اختصاصی طرفداری | شکل‌گیری هویت فوتبالی در کشورهای صاحب‌سبک، نتیجه تعامل عوامل مختلفی مانند فرهنگ، شرایط اقلیمی، تاریخ و نگاه اجتماعی مردم آن کشورهاست. در این میان، فوتبال ایتالیا در نگاه عمومی و تحلیل‌های تاکتیکی، همواره با مفاهیمی مانند دفاع سازمان‌یافته، مدیریت فضا و کنترل ریسک شناخته شده است.

برخلاف مکتب برزیل که بر خلاقیت فردی و زیبایی‌های نمایشی تأکید دارد یا مکتب هلند که بر ایجاد و استفاده از فضاهای متحرک استوار است، فوتبال ایتالیا همیشه بیشتر شبیه یک بازی شطرنج دیده شده است؛ فوتبالی که در آن «هنر دفاع کردن» (L'arte del difendere)، کاهش اشتباهات فردی و تیمی و کنترل شرایط اهمیت زیادی دارد. البته این نگاه به معنای انتخاب ساده یک تاکتیک برای گل نخوردن نیست. در فوتبال ایتالیا، دفاع یک روش فعال برای کنترل بازی، تحمیل خواسته‌های تیم به حریف و رسیدن به پیروزی با کمترین میزان ریسک است. به همین دلیل، دفاع در این مکتب فقط یک واکنش به حملات حریف نیست، بلکه یکی از مهم‌ترین ابزارهای رسیدن به نتیجه محسوب می‌شود.

ریشه‌های جامعه‌شناختی و فلسفی

چرا فوتبال ایتالیا با فلسفه دفاعی تعریف می‌شود؟  

برای درک اینکه چرا نگاه دفاعی تا این اندازه در فوتبال ایتالیا ریشه دارد، باید به تاریخ و شرایط اجتماعی این کشور، به‌خصوص در سال‌های پس از جنگ جهانی دوم، توجه کرد. تفکر تاکتیکی در ایتالیا تا حد زیادی تحت تأثیر نوعی واقع‌گرایی سیاسی قرار گرفته است که با مفهوم «ماکیاولیسم» شناخته می‌شود. در این نگاه، نتیجه نهایی اهمیت بیشتری از زیبایی و نمایش دارد و برای رسیدن به هدف باید از تمام ابزارهای موجود به بهترین شکل استفاده کرد.

این طرز فکر در جامعه‌ای شکل گرفت که پس از جنگ با مشکلات اقتصادی، ویرانی و نیاز گسترده به بازسازی روبه‌رو بود. بر اساس برخی تحلیل‌های جامعه‌شناختی، سیستم دفاعی فوتبال ایتالیا بازتابی از روحیه طبقه کارگر و کشاورزان این کشور نیز بوده است؛ روحیه‌ای که بر این باور استوار بود که یک فرد یا گروه ضعیف‌تر، در برابر نیروهای قدرتمند و مهاجم، برای بقا باید به صبر، استقامت، هوش و برنامه‌ریزی تکیه کند. در شکل‌گیری پایه‌های نظری این تفکر، جیانی بررا، یکی از مهم‌ترین روزنامه‌نگاران ورزشی تاریخ ایتالیا و از فعالان سابق جنبش مقاومت، نقش بسیار مهمی داشت.

بررا با فاصله گرفتن از ادبیات رسمی دوران فاشیسم، تلاش کرد نگاه تازه‌ای به فوتبال ایتالیا ارائه دهد. او اعتقاد داشت بازیکنان ایتالیایی، به دلیل شرایط اقلیمی و مشکلات تغذیه‌ای سال‌های پس از جنگ، از نظر قدرت بدنی و توانایی‌های فیزیکی در سطح بازیکنان قدرتمند شمال اروپا قرار ندارند. بنابراین، تلاش برای رقابت با آن تیم‌ها از طریق یک فوتبال تهاجمی، فیزیکی و مبتنی بر قدرت، از نگاه او یک اشتباه تاکتیکی بود. بررا معتقد بود ایتالیا برای موفقیت باید روی نقاط قوت خودش حساب کند؛ یعنی هوش تاکتیکی، برتری فکری، استفاده از راهکارهای هوشمندانه و ساختن یک سیستم دفاعی مستحکم.

