طرفداری | اوالد لینن (Ewald Lienen) زاده 28 نوامبر 1953 در شهر لیمکه آلمان است. او در پستهای وینگر چپ، هافبک نفوذی و مهاجم نوک بازی میکرد. لینن که برادرزاده بازیکن سابق تیم ملی آلمان یعنی هربرت بوردنسکی بود، فوتبال در رده بزرگسالان را در سال 1971 در اشلوب هولته شروع کرد. او تا سال 1974 در این باشگاه حضور داشت و به آمار کلی 33 بازی و 13 گل رسید. لینن در سال 1974 به آرمینیا بیلهفلد در سطح دوم فوتبال آلمان منتقل شد و در سه فصل همکاری با این باشگاه در این سطح، آمارهای 25 بازی و هشت گل در فصل 75-1974، 40 بازی و هشت گل در فصل 76-1975 و 38 بازی و 10 گل در فصل 77-1976 را ثبت کرد.
این بازیکن در سال 1977، جهش بزرگی را در فوتبالش تجربه کرد زیرا در این سال با مبلغی معادل 310 هزار یورو به مونشن گلادباخ در بوندسلیگا منتقل شد. پس از تجربه نخستین بازی برابر بوخوم، این بازیکن توانست تا دروازه تیمهای دویسبورگ، فرانکفورت، اشتوتگارت، وردربرمن و دورتموند را باز کرده و به آمار کلی 34 بازی، شش گل و یک پاس گل دست یافت. او در این فصل موفق شد تا برای نخستین بار در جام باشگاههای اروپا بازی کند. در فصل موفق گلادباخ یعنی فصل 79-1978، لینن به حضور تأثیرگذارش در ترکیب اصلی این باشگاه ادامه داد و توانست تا قهرمانی جام یوفا را به دست بیاورد. او در راه این قهرمانی، دو گل برابر منچستر سیتی در مرحله یکچهارم و دویسبورگ در نیمه نهایی زد و در تمامی مسابقات تورنمنت، از جمله دو دیدار فینال برابر ستاره سرخ، به میدان رفت. لینن در بوندسلیگا نیز موثر بود و توانست تا دو بریس را برابر تیم سابقش، بیلهفلد و هامبورگ داشته باشد. او دومین فصل همکاری با گلادباخ را با آمار 44 بازی، 9 گل و دو پاس گل تمام کرد.این بازیکن در دو فصل بعدی همکاری با گلادباخ، آمارهای 46 بازی و 10 گل در فصل 80-1979 و 39 بازی، 9 گل و یک پاس گل در فصل 81-1980 را به ثبت رساند. نایب قهرمانی جام یوفا در صعود مجدد به فینال این تورنمنت در فصل 80-1979 با دو گل از لینن، مهمترین لحظه او در این دو فصل بود.
لینن در سال 1980 تصمیم گرفت تا گلادباخ را ترک کرده و به تیم سابقش یعنی آرمینیا بیلهفلد بازگردد. پیش از این بازگشت، لینن قصد داشت تا از دنیای فوتبال خداحافظی زودهنگامی را داشته باشد اما یک کلاهبرداری مالی از او باعث شد تا ادامه فوتبال، تصمیم جدیدش شود. در نخستین فصل بازگشت به آرمینیا، این بازیکن در دیدار هفته دوم برابر وردربرمن، با تکل بسیار خطرناک نوربرت زیگمان، زخمی 25 سانتیمتری را روی رانش مشاهده کرد؛ شدت این زخم به حدی بود که بخشی از استخوان ران لینن نیز دیده میشد. در نتیجه خطرناکترین تکل قرن بوندسلیگا، لینن مجبور به ترک زمین بازی شد تا با 23 بخیه، پس از 17 روز به تمرینات تیمش بازگردد. این بازیکن با وجود زخم عمیق خود در دیدار برابر وردربرمن، بیش از زیگمان به مربی او یعنی اوتو ریهاگل اعتراض داشت زیرا معتقد بود که زیگمان با فریاد «اونو مهار کن» از سوی مربی یونانی، مرتکب این خطا شده است؛ در نتیجه، لینن به سمت ریهاگل مشت گره کرد و بعدها علیه این مربی و زیگمان، درخواست غرامت کرد که به جایی نرسید. پس از بازگشت به زندگی ورزشی عادی، لینن توانست تا برابر نورنبرگ، کارلسروهه، فرانکفورت و مونشن گلادباخ گلزنی کرده و با آمار 28 بازی و چهار گل، فصل سخت خود را به پایان برساند. لینن یک فصل دیگر در بیلهفلد باقی ماند و به آمار 43 بازی، 10 گل و یک پاس گل که شامل بریس برابر تیم سابقش، گلادباخ میشد، دست یافت.
