طرفداری | در فوتبال، مدیران معمولاً دوست دارند از موفقیت‌هایشان حرف بزنند، اما کمتر مدیری پیدا می‌شود که بارها از تصمیمی سخن بگوید که برای بخش بزرگی از هواداران، نه افتخار، بلکه مایه نگرانی است. مدیرعامل پرسپولیس هنوز هم با رضایت از این می‌گوید که توانست تیم ششم جدول را وارد رقابت سه‌جانبه کند؛ گویی این، مهم‌ترین برگ برنده مدیریت اوست.

اما آیا واقعاً هواداران پرسپولیس چنین چیزی را افتخار می‌دانند؟

پرسپولیس در تمام تاریخش، باشگاه رقابت بوده است؛ نه باشگاه مطالبه مسیرهای خارج از زمین فوتبال. هواداران این تیم همیشه دوست داشته‌اند پرسپولیس در زمین فوتبال حقش را بگیرد، نه اینکه پس از پایان مسابقات، موضوع اصلی به رایزنی‌ها و تغییر سازوکار رقابت تبدیل شود. اگر مدیریت اعتقاد داشت مقررات یا نحوه اعمال آن‌ها ناعادلانه بوده است، وظیفه‌اش دفاع از یک اصل روشن و حقوقی بود؛ نه اینکه مهم‌ترین دستاوردش را وارد کردن تیم ششم به یک رقابت تازه معرفی کند. تفاوت این دو، تفاوت میان دفاع از عدالت و دفاع از یک راه‌حل مورد بحث است.

آنچه امروز آزاردهنده‌تر از نتایج این فصل است، خودِ ادبیات مدیریتی است. هر بار که این جمله تکرار می‌شود، این تصور تقویت می‌شود که گویی پرسپولیس برای رسیدن به هدفش، محتاج تصمیمی خارج از روند عادی مسابقات بوده است؛ تصویری که با شخصیت تاریخی این باشگاه همخوانی ندارد. نام پرسپولیس به‌قدری بزرگ است که اگر حقی هم از آن ضایع شود، مطالبه آن باید بر پایه قانون و اصول باشد، نه بر پایه راهکاری که بعدها محل مناقشه و اختلاف شود. اعتبار این باشگاه از آنچه در زمین به دست آورده، ساخته شده است؛ نه از امتیازهای ویژه یا تصمیمات غیرفوتبالی.

شاید مدیرعامل تصور کند با یادآوری آن سه‌جانبه از عملکردش دفاع می‌کند، اما واقعیت این است که هر بار از «رساندن تیم ششم به سه‌جانبه» سخن می‌گوید، بیش از آنکه از مدیریت خود دفاع کند، این تصور را تقویت می‌کند که مهم‌ترین دستاوردش، نه ساختن یک تیم مدعی، نه قهرمانی و نه حتی بازگرداندن اقتدار پرسپولیس، بلکه تغییر مسیر یک رقابت پس از پایان آن بوده است. پرسپولیس اگر قرار است ببازد، در زمین فوتبال ببازد؛ اگر قرار است قهرمان شود، در زمین فوتبال قهرمان شود. اعتبار این باشگاه، از جام‌هایش هم ارزشمندتر است.

به قلم سید هادی فاطمی