قسمت دوم و آخر
عراق به جام جهانی مکزیک ۱۹۸۶ رسیده است.
در گروهی قرار میگیرد که مکزیکِ میزبان، بلژیک و پاراگوئه در آن هستند.
عراق سه بازی انجام میدهد؛
به پاراگوئه یک بر صفر میبازد.
به بلژیک دو بریک میبازد، اما احمد راضی اولین گل تاریخ عراق در جام جهانی را میزند.
و در بازی آخر هم مقابل مکزیک هم یک بر صفر، شکست میخورد.
عراق بدون امتیاز از جام جهانی کنار میرود.
اما نامش برای همیشه در تاریخ جام جهانی ثبت میشود.
و شاید برای ما ایرانیها، وقتی امروز به آن تصاویر قدیمی مکزیک ۸۶ نگاه میکنیم، باید دو احساس متفاوت را همزمان درک کنیم:
از یک طرف، میتوانیم بفهمیم که برای فوتبال عراق، آن صعود چه اتفاق بزرگی بوده است.
اما از طرف دیگر، نمیتوانیم فراموش کنیم که ایران چرا در آن جام جهانی نبود !؟.
برای همین، مکزیک ۸۶ برای یک ایرانی فقط خاطره جام جهانی نیست.
وقتی تصاویر ورزشگاههای مکزیک را میبینیم، شاید ناخودآگاه به خودمان بگوییم:
اگر جنگ نبود، اگر ایران مجبور نبود سالهای جوانی یک نسل را در میدان دفاع بگذراند، شاید پرچم ایران هم آنجا بود.
و این شاید تلخترین قسمت داستان باشد.
در همان سالی که عراق برای نخستین بار به جام جهانی رسید،
ایران، کشوری که فوتبالش سالها در آسیا آقایی کرده بود، در خانه خودش با واقعیت جنگ دستوپنجه نرم میکرد.
مکزیک برای عراق، خاطره یک رؤیا بود.
اما برای خیلی از ایرانیها، مکزیک ۸۶ شاید یادآور یک جام جهانیِ از دسترفته باشد؛ جام جهانیای که میتوانست سهم نسل دیگری از فوتبال ایران باشد، اگر آن سالهای سخت بر سر راه کشور قرار نمیگرفت.
و شاید به همین دلیل است که وقتی امروز درباره عراق ۱۹۸۶ حرف میزنیم، بهتر است فقط از «صعود تاریخی عراق» نگوییم.
باید به دو طرف آن تصویر نگاه کنیم:
یک طرف، تیمی که از جنگ بیرون آمد و به مکزیک رفت؛
و طرف دیگر، ملتی که در همان جنگ، داشت از خانه و خاک خودش دفاع میکرد و فوتبالش ناچار شد چند سال در حاشیه بایستد.
این، داستان مکزیک ۸۶ برای ما ایرانیهاست؛ داستان یک جام جهانی که عراق به آن رسید و ایران، در سایه جنگ، از آن دور ماند.