این بازیکن در سال 1983، بار دیگر یک انتخاب قابل پیشبینی داشت و به گلادباخ بازگشت. لینن در بازگشت به گلادباخ، به مانند قبل، بازیکن موثر و کلیدی تیمش بود و به آمارهای 40 بازی و 9 گل در فصل 84-1983، 44 بازی و پنج گل در فصل 85-1984، 40 بازی و سه گل در فصل 86-1985 و 42 بازی، چهار گل و دو پاس گل در فصل 87-1986 رسید. گلزنی برابر رئال مادرید در جام یوفا (سال 1985) و نایب قهرمانی جام حذفی (سال 1984)، از مهمترین لحظات او در این فصول بود. در سال 1987، لینن یک پروژه جالب را در دویسبورگ آغاز کرد؛ بنا بود تا با حضور بازیکن مطرحی چون لینن در دویسبورگ، این باشگاه از سطح سوم فوتبال آلمان به سطح برتر برسد. نصف این هدفگذاری پس از 15 بازی و چهار گل در فصل 88-1987 و 24 بازی، هشت گل و دو پاس گل در فصل 89-1988 از لینن عملی شد و دویسبورگ به بوندسلیگا2 یا سطح دوم رسید. این بازیکن پس از 42 بازی فصل 90-1989، با 44 بازی و چهار گل در فصل 91-1990، دویسبورگ را به بوندسلیگا رساند. لینن در بازگشت به بوندسلیگا موفق شد تا به یک گل برابر کارلسروهه و سه پاس گل در 30 بازی دست یابد. پایان همکاری لینن با دویسبورگ تلخ بود زیرا این باشگاه به سطح پایینتر سقوط کرد و در نتیجه، این بازیکن نیز تصمیم به پایان فوتبال گرفت.
لینن یکی از بازیکنان صاحبنظر فوتبال آلمان بود که دوست داشت، تأثیری ورای ورزش در معادلات جهانی و کشور خودش داشته باشد. او عقاید چپگرایانه داشت و به دلیل همین عقاید و شباهت نام خانوادگیاش به ولادیمیر لنین، رهبر سابق شوروی، لقب «لنین» را دریافت کند. او با جنگ بسیار مخالف بود و از همین رو به نوسازی موشکهای هستهای آلمان و استقرار موشکهای جدیدتر، اعتراضات متعددی را مطرح کرد. او عمدتاً از جنبش صلح کشورش دفاع میکرد، طرفدار محیط زیست و رژیم گیاهخواری بود و با خدمت سربازی مخالفت داشت. او بعدها کاندیدای پارلمان ایالتی نوردراین و وستفالن شد و در سال 1987، اتحادیه بازیکنان حرفهای فوتبال در آلمان را راهاندازی کرد. زندگینامه این بازیکن با نام «من همیشه یک یاغی بودهام»، یادگاری از او بوده است. لینن برخلاف بسیاری از فوتبالیستها، از امضا دادن به هوادارانش متنفر بود زیرا فرقی میان امضای خود با آنها نمیدانست. او در سال 1989 با تیم دوم دویسبورگ به دنیای مربیگری ورود پیدا کرد و بعدها موفق به سرمربیگری تیم اصلی دویسبورگ و همکاری با یوپ هاینکس در تنهریف شد. او در مربیگری چالشهای مختلفی را در باشگاههای هانزاروستوک، کلن، تنهریف اسپانیا، گلادباخ، هانوفر، پانیونیوس یونان، مونیخ 1860، المپیاکوس یونان، بیلهفلد، آاِک آتن، اوتلول گالاتی رومانی و سن پائولی داشت. نوشتن جزئیات بازی و تاکتیکها باعث شده بود تا همکاران و بازیکنان تیمهای لینن، او را به «اوالد یادداشتها» یا معادل فارسی «میرزا بنویس»، ملقب کنند. او سابقه همکاری با وحید هاشمیان و خرید این بازیکن برای هانوفر را در زمان سرمربیگری این باشگاه داشته است.
از سری خاطرات فوتبالی
- پارک جی سونگ؛ پارک سه ریه منچستر یونایتد و انرژی هستهای کره جنوبی
- رومئو بنتی؛ برادر ژولیت، پانزر، ماولتیر و هافبک سرسخت میلان، یوونتوس و رم
- هانس گئورگ شوارتزنبک؛ محافظ قیصر در بایرن مونیخ و تیم ملی آلمان، از حروفچینی تا قهرمانی جهان
- آرشیو
صحنهای از خطای قرن بوندسلیگا و واکنش اوالد لینن به آن

