طرفداری| بررسی تاکتیک‌های روبرتو دزربی نشان می‌دهد مشکل اسپرز لزوماً به نبود موقعیت مربوط نیست و جزئیات اجرای سیستم جدید، از پاس‌های عمقی و حرکات بدون توپ تا انتخاب مسیر حمله و ارسال‌های نهایی، هنوز به هماهنگی لازم نرسیده است.

تاتنهام پس از چهار بازی از فصل جدید لیگ برتر و با وجود هزینه ۳۲۰ میلیون پوندی برای جذب بازیکنان جدید، هنوز موفق به گلزنی در این رقابت‌ها نشده است. تنها کاونتری سیتی نیز در کنار اسپرز هنوز در لیگ برتر گل نزده و همین موضوع پرسش‌های زیادی درباره تیم روبرتو دزربی ایجاد کرده است.

سرمربی ایتالیایی در تلاش است سبک تاکتیکی متفاوتی را در تاتنهام پیاده کند؛ سبکی که در آن تیم ابتدا حریف را به پرس‌کردن ترغیب می‌کند، سپس با تغییر سرعت بازی و استفاده از فضاهای پشت بازیکنان پرس‌کننده، به‌دنبال حمله مستقیم است. با این حال، تبدیل این ایده‌ها به گل به هماهنگی بخش‌های مختلف تیم نیاز دارد. به نقل از BBC و به قلم اومیر عرفان، می‌خوانیم که با چرا ایده‌های دزربی هنوز به تعداد گل‌های مورد انتظار منجر نشده‌اند؟

فلسفه دزربی؛ پرس بیشتر، حمله عمودی‌تر

دزربی در سال‌های اخیر همواره تیم‌هایش را بر پایه جذب فشار حریف و سپس استفاده از فضای ایجادشده بنا کرده است. تیم‌های او معمولاً با کندکردن بازی و پاس‌دادن به سمت عقب، بازیکنان حریف را به جلو می‌کشند و بعد با افزایش ناگهانی سرعت بازی، به‌دنبال استفاده از فضای پشت بازیکنان پرس‌کننده می‌روند. این حملات می‌توانند از طریق پاس‌های مستقیم یا حمل توپ قدرتمند شکل بگیرند. دزربی در یک سمینار مربیگری در سال ۲۰۲۰ نیز این اصل را توضیح داده بود: «هرچه فشار حریف شدیدتر باشد، حرکت ما عمودی‌تر می‌شود. هرچه بازیکنان کمتری پشت سر حریف باقی مانده باشند، رفتن به سمت گل آسان‌تر می‌شود.»

در تاتنهام نیز نشانه‌هایی از همین رویکرد دیده شده و مهاجمان این تیم در هفته‌های ابتدایی بارها خودشان را در فضاهای بزرگ‌تر و مقابل تعداد کمتری از مدافعان پیدا کرده‌اند. مشکل اصلی از جایی آغاز می‌شود که چنین موقعیت‌هایی باید به حمله‌ای منتهی شوند که در نهایت به گل برسد. برای رسیدن از مرحله ساخت بازی به مرحله گلزنی، چندین قطعه باید هم‌زمان درست عمل کنند و همین موضوع باعث شده تاتنهام با وجود نشان‌دادن بخش‌هایی از فلسفه دزربی، هنوز در مرحله نهایی مشکل داشته باشد. در دوران حضور این مربی در مارسی بین سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶، تیم او به‌طور میانگین ۲.۳ گل در هر بازی به ثمر رساند؛ بنابراین ایده‌های هجومی دزربی پیش‌تر نیز خروجی قابل توجهی داشته‌اند.

تاتنهام با سیستم ۲-۳-۲-۳ بازی می‌کند

شکل بازی تاتنهام هنگام مالکیت توپ همیشه به‌سادگی قابل تشخیص نیست، اما در بسیاری از مواقع می‌توان آن را به شکل 3-2-3-2 توصیف کرد. هافبک نگهدارنده، که معمولاً رودریگو بنتانکور است، مقابل دو مدافع میانی قرار می‌گیرد و این سه بازیکن در بخش پایه‌ای ساختار تیم نسبتاً ثابت باقی می‌مانند. فرم کلی 3-2-3-2 نیز حفظ می‌شود، اما میان وینگرها، مدافعان کناری و هافبک‌های میانی جابه‌جایی مداومی وجود دارد. بازیکنان هنگام تغییر منطقه باید با هم‌تیمی‌هایشان جای خود را عوض کنند و در عین حال ساختار کلی تیم را حفظ کنند؛ یعنی هر فضایی که خالی می‌شود، باید توسط بازیکن دیگری پوشش داده شود.

این جابه‌جایی‌ها فقط تغییر موقعیت ساده نیستند و بخشی از اصولی هستند که دزربی از بازیکنانش انتظار دارد. بسیاری از این ایده‌ها در دوران حضور او در مارسی نیز جواب داده بودند و تیم فرانسوی بین سال‌های ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۶ میانگین ۲.۳ گل در هر مسابقه داشت. در تاتنهام اما بازیکنان هنوز در حال تطبیق با این ساختار هستند. دزربی از بازیکنان می‌خواهد به مناطق مرکزی نزدیک شوند، حتی اگر آن مناطق تحت فشار باشند، در حالی که فصل گذشته تیم تحت هدایت توماس فرانک بیشتر از کناره‌ها بازی‌سازی می‌کرد و تقریباً مرکز زمین را دور می‌زد تا خطر از دست‌دادن توپ در مناطق میانی کاهش پیدا کند. تغییر این عادت‌ها به زمان نیاز دارد.

