طرفداری / بچه محل بی تکلفِ سلطان در محله باصفایِ عارف که درست چهل سال پیش، بذر استعدادهای جنوب شهر را در اردوگاه بی پول و بی پارتیِ وحدت افشاند، پس از حذف دراماتیک نوجوانان در سورابایا غمگین ترین موجود دنیا بود. آقا معلم که خود عمری با نوجوانان هم نفس بوده و بارها و بارها شمایل شکوهمند بچه هایی که پشت لبشان سبز نشده را در قاب ها قرار داده، در ساعات بهت آور پس از شکست حرف هایی زد که به چندبار خواندن می ارزد. ناگفته های مجید جلالی با «طرفداری» پیش روی شماست.
همه چیز دود شد و رفت هوا...
دقایق سختی را سپری می کنیم، اما دنیا که به آخر نرسیده. این بچه ها سرمایه های لایزال فوتبال ایران هستند.
فکر می کنید کسی در این فوتبال نتیجه گرا پیدا می شود که این ها را پس از ناکامی جدی بگیرد ؟
رک بگویم سبکی که سال هاست در فوتبال ما مُد شده، کار گلخانه ای است. بچه های بااستعداد را جمع می کنند و به یک تورنمنت می برند و بعد هم تمام. این اتفاق حتی اگر با نتیجه گیری همراه باشد، پیشرفت واقعی نیست. بس است این فوتبال گلخانه ای بی فرجام. تیم نوجوانان را حمایت می کنیم و هزینه سنگین می کنیم تا موفق شویم. این روش گلخانه ای است نه پایه ای. متاسفانه در حال حاضر همه چیز فوتبال ما لیگ برتر شده. ما دامنه ای نداریم که بخواهیم قله ای خوب داشته باشیم و با این شرایط حالا حالاها باید در فوتبال ناکام باشیم.
نسخه شما چیست آقا مجید؟
نسخه این است که سبک ریل گذاری را جایگزین سبک گلخانه ای کنیم و به ایجاد ساختار برای حفظ و شکوفایی استعدادها بیندیشیم. فوتبال ایران نباید چوب نبود ریل گذاری و برنامه ریزی بی حساب و کتاب را بخورد. این بچه ها یک چیزی را با قدرت ثابت کردند.
چی دقیقا؟
آن ها نشان دادند فوتبال ایران ظرفیت های بسیاربالایی دارد و اگر زیر چتر حمایت قرار گیرند، بسیاری از مطالبات این فوتبال را در آینده محقق می کنند. یادتان باشد استعدادهای ما بی نهایت و بی نظیر هستند و اگر با برنامه ریزی مدون و دلسوزی آن ها را زیر ذره بین ببریم و به امان خدا رها نشوند، جهان را مسحور خواهند کرد.
و یک سوال مهم. آیا نمی شد در ضیافت پنالتی ها، دست ها را به علامت تسلیم بالا نبریم و کم نیاوریم؟
پنالتی مثل راه رفتن روی یک طناب نازک برای عبور از یک دره عمیق است. طناب بسیار باریک است و با کمترین لغزش همه چیز رنگ می بازد. من معتقدم روی ضربات پنالتی این بچه ها و تمام ضیافت های پنالتی دنیا، هیچ تحلیلی نمی شود گذاشت.
چیزی شبیه ایست قلبی است. قبول دارید؟
دقیقا. داری بازی می کنی، حال خوبی هم داری، اما بی هوا قلبت می گیرد و جهان روی سرت آوار می شود. این قصه پرغصه پنالتی هاست. خیلی روی این ضربات مرگبار تمرکز نکنید و به آینده بیندیشید.



