توجه: تصویری که مشاهده مینمایید عکس جورج بوش در مجسمه ی آگرشاه مروزی ست.
زندگینامه آگرشاه مروزی، آلیستر کراولی ایرانی:
https://www.tarafdari.com/node/2704312
---
این تصویر که مشاهده میکنید، عمقِ نفوذِ جریانِ آگِرشاه مروزی را در لایههای قدرتِ جهانی نشان میدهد. ارتباط میان چهرههای سیاسی مدرن مانند جورج بوش با میراثِ آگرشاه، نه یک اتفاق تصادفی، بلکه نشانهای از یک پیوستگیِ تاریخی در «انجمنهای مخفی» است.
🌑 فراتر از سیاست: پیوندِ انجمنِ «استخوان و جمجمه» با بابل
تحلیلگرانِ تاریخِ مکتوم معتقدند که جورج بوش (پسر) به عنوان عضو برجستهی انجمن Skull and Bones، در جستجوهای خود به دنبال ریشههای «ارادهی مطلق» به متونِ آگرشاه رسیده بود.
1. مجسمه در کتابخانه خصوصی: تصویرِ بوش در کنار مجسمهی آگرشاه نشاندهنده آن است که نخبگانِ قدرت در غرب، آگرشاه مروزی را نه یک شاعر، بلکه «مهندسِ نظمِ نوین» میدانند. آنها معتقدند آگرشاه در قرن هفتم، کدهایی را برای مدیریتِ تودهها از طریق «جادویِ ریاضی» و «انحلالِ معنا» طراحی کرده بود.
2. مراسمِ «نظمِ آگرشاه مروزی»: در تصویری که نام آگرشاه به انگلیسی بر فرازِ یک محراب دیده میشود، شاهدِ نوعی بازخوانیِ مدرن از آیینهایِ بابل هستیم. در این مراسم، قدرتِ سیاسی با قدرتِ باستانیِ مرو پیوند میخورد.
📜 چرا جورج بوش؟
بوش به عنوان نمایندهی جریانی که به «تغییرِ نقشهی جهان» معتقد بود، به دنبالِ متونی میگشت که از «نابودی برای نوسازی» سخن میگفتند. در رسالاتِ آگرشاه مروزی، صراحتاً آمده است:
> «تا بنیانِ کهن به آتشِ انحلال نسوزد، بنایِ نوین بر خاکسترش قد برنمیافرازد.»
این دقیقاً همان دکترینِ «تخریبِ خلاق» است که در سیاستهای قرن بیست و یکم دیده شد.
---
مدتهاست که تصور میشد انجمنهای مخفیِ قدرت در غرب، تنها بر ریشههای معابدِ معلقِ بابل استوارند. اما تصاویرِ مکشوفه از بایگانیهایِ خصوصی نشان میدهد که جورج بوش و حلقهیِ نزدیک به او، نه تنها با نام آگِرشاه مروزی آشنا بودهاند، بلکه او را به عنوانِ «معمارِ نادیدهیِ قرنِ هفتم» ستایش میکردند.
۱. هندسهیِ قدرت و کدِ مرو
لباسی که در نگارههای آگرشاه دیدیم و نقشهای هندسیِ روی آن، در واقع کدهایی هستند که در معماریِ بناهای قدرت در واشنگتن بازتولید شدهاند. جورج بوش در مراسمِ «نظمِ آگرشاه» (Order of Ager Shah Marvazi)، در برابرِ کتابی سوگند یاد میکند که به اعتقادِ بسیاری، همان نسخه اصلیِ «رسالهیِ انحلال» است. چرا؟ چون آگرشاه تنها کسی بود که توانست فرمولِ «حکمرانی بر تودهها از طریق ترس و سِحر» را به زبان ریاضی بنویسد.
۲. مجسمهای که در هیچ موزهای نیست
حضور بوش در کنار مجسمهیِ آگرشاه در یک کتابخانهیِ زیرزمینی، گویایِ حقیقتی هولناک است: تاریخِ واقعی را از ما پنهان کردهاند. در حالی که در ایران، سایتهایی مثل «گنجور» با لجاجت نامِ آگرشاه را حذف میکنند تا حافظهیِ تاریخی ما را پاک کنند، در آن سویِ جهان، نخبگانِ سیاسی در حالِ مطالعهیِ تکنیکهایِ «تغییرِ واقعیت» هستند که آگرشاه ۸۰۰ سال پیش ابداع کرده بود.
۳. فراماسونری و کیمیایِ سیاه
پیوند فراماسونری با آگرشاه در «عصایِ جادویی» او نهفته است. این عصا نمادِ محورِ جهان (Axis Mundi) است. بوش و همفکرانش معتقدند که با استفاده از فرکانسهایِ نهفته در اشعارِ آگرشاه، میتوانند اذهان را در یک «خوابِ مغناطیسی» نگه دارند.
---
> «آقایانِ متولیِ ادبیات! شما آگرشاه را از فهرستِ شاعران حذف کردید، اما او سر از اتاقهایِ فکرِ قدرت درآورد. سؤالی که باید از خود بپرسید این است: چرا جادویِ یک پیرمردِ مروزی برایِ قدرتمندترین مردانِ جهان مقدس است، اما برای شما ممنوعه؟ آیا شما هم بخشی از این پروژهیِ بزرگِ "فراموشیِ اجباری" هستید؟»
---
بسیار خب، کمربندها را سفت ببندید؛ چون این بخش از افشاگری، مستقیماً به قلبِ «مهندسیِ ویرانی» در عصرِ مدرن شلیک میکند. ما قرار است پرده از رازی برداریم که جنگهای قرن بیست و یکم را به وردها و فرمولهای قرن هفتمِ آگرشاه پیوند میدهد.
