چند خاطره از خدمت من که سه ماه پیش تموم شد و خوندنش خالی از لطف نیست:

*من نیروی انتظامی خدمت کردم و محل خدمتم سیستان و بلوچستان و شهرستان سرباز بود.

*تو یه پاسگاه نزدیک مرز پاکستان و یه منطقه دور افتاده بودم؛وسط یه رودخونه یه تپه بود و پاسگاه روی اون تپه.

*از پاسگاه تا شهر حدود سه ساعت فاصله بود و برای رفتن باید با سوخت کش ها جا به جا میشدیم چون پاسگاه ماشین نداشت.?

*گاهی اوقات جیره غذایی یه ماهه کم میومد و مجبور بودیم غذاهای تکراری بخوریم یا پول بذاریم رو هم و یه چیزی بخریم.

*بعضی وقتا از ستاد کل اعلام میشد گروهک ها از مرز وارد کشور شدن و پست ها رو زوجی میکردن و ما هم خوشحال میشدیم و راحت نوبتی سر پست میخوابیدیم.??

*آشپز رفت مرخصی من شدم آشپز قورمه سبزی درست کردم لوبیا نریختم توش?دیر یادم افتاد نریختم گفتم نرم نمیشه?آش درست میکردم ملات داشت آبش کم بود?بلاخره بعد از چند روز از این سمت خطیر اخراج شدم.?

*تو پاسگاه کلا کادر و سرباز ۱۰ نفر بودیم و سه چهار نفر همیشه مرخصی بودن.با هم صمیمی بودیم.

*به موی سر و لباس و اینا هم خوشبختانه کاری نداشتن و راحت بودیم.

*با همه سختیاش مرخصیمون خوب بود و ۶۰ روز پاسگاه بودیم ۲۵ روز خونه.

*حقوق هم ۸۰۰ تومن میگرفتیم که به نسبت سربازای دیگه عالی بود؛سه ماه هم کسری داشتیم.