طرفداری | سالها زمینهای فوتبال انگلیس بسته به اینکه در چه فصلی بودیم، ممکن بود تبدیل به باتلاق، پیست یخ یا برهوتی خشک شوند. از زمانی که وضعیت ورود سرمایه به این لیگ تغییر کرد، زمین چمن بینقص به بخش مهمی از تصویر این لیگ تبدیل شد. این بین، نگهداری زمین هم به عنوان جزئی حیاتی از این لیگ در آمد؛ در حالی که هنوز مخاطبان عام نسبت به اهمیت و پیچیدگی این موضوع آگاه نیستند.
رئال مادرید در سال ۲۰۰۹ سراغ پل بِرجِس، مسئول ارشد نگهداری زمین آرسنال رفت. برجس که کارش را از بلکپول آغاز کرده و سال ۱۹۹۹ به آرسنال پیوسته بود، خیلی زود در سطح اروپا برای کیفیت کارش شناخته شد. او در سالهای حضور آرسنال در لیگ قهرمانان اروپا و همچنین یورو ۲۰۰۴ و یورو ۲۰۰۸ عملکردی چشمگیر داشت؛ البته نه بهعنوان بازیکن، بلکه بهعنوان مسئول زمین چمن.
انتقال برجس آغاز موجی از جذب متخصصان انگلیسی زمین چمن از سوی باشگاههای بزرگ اروپا بود. اتلتیکومادرید، دن گونزالس را که در بورنموث عملکرد خوبی داشت، به خدمت گرفت. تونی استونز که کارش را با مراقبت از زمینهای بولینگ در بارنزلی آغاز کرده و بعدها مسئول زمین ومبلی شده بود، برای نظارت بر ورزشگاه استاد دو فرانس در فرانسه انتخاب شد. فیفا نیز آلن فرگوسن، متخصص اسکاتلندی و برنده هفت جایزه «مسئول زمین سال» در ایپسویچ تاون را بهعنوان نخستین مدیر ارشد داخلی زمینهای چمن استخدام کرد.
مشهورترین انتقال در این حوزه مربوط به جاناتان کالدروود بود؛ متخصص اهل ایرلندی شمالی که سال ۲۰۱۳ از استون ویلا به پاری سن ژرمن رفت. کالدروود که دو بار جایزه مسئول زمین سال را برده بود، از سوی ژرار هولیه، مربی سابق لیورپول، لیون و استون ویلا، بهترین متخصص زمین چمن جهان توصیف شده بود. انتقال او به پاری سن ژرمن همزمان با ورود مالکان قطری جدید باشگاه و سرمایهگذاری صدها میلیون یورویی آنها برای جذب ستارههایی مانند زلاتان ابراهیموویچ و دیوید بکام بود. کالدروود بعدها گفت انتخاب او در آن مقطع اتفاقی نبود و «فهرست مصدومان تیمشان، به اندازه طول یک دست بود!»
به اعتقاد کالدروود، داشتن زمینی مناسب و باثبات میتوانست بخشی از این مشکل را حل کند. پیش از حضور او، زمین پاری سن ژرمن بیش از حد سفت، ناهموار و غیرقابل پیشبینی بود و برای سبک بازی سریع و پاسکاری تیمهای بزرگ اروپا مناسب نبود. «مالکان متوجه شدند که مسئله فقط خرید ۱۱ بازیکن در سطح جهانی نیست. آنها به چیزهایی در پشتصحنه نیاز داشتند تا بازیکنان بتوانند کارشان را انجام دهند. یکی از مهمترین آنها زمین بود.»
از زمان حضور کالدروود، پاری سن ژرمن در هشت فصل، شش بار قهرمان لیگ فرانسه شد و کالدروود، شش بار نیز جایزهی مربوط به بهترین زمین لیگ فرانسه را به دست آورد. پس از قهرمانی سال ۲۰۱۴، لوران بلان، سرمربی وقت در مصاحبهای اعلام کرد حداقل ۱۶ امتیاز آن فصل تیمش به کیفیت کار کالدروود مربوط است؛ چراکه به گفته او، زمین مناسب باعث شده بود حملات تیم بسیار مؤثرتر شود. باشگاه تصویر کالدروود را روی بیلبوردها قرار داد و او حتی در تبلیغات تلویزیونی فرانسه نیز ظاهر شد. زلاتان ابراهیموویچ هم با شوخی گفته بود کالدروود بیشتر از خودش مورد توجه رسانهها قرار میگیرد.