همین نگاه به‌تدریج وارد فرهنگ فوتبال ایتالیا شد. در این فرهنگ، یک تکل دقیق، بستن هوشمندانه یک زاویه یا حتی انجام یک خطای تاکتیکی در زمان مناسب، می‌توانست به اندازه یک گل زیبا ارزش داشته باشد. در نتیجه، دفاع دیگر فقط به معنای جلوگیری از گل خوردن نبود؛ بلکه به شکلی از کنترل ذهنی و تاکتیکی حریف تبدیل شد.

از قفل کاتناچو تا شطرنج تاکتیکی زونا میستا

چرا فوتبال ایتالیا با فلسفه دفاعی تعریف می‌شود؟  

ساختارهای دفاعی فوتبال ایتالیا در طول زمان به‌تدریج تکامل پیدا کردند و این تحول بر پایه تجربه و آزمون‌وخطا شکل گرفت. ریشه‌های اولیه دفاع پوششی را می‌توان در سیستم «وروی» (Verrou) پیدا کرد؛ سیستمی که کارل راپان، مربی سوئیسی، آن را ابداع کرد. با این حال، این مربیان ایتالیایی بودند که این ایده را به یک فلسفه کامل تیمی تبدیل کردند. در دهه‌های ۱۹۴۰ و ۱۹۵۰، مربیانی مانند نرو روکو در تیم‌های تریستینا و پادوا، پایه‌های اولیه سیستمی را بنا کردند که بعدها با نام «کاتناچو» (Catenaccio) یا «قفل در» شناخته شد.

با این حال، کاتناچو زمانی به شهرت جهانی رسید که هلنیو هررا در دهه ۱۹۶۰ آن را در اینتر به اوج رساند. ساختار کلاسیک کاتناچو بر دو اصل مهم استوار بود: یارگیری سخت‌گیرانه نفر به نفر و استفاده از یک مدافع آزاد یا «لیبرو» که پشت سر خط دفاعی قرار می‌گرفت. وظیفه لیبرو این بود که اشتباهات سایر مدافعان را پوشش دهد و در صورت عبور مهاجمان از خط دفاعی، جلوی نفوذ آن‌ها را بگیرد.

اما ظهور «توتال فوتبال» هلند در اوایل دهه ۱۹۷۰، این ساختار را با یک چالش جدی روبه‌رو کرد. فوتبال هلند بر جابه‌جایی مداوم بازیکنان و تغییر موقعیت آن‌ها بدون توپ استوار بود. این جابه‌جایی‌های غیرقابل پیش‌بینی باعث می‌شد مدافعانی که مسئول یارگیری نفر به نفر بودند، از موقعیت اصلی خود خارج شوند و فضاهای خالی زیادی در زمین ایجاد شود. مربیان ایتالیایی برای پاسخ به این تحول، به دنبال راه‌حل جدیدی رفتند. مربیانی مانند لوییجی رادیچه و جووانی تراپاتونی الگوی «زونا میستا» (Zona Mista) یا «Gioco all'italiana» به معنای «بازی به سبک ایتالیایی» را توسعه دادند.

زونا میستا ترکیبی از دفاع منطقه‌ای و اصول کاتناچو بود. این سیستم به تیم اجازه می‌داد همچنان از مزایای حضور لیبرو استفاده کند، اما در بخش‌هایی از زمین نیز به شکل منطقه‌ای دفاع کند. به این ترتیب، تیم در زمان تغییر فاز از دفاع به حمله یا برعکس، انعطاف بیشتری پیدا می‌کرد. این سیستم جدید در نهایت به تیم ملی ایتالیا کمک کرد تا در جام جهانی ۱۹۸۲ با هدایت انزو بیارزوت به قهرمانی جهان برسد و بار دیگر توانایی فوتبال ایتالیا در زمینه نوآوری تاکتیکی را نشان دهد.

