ی شب رفته بودم کوه نوردی بعد سوار تله کابین شدم بعد وسطش گفتم آقا چیشد این چرا ایستاد
تق تق زدم رو پنجره تله کابین
بعدش از راه دور دست تکون دادم گفتم آناهیتا کمک کن آناهیتا
مرد مافیایی به آناهیتا پیشنهاد چند کیلو گنج داد تا بیخیال نجات من بشه
ولی آناهیتا چون خیلی مهربونه به مرد مافیایی گفت آش ماش به همین خیال باش
بعد مرد مافیاییگفت باشه ۵ کیلو دیگه بیشتر میدارم گنج آناهیتا گفت نه گفتش باشه ۵۰۰ کیلو بیشتر میکنم آناهیتا گفتش نه نه نه نه نه
یعد مرد مافیایی با موتور اناهیتا رو تعقیب کرد ولی آناهیتا افسانه ای مرد مافیایی ک تبدیل به مرد موتوری شده بود رو فریب داد و ی کوچه دیگه رو نگاه کرد ولی تو ی کوچه دیگه رفت اونجا پیتر پارکر یا همون توبی مگوایر رو دید
آناهیتا گفت سلام
بعدش پیتر هم سلام داد
آناهیتا گفت مرد عنکبوتی کینگ مجیدو میخوام نجات بدم بیا همراهی کن
بعدش پیتر گفت مرد عنکبوتی دیگه کیه
آناهیتا: خودتو نزن به اون راه من ک میدونم ی تار بنداز ببینم
بعدش وقتی تار انداخت ی توپ اونو محکم طرفش بعد جاخالی داد
آناهیتا: این دیگه چی بود؟
پیتر: عجیبه
بعدش مسی اومد گفت سلام توپو منو کجا پرت کردی
پیتر: عه مسی
آناهیتا: مسیه!
بعد مسی خندید گفت هه هه سلام بروبکس اینجا چخبره جلسه تشکیل دادین
بعدش آناهیتا ماجرا رو به مسی هم تعریف کرد
مسی: خب بیاید این شیر کاکایو کیکو میل کنید که بریم یاور مرد مافیایی رو استاد کنیم
پیتر: اخ جون خیالت راحت یاورش استاده
بعد آناهیتا لبخند زد
جلوتر ک رفتن ی نفر رو دیدن ک تو کوچه داره با توپ بازی میکنه و حرکات تکنیکی انجام میده
مسی: ابراهیموویچ
بعد ابراهیموویچ گفتش منتظرت بودم مسی بعد مسی و ابراهیموویچ شروع کردم بازی کردن
آناهیتا: چرا دارید بازی میکنید مجید گیر افتاده
ابراهیموویچ: خیالت راحت آبجی!
یدفعه رو هوا ی حرکت فنی خیلی زیبا زد آکروباتری میگن چی میگن توپ با سرعت زیادی حرکت کرد مرد عنکبوتی شروع کرد تار زدن رو ابرا و توپ رو تعقیب میکرد
مسی رفت رو ابرا و توپ رو کنترل کرد شروع کرد دریبل زدن بعدش پاس داد و اناهیتا با ی شوت زیبا تله کابین رو پرت کرد پایین
بعد گفتش حالا
اینجا بود ک مرد عنکبوتی وارد شد و منو از تله کابین کشید بیرون و گفت حالت خوبه کینگ مجید؟
ابراهیموویچ نصف کیکش مونده بود گفت بیا کینگ مجید
مرد مافیایی بعد با اسلحه اومد
گفتش بازی تمومه همونجا زرتی کاراگاه پشندی دستنبد زد بهش گفت بخواب بینیم بابا ریز میبینمت ههههه بچه این اسلحه اسباب بازی نیست که
بعد همه کاراگاه پشندی رو تشویق و کردیم
و کاراگاه پشندی گفتش لطف عالی مستدام
مسی بهم گفت مرسی از آناهیتا ک نجاتت داد
اناهیتا: بدون کمک شما نمیشد
ابراهیموویچ: کاش کمی منم تواضع رو از تو یاد بگیرم آناهیتا
بعد همه زدیم زیر خنده بعدش ی هلیکوپتر ک حاوی ادم بدجنسا بود رو تو اسمون دیدیم
مسی: اوه اوه حداقل میشستنش کفتر نشسته بوده روش حتما
ابراهیموویچ: هههه
بعدش گفتم نوبت درخشش مرد عنکبوتیه موافقی آناهیتا
آناهیتا: آره حتما
بعدش مرد عنکبوتی گفتش خس پس بریم!
بعدش مرد عنکبوتی رفت دنبال هلیکوپتر
و اناهیتا گفت ۳ تا هورا با افتخار مرد عنکبوتی
هیپهیپ هورررراااا
هیپهیپ هورررراااا
هیپهیپ هورررراااااا

