جوالدوزت را زمین بگذار! فرض کنیم دو ماه پیش امید عالیشاه وسط میکس‌زون آزادی معرکه گرفته بود که: «چرا نباید موعود بنیادی‌فر برای ما سوت بزند؟» بعد پرسپولیس به فینال حذفی می‌رسید، موعود در نیمه اول از صحنه اخراج مسلم یک بازیکن آنها چشم می‌پوشید و در نهایت این تیم با گل دقیقه آخر خود عالیشاه قهرمان می‌شد؛ اصلا می‌شود تصورش را کرد که در این صورت رقبا چه می‌کردند و چه طوفانی از فحش و فضیحت و نفرین و تهمت راه می‌انداختند؟ عین این اتفاق اما در مورد روزبه چشمی و استقلال افتاد، بی‌آنکه آب از آب تکان بخورد. به‌رغم اجماع قاطع کارشناسان و استفاده از وی‌ای‌آر، بنیادی‌فر صحنه اخراج مستقیم آرمین سهرابیان را حتی خطا هم نگرفت، چنان که در دربی رفت فصل گذشته نیز همین داور جایی که باید امید حامدی‌فر را یکضرب اخراج می‌کرد، کارت زرد دوم را هم به او نداد. بعد جالب است که جواد نکونام هنوز برای زیر سوال بردن پرسپولیس استوری «علیه فراموشی» می‌گذارد و بازیکنان استقلال هم با کلمه «کارما» جمله‌سازی می‌کنند. فریادگران دیگران و خاموشان خود! شیرینی قهرمانی در جام حذفی، نوش جان تک‌تک استقلالی‌ها، اما کاش بیاموزیم در ازای هزار جوالدوزی که نثار دیگران می‌کنیم، یک سوزن هم به خودمان بزنیم. همه ساکتان دیشب تا حالا که چشم بر آن اشتباه فاحش و حیرت‌انگیز بسته‌اند، همان‌هایی هستند که هفته آخر فصل قبل پرگار و گونیا و کولیس دست گرفته بودند و انتظار داشتند کمک‌داور در کسری از ثانیه آفساید گولسیانی را تشخیص بدهد. با وجود دو بار صعود پرسپولیس به فینال آسیا، تک‌تک موفقیت‌های نسل طلایی این تیم را به اراده بیرونی منتسب کردند و بی‌سابقه‌ترین موج خشم و نفرت را در فوتبال ایران پدید آوردند. فوروارد آن تیمی که اینان «حکومتی» لقبش دادند، فرداشب در فینال لیگ قهرمانان اروپا به میدان خواهد رفت، اما باز یک عده آن توفیقات را پای امثال سلطانی‌فر و آذری جهرمی(!) زدند و تشنج و کدورت آفریدند. فصل آخر برانکو، اعلام دو پنالتی بحث‌برانگیز در دربی برگشت لیگ و نیمه‌نهایی حذفی، پرسپولیس را تا آستانه از دست دادن هر دو جام پیش برد، اما فرشید اسماعیلی و مهدی کیانی توپ‌ها را به آسمان زدند تا حکومت پرسپولیسی بماند! مشتریان رقت‌انگیز توهم و تنفر. این که هر وقت بردم هنر دستم بوده و هر وقت باختم توطئه دشمنان، جرزنی زشت بازنده‌های بی‌مقدار است؛ گفتمانی که در نگاهی درشت‌تر، کل این مملکت را به خاک سیاه نشانده. جامعه‌ای که «انصاف» نفهمد، محکوم به زاری و بیزاری است، پس افتادن و زجر کشیدن.