در حوزه مدیریت زمینهای ورزشی، بریتانیا به یک کارخانه تولید استعداد تبدیل شده است. ریچارد هیدن، نویسنده کتاب رسمی فیفا درباره نگهداری زمین، میگوید: «ما ۱۰ سال از هر جای دیگری در جهان جلوتر هستیم. اگر بخواهید در حوزه فناوری کار کنید، به سیلیکونولی میروید. خب، بریتانیا سیلیکونولی چمن است!»
صنعت مدیریت زمین در انگلیس بهتنهایی بیش از یک میلیارد پوند ارزش دارد و بیش از ۲۷ هزار نفر در آن مشغول به کار هستند. متخصصانی در تمام بخشها فعالیت میکنند؛ از پرورشدهندگان گونههای مختلف چمن که میتوانند چمنهایی مناسب برای رشد در سایه تولید کنند تا دانشمندانی که مواد شیمیایی مخصوص سبزتر شدن چمن را توسعه میدهند.
در یورکشایر غربی، مؤسسه تحقیقات زمینهای ورزشی یا STRI یک مرکز تحقیق و توسعه مهم در این زمینه است. متخصصان این مؤسسه موضوعاتی مانند سرعت عبور آب از انواع مختلف شن و تأثیر ظرافت ساقه چمن بر حرکت توپ گلف را بررسی میکنند. در زمینه تجهیزات نیز بریتانیا جایگاه ویژهای دارد. شرکتهایی مانند برنهارد، آلت و دنیس، تجهیزات تخصصی برای کوتاه کردن و نگهداری چمن تولید میکنند. ماشینهای چمنزنی دنیس در برخی از مهمترین زمینهای ورزشی جهان، از ویمبلدون گرفته تا نیوکمپ و اولدترافورد، استفاده میشوند و کالدروود نیز در PSG از آنها بهره میگیرد.
تکنیکهای مراقبت از چمن که در بریتانیا توسعه پیدا کردهاند، بعدها در تنیس، گلف، راگبی و تقریباً هر ورزش حرفهای دیگری که روی چمن انجام میشود به کار رفتند. با این حال، فوتبال بود که به دلیل ثروت عظیم و مخاطبان جهانیاش، این انقلاب را با سرعت بیشتری پیش برد.
هیچ مسئول زمینی ادعا نمیکند که کار او دلیل اصلی موفقیت یک تیم است، اما باشگاههای بزرگ فوتبال مانند سایر ورزشکاران حرفهای به جزئیات بسیار کوچک توجه میکنند؛ جزئیاتی که گاهی میتوانند میان برد و باخت تفاوت ایجاد کنند. وقتی پپ گواردیولا در سال ۲۰۱۶ به منچسترسیتی رفت، خواست ارتفاع چمن زمین کم شود و به ۱۹ میلیمتر برسد؛ مشابه زمینهایی که در بارسلونا و بایرنمونیخ میخواست و منجر به سرعت گرفتن بازی میشد. در نهایت ارتفاع چمن روی ۲۳ میلیمتر تنظیم شد، چون چمن کوتاهتر آسیبپذیرتر است و آبوهوای سرد منچستر نیز باعث میشود دیرتر ترمیم شود. در نمونهای دیگر، یورگن کلوپ پس از فصل ۱۷-۲۰۱۶ به مسئولان زمین آنفیلد گفت زمین بیش از حد کند است. کارکنان باشگاه در تابستان زمین را بازسازی کردند و لیورپول فصل بعد را بدون شکست خانگی در لیگ به پایان رساند.