وقتی دفاع، راه حمله می‌شود 

چرا فوتبال ایتالیا با فلسفه دفاعی تعریف می‌شود؟  

یکی از اشتباهات رایج در تحلیل تاریخ فوتبال این است که کاتناچو را با دفاع کاملاً منفعل یا تاکتیک‌هایی مانند «دفاع اتوبوسی» یکی بدانیم. کاتناچو در اصل برای ارائه یک فوتبال بی‌هدف و رسیدن به تساوی بدون گل طراحی نشده بود. این سیستم یک برنامه کاملاً حساب‌شده برای رسیدن به پیروزی با کمترین ریسک بود. هلنیو هررا، معمار اینتر بزرگ، کاتناچو را به مبارزه در شمشیربازی تشبیه می‌کرد؛ یعنی ابتدا ضربه حریف را دفع کنید و سپس درست در لحظه‌ای که او تعادل و تمرکز خود را از دست داده، ضربه متقابل را وارد کنید.

منطق کاتناچو نیز دقیقاً بر همین اساس بود. خط دفاعی مستحکم ابتدا حملات حریف را خنثی می‌کرد و سپس تیم با حمله‌ای سریع و ناگهانی، از فضای ایجادشده استفاده می‌کرد. یکی از مهم‌ترین مسیرهای حمله، نفوذ از جناحی بود که جاچینتو فاکتی در آن حضور داشت. مسیر دیگر نیز استفاده از پاس‌های مستقیم و طولی برای رساندن سریع توپ به مهاجمان بود. فاکتی یکی از نخستین مدافعان کناری فوتبال مدرن بود که توانایی گلزنی در سطحی بسیار بالا داشت و نقش او نشان می‌داد حتی در یک سیستم دفاعی، مدافعان می‌توانند بخش مهمی از حملات تیم باشند.

در این سیستم، نقش «فانتزیستا» یا بازی‌ساز خلاق شماره ۱۰ نیز اهمیت بسیار زیادی داشت. این بازیکن باید بلافاصله پس از بازپس‌گیری توپ، با کمترین لمس ممکن، مهاجمان را در موقعیت گلزنی قرار می‌داد. به همین دلیل، مقابله با سیستم‌های دفاعی ایتالیا معمولاً برای حریفان بسیار دشوار بود. آن‌ها برای باز کردن این ساختارها مجبور بودند انرژی زیادی صرف کنند و در عین حال، با ریسک‌های بزرگی روبه‌رو می‌شدند؛ چراکه کوچک‌ترین اشتباه می‌توانست به یک ضدحمله خطرناک منجر شود.

ساچی و انقلاب در دفاع

چرا فوتبال ایتالیا با فلسفه دفاعی تعریف می‌شود؟  

تاریخ فوتبال ایتالیا نشان می‌دهد که این کشور برخلاف تصویری که گاهی از آن ارائه می‌شود، همیشه به دنبال نوآوری تاکتیکی بوده است. در اواخر دهه ۱۹۸۰، آریگو ساچی در میلان انقلابی در شیوه بازی ایجاد کرد. او سیستم سنتی مبتنی بر لیبرو و یارگیری نفر به نفر را کنار گذاشت و دفاع منطقه‌ای ۲-۴-۴ را بر پایه فشردگی خطوط، تله آفساید و پرس شدید جایگزین آن کرد. ساچی نشان داد که دفاع کردن الزاماً به معنای عقب رفتن و دفاع کردن نزدیک محوطه جریمه نیست. یک تیم می‌تواند با کنترل فضای زمین، کاهش فاصله خطوط و گرفتن فضا از حریف، حتی در مناطق بالاتر زمین از خود دفاع کند و اجازه ندهد حریف بازی خود را شکل دهد.

