خود و پیرو آن بازگشت به ایران بود، وزارت ورزش خیلی حساب شده اعتراض هواداران را بر روی مدیریت پرسپولیس متمرکز و خود را رهاند و زمانی هم که کار از کار گذشت، مازیار خان ناظمی به عنوان سخنگوی وزارت در پاسخ به چراییِ عدم پرداخت مطالبات برانکو خیلی مختصر نوشت: آمریکا و تحریم. آمریکا و تحریم که هر قدر در مورد برانکو از خود قاطعیت نشان دادند در سایر موارد استثناء قائل شده و اجازه دادند همه بازیکنان و مربیان خارجی شاغل در فوتبال ایران از کیروش گرفته تا شفر و پروپئیچ پولشان را بگیرند. اکنون که به گذشته نگاه می‌کنیم آن پول برانکو آماده است گفتن‌های عرب چقدر مضحک به نظر می‌رسد. ان شوهایی که به راه می‌انداختند و هواداران مستأصلی که به خیال حل شدن ماجرا در فضای مجازی جشن به پا می‌کردند و پیامک تبریک به یکدیگر می‌فرستادند. هرگز از عرب پرسیده نشد با وجود در دست داشتن چمدان حاوی پول برانکو که بارها به آماده بودن آن اذعان داشت، اکنون چرا باشگاه با وی وارد دعوای حقوقی شده؟ عبارت وزیر پرسپولیسی هر چه بیشتر تکرار شد سلطانی فر بیشتر و بیشتر تلاش کرد خود را از آن برهاند. بیشتر باج داد و وقتی کارایی این عبارت برای نویسندگان آبی و هوادارانش به اثبات رسید کمتر حاضر شدند از این نعمت چشم بپوشند تا جایی که وزیر ورزش که خود را روی لبه تیغ استیضاح می‌دید، نمایندگان امضا کننده نامه استیضاح را دور هم جمع کرد و توانست آنان را قانع کند موفقیتهای پرسپولیس در اثر حمایت او نیست و از سنگ اندازیهای انجام شده برای توقف این تیم با افتخار یاد کرد و خود را در این عزم شکست خورده خواند. او تنها راه برای اینکه سایر مدعیان نیز بتوانند از این فوتبال کسب افتخار کنند را راندن برانکو دانست و با این قول توانست نمایندگان آذربایجانی، اصفهانی و ... را راضی به پس گرفتن امضا نامه کند و عرب نیز مامور اجرا گردید و باقی را همه میدانند. آخرین تفاوت شرایط این رفتنها را مشخصا می‌توان در رفتن بی‌بازگشت برانکو و دوری کوتاه استرا که به قول آقای ناظمی با حل شده‌تر! شدن مسائل فی‌مابین صورت گرفت، دید.

اینکه شرایط مشابه در آینده رقم خواهد خورد یا خیر، نیاز به گذشت زمان دارد. آیا استراماچونی خواهد توانست متوسط دو جام در سال را برای استقلال به دست آورد؟ تا فینال لیگ قهرمانان آسیا خواهد رفت؟ خواهد توانست افتخار هتریک قهرمانی لیگ را برای استقلال به ارمغان آورد؟ سه‌گانه خواهد گرفت؟  اینکه شاید نیمی از این گنجینه را برانکو با ۱۲ بازیکن و گاه کمتر بدون اینکه هرگز بازیکنی به قیمت و سطح شیخ داشته باشد، به دست آورده به کنار. باید دید استراماچونی که اکنون بر سر خریدهای نیم فصل هم الزاماتی برای باشگاهش ایجاد کرده تا بازگردد، با لشگری از ستاره چقدر توانایی جبران عقب ماندن استقلال در کسب افتخار نسبت به پرسپولیس را خواهد داشت؟ با پنجره‌های باز و سقف قراردادهایی به بلندای گنبد کبود.

امید طاهری

@ghoghnoosesorkh ?