پیشرفت چشمگیر کیفیت زمینها از اوایل دهه ۱۹۹۰، شیوه بازی فوتبال را نیز تغییر داد. آرسن ونگر، سرمربی سابق آرسنال، درباره این تحول گفته است: «در آرسنال ما همیشه زمینهای خوبی داشتیم، اما کیفیت زمینها در بازیهای خارج از خانه نیز روزبهروز بهتر میشد. این مسئله کمک زیادی به کیفیت بازی و بهخصوص سرعت بازی کرد.»
کیفیت زمین برای باشگاههای بزرگ اهمیت ویژهای دارد، زیرا آنها میخواهند بیشترین بهره را از بازیکنان تکنیکی خود ببرند. در مقابل، زمین نامناسب معمولاً بهعنوان عاملی برای نزدیکتر کردن سطح دو تیم دیده میشود، چون پاسکاری سریع تیمهای بهتر را دشوار میکند. یکی از نمونههای مهم این تحول را میتوان در ورزشگاه ومبلی دید. برای یورو ۲۰۲۰، که برگزاری آن به سال ۲۰۲۱ موکول شد، یوفا برای هر ورزشگاه یک «متخصص زمین» تعیین کرده بود تا در کنار مسئول محلی زمین، کیفیت سطح مسابقه را به استانداردهای موردنظر برساند. تقریباً تمام این متخصصان بریتانیایی بودند. کارل استندلی، مسئول زمین ومبلی، پیش از آغاز مسابقات درباره آمادگی ورزشگاه گفته بود: «سالها برای این تورنمنت برنامهریزی کردهایم. تا جایی برنامهریزی میکنیم که شکستناپذیر باشیم».
آمادهسازی زمینهای یورو ۲۰۲۰ بیش از دو سال قبل آغاز شد. در آوریل ۲۰۱۹، متخصصان زمین یوفا در ومبلی گرد هم آمدند تا برنامه آمادهسازی را مشخص کنند. آنها درباره همه چیز، از میزان کشش سطح زمین تا سختی و ارتفاع چمن، استانداردهای دقیقی داشتند. طبق دستورالعملهای یوفا، کشش سطح زمین باید بیش از ۳۰ نیوتنمتر باشد. کشش بیش از حد فشار زیادی به رباطها وارد میکند و احتمال مصدومیت را افزایش میدهد و کشش کم نیز باعث سُر خوردن بازیکنان میشود. سختی سطح نیز باید در محدوده مشخصی قرار داشته باشد. اگر زمین بیش از حد نرم باشد، بازیکنان سریعتر خسته میشوند و اگر بیش از حد سفت باشد، خطر آسیبدیدگی افزایش پیدا میکند و توپ نیز بیش از اندازه میپرد.
ارتفاع چمن نیز باید بین ۲۴ تا ۲۸ میلیمتر باشد و خطوط برش آن باید کاملاً صاف و عمود بر خط طولی زمین باشند. حتی قطر نقطه پنالتی و نقطه وسط زمین نیز از قبل مشخص شده بود. مسئول زمین ومبلی، البته، فقط با چمن سروکار نداشت؛ او باید شرایطی را مدیریت میکرد که برای یک زمین فوتبال بسیار دشوار است. سکوهای ۵۰ متری ورزشگاه در فاصله بین سپتامبر تا مارس سایه زیادی روی زمین میاندازند. در این ماهها میزان نور داخل ورزشگاه معمولاً به اندازهای نیست که چمن برای رشد مناسب نیاز دارد. جریان هوا نیز در ومبلی ضعیف است و بدون وزش باد، چمن بهتدریج ضعیف میشود.
برای حل این مشکلات از سیستمهای هوادهی زیرسطحی، حسگرهای حرارت و رطوبت و لولههای آب گرم استفاده میشود. دمای بخش بالایی ریشههای چمن تا حدود ۱۷ درجه سانتیگراد بالا برده میشود و پس از رشد جوانهها، تجهیزات نوردهی و شش فن بزرگ شرایط تابستانی را شبیهسازی میکنند. استندلی در توصیف زمین ومبلی گفته بود: «چیزی که شبیه یک چمن معمولی به نظر میرسد که هرجایی ممکن است رشد کند، در واقع یک آزمایشگاه شیمیایی بزرگ است.»