در دهه‌های بعد، مربیان بزرگی مانند مارچلو لیپی، کارلو آنچلوتی و آنتونیو کونته این اصول را با واقع‌گرایی سنتی فوتبال ایتالیا ترکیب کردند. کونته با استفاده مدرن از سیستم ۲-۵-۳ نشان داد که می‌توان استحکام دفاعی را با انتقال‌های سریع و خطرناک به حمله ترکیب کرد. یکی از مهم‌ترین نمونه‌های تغییر تصویر سنتی فوتبال ایتالیا در یورو ۲۰۲۰ دیده شد؛ جایی که تیم ملی ایتالیا با هدایت روبرتو مانچینی فوتبالی مالکانه، تهاجمی و مبتنی بر پرس شدید ارائه کرد. این تیم در همان تورنمنت توانست رکورد بیشترین گل زده تاریخ تیم ملی ایتالیا در یک رقابت بزرگ را به نام خود ثبت کند.

با این حال، حتی در تیم‌های مدرن ایتالیایی نیز اصول اصلی این مکتب همچنان قابل مشاهده است. در تیم ملی تحت هدایت لوچانو اسپالتی، در آتالانتای جان‌پیرو گاسپرینی و در تیم‌های تحت هدایت روبرتو دزربی، مفاهیمی مانند درک فضا، بستن مسیرهای پاس و نظم تاکتیکی همچنان اهمیت زیادی دارند. در واقع، فوتبال ایتالیا در طول زمان مفهوم دفاع را تغییر داده است. دفاع دیگر صرفاً به معنای عقب رفتن و قرار گرفتن مقابل دروازه نیست؛ بلکه به معنای کنترل ساختار بازی، کنترل فضا و حتی کنترل مالکیت توپ است.

دفاع؛ بخشی از هویت فوتبال ایتالیا

چرا فوتبال ایتالیا با فلسفه دفاعی تعریف می‌شود؟  

بررسی تاریخ، جامعه و تاکتیک‌های فوتبال ایتالیا نشان می‌دهد که پیوند این فوتبال با فلسفه دفاعی، نتیجه یک تصمیم کوتاه‌مدت یا یک انتخاب تصادفی نیست. این نگاه طی چندین دهه شکل گرفته و به بخشی از هویت فوتبال این کشور تبدیل شده است. در فرهنگ فوتبالی ایتالیا، دفاع نه نشانه ترس و نه صرفاً راهی برای جبران ضعف در حمله است. دفاع یک مهارت تاکتیکی، یک ابزار برای کنترل بازی و روشی برای اعمال فشار بر حریف محسوب می‌شود.

البته ابزارها و روش‌ها در طول سال‌ها تغییر کرده‌اند؛ از کاتناچوی دهه ۱۹۶۰ گرفته تا زونا میستا، دفاع منطقه‌ای و پرس شدید ساچی و در نهایت فوتبال مالکانه و سیال مربیان مدرن. با وجود این تغییرات، یک اصل در تمام این دوره‌ها ثابت مانده است: اهمیت سازماندهی، مدیریت ریسک و درک عمیق از فضا. به همین دلیل، فوتبال ایتالیا همچنان بر این باور است که برای رسیدن به بزرگ‌ترین عناوین، ابتدا باید ساختاری منسجم و هوشمند در اختیار داشت. شاید فرمول‌ها تغییر کرده باشند، اما دفاع همچنان یکی از مهم‌ترین پایه‌های پیروزی در فرهنگ فوتبال ایتالیاست؛ فرهنگی که در آن، خوب دفاع کردن نه یک وظیفه ساده، بلکه نوعی هنر تاکتیکی است.


بیشتر بخوانید: چرا باشگاه‌های ایتالیایی به پیراهن‌های دو رنگ علاقه دارند؟