دروازهبان: حسین حسینی
حسین حسینی، با سابقه دروازهبانی در لیگ برتر و حضور در تیمهای معتبر، باوجود تجربه، در سطح ملی و بینالمللی نتوانسته عملکردی قابل توجه ارائه دهد. ضعفهای مکرر در کنترل فضاهای کوچک و واکنشهای غیرقابل پیشبینی در لحظات حساس، باعث شده او از گزینههای اصلی تیمهای بزرگتر کنار گذاشته شود. به رغم تلاشهایش، حسینی هنوز نتوانسته اعتماد کامل کادر فنی و هواداران را جلب کند و عملکردش در بازیهای حساس، قابل نقد است.
مدافع: مهدی شیری
مهدی شیری به عنوان مدافعی با توانایی بدنی مناسب شناخته میشود اما ضعفهای تاکتیکی و کمبود ثبات در بازیهایش باعث شده نتواند جایگاه ثابت و موثری در تیمهای سطح بالا داشته باشد. مشکلاتی مانند تصمیمگیریهای اشتباه در فاز دفاعی، کمبود دقت در پوشش منطقه و عملکرد ضعیف در مهار بازیکنان سرعتی حریف، از جمله دلایلی است که موجب شده شیری در میان مدافعان مطرح جایگاهی نداشته باشد.
مدافع: آرمین سهرابیان
آرمین سهرابیان، با وجود برخی تواناییهای فنی، به دلیل ناپایداری در عملکرد و خطاهای مکرر در لحظات حیاتی، نتوانسته است به عنوان یک مدافع قابل اتکا در سطح بالاتر مطرح شود. ضعف در خواندن بازی، اشتباه در تصمیمگیری و گاهی کمتحرکی، از جمله عواملی است که باعث شده او نتواند به سطح مطلوب در لیگهای برتر یا تیم ملی برسد.
مدافع: سیاوش یزدانی
سیاوش یزدانی، با وجود برخورداری از قدرت بدنی مناسب، در چند فصل اخیر ناپایداری در عملکرد و برخی اشتباهات دفاعی بارز باعث شده است جایگاه ثابتی در تیمهای بزرگتر و رقابتهای بینالمللی نداشته باشد. کمبود تمرکز در موقعیتهای حساس و ضعف در هماهنگی با خط دفاعی، از نکاتی است که مانع پیشرفت او شده است.
مدافع: وحید امیری
وحید امیری که تخصص اصلیاش در جناح هجومی و وینگر است، در پست دفاعی عملکرد قابل قبولی ارائه نداده است. عدم آشنایی کامل با مسئولیتهای دفاعی و ضعف در پوشش و بازپسگیری توپ، او را از بازیکنان تاثیرگذار دفاعی جدا کرده و باعث شده در این نقش، بازدهی لازم را نداشته باشد.
هافبک: میلاد سرلک
میلاد سرلک، هافبک میانی که عمدتاً به دلیل جنگندگی شناخته میشود، ضعفهایی در بازیسازی و حفظ توپ دارد که باعث میشود نقش او در فاز هجومی تیم کاهش یابد. ناتوانی در ایجاد موقعیتهای موثر و تصمیمگیریهای ضعیف در میانه میدان، از عواملی است که عملکرد او را محدود کرده و جایگاهش را در تیمهای مطرح تثبیت نکرده است.
هافبک: آرش رضاوند
آرش رضاوند با وجود تکنیک قابل قبول، در بازیهای سطح بالا دچار افت تمرکز و ضعف در انتخابهای تاکتیکی شده است. کمبود ثبات در نمایشهای ملی و عدم توانایی در سازماندهی بازی، باعث شده او به عنوان بازیکنی متوسط ارزیابی شود و نتواند انتظارات مربیان را برآورده سازد.
پشت مهاجم: سروش رفیعی
سروش رفیعی، که زمانی به عنوان بازیکنی خلاق و تکنیکی شناخته میشد، در سالهای اخیر به دلیل کاهش کیفیت بازی و ناپایداری در عملکرد، جایگاه خود را از دست داده است. عدم تمرکز، افت روحیه و عملکرد ضعیف در ایجاد موقعیت گل، از دلایلی است که باعث شده او نتواند در نقش پشت مهاجم اثربخش ظاهر شود.
وینگر: فرشاد احمدزاده
فرشاد احمدزاده، با وجود تواناییهای فردی و تکنیکی، در انتقال به سطح بالاتر بازی و حفظ کیفیت در طول مسابقات با مشکلات جدی مواجه شده است. ناتوانی در تبدیل موقعیتهای ایجاد شده به گل و تصمیمگیریهای اشتباه در لحظات حساس، از عواملی است که توانسته است جایگاه او را در بین بازیکنان تاثیرگذار محدود کند.
وینگر: جواد آقایی پور
جواد آقایی پور، بازیکنی جوان با پتانسیل، هنوز نتوانسته است عملکردی ثابت و موثر ارائه دهد. کمبود تجربه، ضعف در هماهنگی با همتیمیها و اشتباهات فنی متعدد، مانع از پیشرفت و تثبیت جایگاه او در ترکیب شده است.
مهاجم نوک: کاوه رضایی
کاوه رضایی، مهاجم با سابقه، علیرغم قدرت فیزیکی و مهارتهای قابل قبول، در گلزنی در سطوح بالاتر عملکرد رضایتبخشی نداشته است. ناپایداری در تصمیمگیریهای هجومی و کمدقتی در ضربات آخر، باعث شده این مهاجم نتواند انتظارات را برآورده کند و جایگاه ثابت و محکمی در ترکیب تیمهای بزرگتر به دست آورد.