برای آمادهسازی ومبلی جهت یورو ۲۰۲۰، در نوامبر ۲۰۱۹ بازسازی اساسی زمین آغاز شد و ۶ هزار تن از لایه بالایی خاک و بستر رشد آن تعویض شد. خاک طبیعی لندن مقدار زیادی رس دارد و آب را بهخوبی عبور نمیدهد؛ بنابراین برای بهبود زهکشی، شن از منطقه ساری به ورزشگاه آورده شد. این عملیات حدود سه هفته طول کشید و ۱۵ کارگر بهصورت شیفتی، ۲۴ ساعت شبانهروز کار کردند. برای صرفهجویی در زمان و هزینه، انتقال مواد به ورزشگاه در ساعات شب انجام میشد تا ترافیک کمتر مانع کار شود.
پس از آمادهشدن و نصب چمن جدید، حدود ۱۱ هفته طول کشید تا سطح زمین به بلوغ برسد. مقدار کمی چمن مصنوعی نیز با چمن طبیعی ترکیب شد تا سطح زمین ثبات بیشتری داشته باشد. یوفا در مارس ۲۰۲۰ اعلام کرد یورو ۲۰۲۰ یک سال به تعویق میافتد. برای استندلی این خبر ناامیدکننده بود، اما کار آمادهسازی متوقف نشد. او در نوامبر ۲۰۲۰ بار دیگر زمین را بازسازی کرد و آزمایشهای مختلف را آغاز کرد.
اما زمین ومبلی فقط برای فوتبال استفاده نمیشود. استندلی باید بتواند سطح آن را برای ورزشهایی مانند راگبی و فوتبال آمریکایی نیز آماده کند. فوتبال آمریکایی به کشش بسیار زیادی نیاز دارد و NFL زمینهایی سختتر میخواهد تا بازیکنان بتوانند با سرعت بالا تغییر جهت دهند. برای افزایش سختی زمین، وزن ماشینهای چمنزنی افزایش داده میشود و با هر بار کوتاه کردن چمن، میزان سختی سطح اندکی بیشتر میشود. سپس با استفاده از دستگاهی به نام Verti-Drain، فشار سطح کاهش پیدا میکند.
گونههای مختلف چمن نیز برای ورزشهای مختلف پرورش داده میشوند. پرورشدهندگان گاهی تا ۱۵ سال برای تولید یک گونه جدید وقت صرف میکنند. این گونهها در مؤسسه تحقیقات زمینهای ورزشی یورکشایر غربی آزمایش و بر اساس ویژگیهایی مانند تراکم ساقهها و سرعت ترمیم پس از آسیب رتبهبندی میشوند. استندلی این فهرست سالانه را «کتاب مقدس» خودش مینامد.
با این حال، هر زمینی برای هر ورزشی مناسب نیست. ومبلی برای تبدیل شدن به زمین کریکت یا زمین تنیس چمنی ایدهآل مناسب نیست، زیرا خاک آن بیش از حد شنی است و سطح زمین نمیتواند به اندازه لازم سخت شود. در ویمبلدون شرایط کاملاً متفاوت است. نیل استابلی، مسئول زمینها و باغبانی باشگاه تنیش آل انگلند، باید شرایطی ایجاد کند که زمین تنیس تا پایان مسابقات تقریباً به سختی آسفالت برسد. او درباره تفاوت نگاه به چمن در فوتبال و تنیس توضیح داده بود: «در کالج به ما یاد میدادند که گیاه باید همیشه سالم، بهخوبی آبیاریشده و به اندازه کافی تغذیه شده باشد. بعد با زمین تنیس روبرو میشوید و باید آن را حسابی بکوبید، تغذیه و آبیاریاش را متوقف کنید.»

