واقعیت یا شبه واقعیت!

هرآنچه که‌ با برنامه ریزی و تشریفات قبلی به نمایش گذاشته می‌شود واقعیت ندارد مگر خلافش ثابت شود این دقیقا همان نقطه مقابل آن اصلیست که می‌گوید همه آدمها بی گناه هستند مگر اینکه خلافش ثابت گردد.

تمامی تعاریف، اصطلاحات،عمل و عکس العمل ها سازه و ساخته شده آدم‌هاست که در طول گذر زمان، تجربه، و دانش آنها، در هر مقطعی نام گذاری و یا بروزرسانی شده

آنکه بازی را برد، از ما قوی تر نبود،، او بلوف زد وقتی فهمید ما چقدر به این سازه های ساخته دست بشر باور داریم، به کمک خودمان و بدست خودمان شکستمان داد

تقصیر تو نبود، من هم همینطور، فرقش این بود او واقعا میدانست اینها سازه هستندچون پدر بزرگش به او فهماند ولی من و تو، با پدر بزرگمان قهر بودیم، هرچند در هر دو صورت فرقی نداشت چون پدر بزرگ من و تو، سرسخت تر از خودمان این سازه های ساختگی را باور داشتند

پس بدان در بدبینانه ترین و خوش بینانه ترین حالت و حتی متعادلترین حالت، هرآنچه که میبینی می‌تواند تنها یک اجرای بی نقص باشد، و واقعیت ندارد مگرخلافش ثابت شود

اسمها، رسمها، راه‌ها، جاها، شعرها، قصه ها، عکس ها، حرف ها،همه اینها می‌توانند یک نمایش بی‌نظیر برای هویت دادن به کلمه ایی طراحی شده باشند، پس اینها هم نمی‌توانند واقعیت داشته باشد مگر خلافش ثابت شود

یادت نرود واقعیتی وجود نخواهد داشت، مگر اینکه خلافش ثابت شود

همین خود تخیل هم ساخته دست آدم‌هاست، هرجا لازم شد آنرا به جای واقعیت نمایش می‌دهند آنگونه که از خود واقعیت، واقعی تر بنظر بیاید

پس واقعیت وجود ندارد مگر خلافش ثابت شود. والسلام