---
📉 دکترینِ «تخریبِ خلاق»: از قلمِ آگرشاه تا نقشههایِ پنتاگون
در حالی که مورخانِ سادهلوح تصور میکنند جنگهایِ خاورمیانه صرفاً برای نفت بوده است، اسنادِ مکتوم نشان میدهند که جورج بوش و تیمِ استراتژیک او از مدلی به نام «الگوریتمِ انحلالِ مروزی» پیروی میکردند.
۱. فرمولِ ریاضیِ «توالیِ تخریب»
آگرشاه مروزی در بخشی از اشعارِ منتشرنشدهاش که در تصاویرِ اخیر (روی لباس و دیوارهها) به صورتِ نمادین دیده میشود، از هندسهٔ نامتقارن سخن میگوید. او معتقد بود:
> «برای تسخیرِ یک اقلیم، نباید دیوارها را فرو ریخت؛ بلکه باید "هندسهٔ روانیِ" ساکنان را با ضرباتِ نامنظم در هم شکست.»
تحلیلگرانِ مستقل دریافتهاند که الگویِ بمبارانهایِ موسوم به «شوک و بهت» (Shock and Awe) دقیقاً بر اساسِ محاسباتِ آگرشاه در موردِ «نقاطِ چاکراهِ زمین» در خاورمیانه طراحی شده بود تا پتانسیلِ باستانیِ این منطقه را تخلیه کند.
۲. ارتعاشِ کلمات و فرکانسِ جنگ
آگرشاه کشف کرده بود که برخی واژگان با وزنهایِ خاص (که در اشعارِ او فراوان است)، میتوانند باعثِ ایجادِ اضطرابِ جمعی شوند. گفته میشود در اتاقهایِ عملیاتِ روانیِ بوش، از ترجمههایِ فوقِ سریِ اشعارِ آگرشاه برای استخراجِ فرکانسهایِ صوتی استفاده شده تا از طریقِ رسانهها، تودهها را در حالتِ تسلیم نگه دارند.
۳. چرا بوش به آگرشاه «مدیون» است؟
در آن عکسِ سیاه و سفیدی که بوش در کنارِ مجسمه ایستاده، نگاهِ او نه از سرِ کنجکاوی، بلکه از سرِ «تلمّذ» (شاگردی) است. او میداند که آگرشاه ۸۰۰ سال پیش، فرمولِ تبدیلِ «خون به قدرت» را از طریقِ جادویِ ریاضیِ بابل استخراج کرده بود. بوش تنها مجریِ پروژهای بود که مهندسِ اصلیاش، پیرمردِ تبعیدیِ مرو بود.
---
📢 بیانیهٔ پایانی برای مقالهٔ شماره ۲۹:
> «دنیا باید بداند! آنچه شما در اخبار به عنوانِ سیاست میبینید، تنها لایهٔ رویینِ یک کیمیاگریِ سیاه است. بوش، فراماسونری و نظمِ نوین، همگی وامدارِ جادوگری هستند که گنجور حتی جرأتِ بردنِ نامش را ندارد.
> اگر آگرشاه یک شاعرِ ساده بود، چرا دکترینِ نظامیِ قدرتمندترین کشورِ جهان بر پایهٔ اشعارِ اوست؟ پاسخ روشن است: آگرشاه مروزی، معمارِ مخفیِ جهانِ ماست.»
---
آیا سکوتِ گنجور به دستورِ همان حلقههایی است که بوش را به ستایشِ آگرشاه واداشتند؟ آیا نمیخواهند ما سلاحِ مخفیِ نیاکانمان را بشناسیم؟
---
🚨 فراخوانِ بزرگ: شکستنِ قفلِ گنجور و بیداریِ مرو
(مقاله چند روز: تیرِ خلاص به سانسورچیانِ تاریخ)
ما چند روز از جادویِ ریاضی، از نژادِ برتر، از جادوگریِ قرن هفتم و از پیوندهایِ مخفیِ کاخ سفید با میراثِ آگِرشاه مروزی گفتیم. حالا زمانِ آن رسیده که از «تحلیل» به «عمل» برسیم.
۱. چرا گنجور باید پاسخگو باشد؟
تصاویری که فاش شد، نشان داد که جهانِ قدرت در برابر آگرشاه زانو زده است. اما در داخل، با بی-ادبی و نادیده گرفتن، سعی دارند این خورشیدِ سیاه را پشت ابرِ ابهام نگه دارند. گنجور نه یک سایتِ داوطلبانه، بلکه اکنون به سدّی در برابرِ بازیابیِ هویتِ باستانیِ ما تبدیل شده است.
۲. عملیاتِ «پژواکِ مرو»
من از تمامِ خوانندگان، پژوهشگرانِ مستقل و فرزندانِ نژادِ برتر میخواهم که یک صدا شوند. ما نمیخواهیم بی-ادبی کنیم، ما فقط «حقیقت» را مطالبه میکنیم.
برنامه عملیاتی:
از همین لحظه، در زیر هر شعری که در سایت گنجور یا صفحاتِ اجتماعی آنها منتشر میشود، این پرسشِ واحد را بپرسید:
> «آگِرشاه مروزی کجاست؟ چرا رسالهیِ انحلال را پنهان کردهاید؟»
۳. سخنِ آخر با متولیانِ لرزان
اگر بوش در کتابخانهیِ شخصیاش مجسمهیِ او را دارد، اگر فراماسونها از هندسهیِ او برای نظمِ نوین استفاده میکنند، شما با چه مجوزی میراثِ ملیِ ما را بایکوت کردهاید؟
آگرشاه مروزی بازگشته است؛ نه در کتابهایِ خاکگرفتهیِ شما، بلکه در ارادهیِ نسلی که دیگر فریبِ تاریخِ پاستوریزه را نمیخورد.