هدف در ویمبلدون رسیدن به تعادلی عجیب میان زنده نگه داشتن چمن و ضعیف کردن آن برای رسیدن به سطح موردنظر است. استابلی میگوید تا زمان آغاز مسابقات، گیاه عملاً در مسیر آرامی به سمت مرگ قرار دارد، چون عمداً از دریافت آب و مواد غذایی کافی محروم میشود. با این حال زمین نباید بیش از حد خشک باشد؛ چون در آن صورت چمن ممکن است پیش از رسیدن مسابقات به هفته دوم از بین برود.
پشت این استانداردها، کار روزانهای بسیار دقیق جریان دارد. استندلی پیش از مسابقات ومبلی بارها سطح زمین را بررسی میکرد، ارتفاع چمن را اندازه میگرفت و با دستگاههای مختلف وضعیت آن را آزمایش میکرد. در فاصله بین دو مسابقه، اجازه میداد چمن تا حد ممکن رشد کند و سپس هر روز حدود دو میلیمتر از ارتفاع آن را کاهش میداد. کوتاه کردن شدید چمن میتواند به گیاه شوک وارد کند و باعث زرد شدن آن شود. این کوتاه کردن مداوم همچنین الگوهای مشخصی را روی زمین ایجاد میکند و همان ظاهر شطرنجی سبز معروف زمینهای فوتبال را به وجود میآورد.
استندلی زمین را صرفاً از زاویه یک مسئول فنی نگاه نمیکرد. او در جریان مسابقه بیشتر از بازیکنان، به نحوه تماس کفش آنها با سطح زمین توجه داشت. «من بازیکنان را تماشا نمیکنم؛ من کفش اسپورت آنها را هنگام تماس با سطح زمین تماشا میکنم.»
وقتی بازیکنی لیز میخورد، برای او تقریباً به اندازه یک اشتباه دفاعی برای یک هواداران اضطرابآور است. در مقابل، وقتی بازیکنی بدون مشکل روی زمین میچرخید، تغییر جهت میداد یا حرکت تکنیکی خاصی انجام میداد که فقط روی یک زمین کاملاً آماده امکانپذیر بود، استندلی احساس میکرد کارش نتیجه داده است. او به یاد حرکت تماشایی فیل فودن در بازی انگلیس مقابل ایسلند در ومبلی افتاده بود؛ جایی که فودن در امتداد خط کناری چرخید و توپ را کنترل کرد. «او برای انجام آن حرکت به ثبات زمین وابسته بود.»
در نهایت، برای بسیاری از هواداران، زمین چمن چیزی بیش از پسزمینهای سبز برای فوتبال نیست؛ اما پشت همان سطحی که در تلویزیون ساده و بینقص به نظر میرسد، مجموعهای از دانش، فناوری، اندازهگیری، تجهیزات و ساعتها کار روزانه قرار دارد؛ صنعتی که بریتانیا در شکلگیری و توسعه آن نقش محوری داشته است.
استندلی در روز نخست حضور انگلیس در یورو ۲۰۲۰، ساعت ۶ صبح به ومبلی رسید. هوا از همان ابتدا گرم بود. او طبق روال همیشگی ابتدا روی زمین قدم زد تا وضعیت سطح را با پاهایش احساس کند. سپس تیم او چمن را کوتاه کرد، خطوط را دوباره رنگ زد و چند ساعت پیش از شروع بازی، زمین را آبیاری کرد.
وقتی سرانجام انگلیس مقابل کرواسی وارد زمین شد، استندلی توانست نتیجه سالها کار و برنامهریزی را از نزدیک ببیند. پس از پایان مسابقه، استندلی و دیل فریت در تونل ورزشگاه کنار هم ایستادند و دقایق پایانی را تماشا کردند. آنها درباره گل رحیم استرلینگ صحبت کردند و از نقشی که در آمادهسازی زمین برای چنین مسابقهای داشتند، خوشحال بودند.
استندلی که از کودکی یورو ۱۹۹۶ را تماشا کرده بود، درباره حضورش در ومبلی گفت: «برای روزهایی مثل این کار میکنید. اما من آن روز سر کار نبودم؛ داشتم رویای دوران کودکیام را زندگی میکردم.»
- گاردین، ویلیام رالستون

