خلاصه داستان

اختاپوس تصمیم گرفته بینی‌اش را عمل کند، ولی برای انجام جراحی زیبایی، باب‌اسفنجی سماجت می‌کند همراهش به بیمارستان برود.
وقتی به آنجا می‌رسند، بیمارستان سرد و کسل‌کننده است؛ باب‌اسفنجی با تزئین اتاق، اتاق را پر از بالش، عروسک و بادکنک می‌کند و اختاپوس را دیوانه می‌کند .
سپس باب‌اسفنجی با تصادف در لباس پرستاری، خود را پزشک جا می‌زند و وارد ملاقات با بیماران می‌شود:

? تأثیرات احتمالی بر ضمیر ناخودآگاه

? نکته برای والدین

 بهتر است بعد از تماشای این اپیزود، درباره تمایز طنز و واقعیت حرف بزنید. بپرسید «به نظرت دکتر واقعی چه‌جوری آموزش می‌بیند؟». این موضوع، هم تجربه تماشا را عمیق‌تر می‌کند و هم آگاهی نسبت به مفاهیم واقعی فراهم می‌کند.

لذت ببرید و منتظر اپیزودهای بعدی با هم باشیم!

وقتی باب و پاتریک قهرمان می‌شن! داستان بامزه‌ی «شلوار مرواید» رو از دست نده