توضیح آهنگ :

نوامبر گذشته Azure Ray شخص خاصی را از دست داده . مشخص نیست که یکی از اعضای خانواده ، دوست ، معشوق یا فرد مهم دیگری است . مهم نیست مشخص نیست که چه نوع ضرری است. آیا جدایی است؟ یک مرگ؟ ما مطمئن نیستیم . آنچه می دانیم این است که راوی حتی یک سال بعد به شدت تغییر کرده است و به این فکر می کند که چقدر تغییر کرده است . به نظر می رسد که الان او یک شخص کاملاً متفاوت است . او نمی داند که آیا هرگز می تواند خود را از افسردگی نجات دهد یا خیر . او در رنج های خود شروع به دیدن رنج های بسیار بیشتری در افراد دیگر می کند . او پایانی نمی بیند ، اما از دوستانش می خواهد که او را درک کنند و با او صبور باشند . آهنگ "نوامبر" از Azure یکی از بهترین آهنگ هایی است که از دست دادن و افسردگی را به تصویر می کشد. به زیبایی و لطافت نیز خوانده شده است . تنها سازها گیتار آکوستیک و ویولن سل است و تنظیم عالی است‌ . کورس آهنگ بسیار مناسب است و به عنوان نقطه اوج عمل می‌کند : «می‌خواهم این یک ضربه ی دیگر را انجام دهم ... » .‌

متن آهنگ :

So I'm waiting for this test to end So these lighter days can soon begin I'll be alone but maybe more carefree Like a kite that floats so effortlessly پس من منتظر می مانم تا این امتحان تمام بشود روز های روشن به زودی شروع می شوند من تنها خواهم بود اما شاید بیشتر بی اهمیت مثل باد بادکی که بی زحمت شناور است I was afraid to be alone Now I'm scared that's how id like to be All the faces none the same How can there be so many personalities من می ترسیدم که تنها باشم حالا از اینکه چگونه خواهم بود می ترسم هیچ صورتی شبیه دیگری نیست چگونه ممکن است این همه شخصیت وجود داشته باشد So many lifeless empty hands So many hearts in great demand And now my sorrow seems so far away Until I'm taken by these bults of pain چه بسیار اند دست های خالی بی جان چه بسیار اند قلب هایی با تقاضا های بزرگ و حالا اندوه من خیلی دور بنظر می رسد تا زمانی که گرفتار پیچ و خم درد بشوم But I turn them off and tuck them away Till these rainy days that make them stay And then ill cry so hard to these sad songs And the words still ring, once here now gone اما خاموششان می کنم و آن ها را دور می کنم تا وقتی که این روز های بارانی آن ها را نگه می دارند و من بشدت با این آهنگ های غمگین گریه می کنم و کلمات هنوز صدا می کنند ، یک بار اینجا ، حالا می روند And they echo through my head everyday And I don't think they'll ever go away Just like thinking of your childhood home But we can't go back were on our own و هر روز در سرم تکرار می شوند و من فکر نمی کنم آنها هرگز از بین بروند درست مثل فکر کردن به خانه دوران کودکی خود اما ما نمی توانیم به تنهایی به عقب برگردیم Oh But I'm about to give this one more shot And find it in myself I'll find it in myself آه اما من می خواهم این یک ضربه ی دیگر را انجام دهم و آن را در خودم پیدا کنم من آن را در خودم پیدا خواهم کرد So were speeding towards that time of year To the day that marks your not here And I think ill want to be alone So please understand that I don't answer the phone پس آن زمان از سال به سرعت میگذشت تا روزی که یادت بیاید که دیگر آن جا نیستی و من فکر می کنم می خواهم تنها باشم پس لطفا درک کن که نمی خواهم تلفن را جواب بدهم I'll just sit and stare at my deep blue walls Until I can see nothing at all Only particles some fast some slow All mys can see is all I know من فقط خواهم نشست و به دیوارهای آبی عمیقم خیره خواهم شد تا زمانی که اصلا چیزی نبینم فقط ذرات را ، بعضی سریع اند بعضی آهسته تمام آنچه من می توانم ببینم تنها چیزی است که می دانم Oh But I'm about to give this one more shot And find it in myself I'll find it in myself آه اما من می خواهم این یک ضربه ی دیگر را انجام دهم و آن را در خودم پیدا کنم من آن را در خودم پیدا خواهم کرد

اگر نظری داشتین درمورد شعر یا حستون خوشحال میشم بگید