تاتنهام با ۳۲۰ میلیون پوند هزینه چرا گل نمی‌زند؟/ یادداشت
تاتنهام در بسیاری از مواقع با سیستم 3-2-3-2 بازی می‌کند

بازی از مرکز؛ ایده‌ای که هنوز کامل نشده است

دزربی بازیکنانش را تشویق می‌کند که بازی را از مرکز زمین پیش ببرند و این تصمیم دو هدف اصلی دارد. وقتی مدافعان میانی تاتنهام توپ را در اختیار دارند، هافبک‌ها و مهاجمان حریف معمولاً برای اعمال فشار جلو می‌آیند و همین موضوع فضاهایی میان خطوط برای هافبک‌های هجومی اسپرز ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، حمله از مرکز می‌تواند مدافعان حریف را به سمت داخل زمین بکشاند و در نتیجه فضای بیشتری در مناطق کناری برای وینگرهای مستقیم تاتنهام به وجود بیاورد. با این حال، ارسال توپ به مناطق مرکزی نیازمند بازیکنانی است که بتوانند تحت فشار توپ بگیرند و از این نظر همه بازیکنان تیم ویژگی یکسانی ندارند.

یکی از نمونه‌های جالب، جابه‌جایی ساندرو تونالی و آرچی گری است. تونالی در فضاهای بزرگ و زمانی که رو به جلو قرار دارد عملکرد مناسب‌تری دارد و به همین دلیل دیده شده که با گری که از پست دفاع راست بازی می‌کند، جای خود را عوض کرده است. گری با وجود اینکه در این مناطق قرارگرفتن برایش پست طبیعی محسوب نمی‌شود، در فضاهای شلوغ عملکرد قابل قبولی داشته و به نظر می‌رسد الزامات تاکتیکی مربی خود را درک کرده است. بازگشت جیمز مدیسون پس از مصدومیت شانه، که در بازی سه‌شنبه گذشته جام اتحادیه مقابل لیورپول دوباره به میدان رفت، نیز می‌تواند به دزربی بازیکنی بدهد که برای بازی در این فضاهای مرکزی مناسب‌تر است و به تاتنهام کمک کند دفعات بیشتری وارد مناطق هجومی شود.

مشکل بزرگ؛ پاس‌هایی که هنوز داده نمی‌شوند

تاتنهام بارها پس از جذب‌شدن پرس حریف، با سرعت بالا از آن عبور کرده و خودش را پشت خط هافبک رقیب رسانده است. این یعنی بخشی از برنامه دزربی در ساخت موقعیت در حال اجراست، اما تبدیل این موقعیت‌های مناسب به گل همچنان یکی از بزرگ‌ترین مشکلات تیم محسوب می‌شود. برای تکمیل چنین حملاتی سه عنصر باید هم‌زمان کنار یکدیگر قرار بگیرند: بازیکن صاحب توپ باید بهترین پاس ممکن را تشخیص دهد، بازیکنان جلویی باید حرکت مناسبی انجام دهند و در نهایت پاس باید با کیفیت لازم اجرا شود. در حال حاضر بزرگ‌ترین گلوگاه تاتنهام این است که بازیکنان یا پاس عمقی مناسب را تشخیص نمی‌دهند یا تصمیم می‌گیرند آن را ارسال نکنند.

حرکت‌های هجومی، به‌خصوص از سوی عمر مرموش، در بسیاری از مواقع مناسب بوده‌اند اما پاس لازم همیشه به دنبال این حرکت‌ها نیامده است. آرچی گری تلاش کرده توپ را در امتداد خط برای هم‌تیمی‌ها ارسال کند، ولی تاتنهام هنوز به‌طور منظم همین جسارت را در مناطق مرکزی نشان نمی‌دهد. پدرو پورو نیز که به توانایی خود در خلق موقعیت مشهور است، در تابستان و هنگام بازی برای اسپانیا نقش مرکزی‌تری در زمان مالکیت توپ داشت و این تیم موفق شد جام جهانی را به دست آورد. بازگشت او می‌تواند مهم باشد، زیرا تمایل طبیعی پورو برای حضور در چنین مناطقی با تاکتیک‌های دزربی هماهنگ است و شاید به تاتنهام در خلق موقعیت‌های بیشتر برای گلزنی کمک کند.

حرکات بدون توپ؛ بخش دیگری که باید بهتر شود

تا زمانی که پدرو پورو کاملاً با شرایط جدید هماهنگ شود، دیگر بازیکنان تاتنهام نیز همچنان در حال یادگیری نوع حرکاتی هستند که دزربی از آنها می‌خواهد. در دوران حضور این مربی در مارسی، حرکات قطری مهاجمان کناری در خط آخر، در کنار پاسورهایی که آمادگی ارسال پاس عمقی داشتند، یکی از راه‌های مهم رسیدن به موقعیت گل بود. در تاتنهام نیز فرصت‌هایی برای اجرای همین الگو ایجاد شده است، اما زمان‌بندی حرکت‌ها همیشه ایده‌آل نیست. برای مثال، در دیدار مقابل لیورپول، تاتنهام موقعیتی برای ارسال پاس عمقی به بازیکنی داشت که با حرکت قطری می‌توانست پشت خط دفاع قرار بگیرد، اما ماتیس تل حرکت خود را از منطقه‌ای عریض‌تر آغاز کرد و همین موضوع باعث شد نتواند پشت سر مدافع حریف قرار بگیرد.

تاتنهام با ۳۲۰ میلیون پوند هزینه چرا گل نمی‌زند؟/ یادداشت
در مارسی، حرکات قطری مهاجمان کناری در خط آخر از راه‌های رسیدن به گل بود

 نمونه دیگری از همین موضوع را می‌توان در حرکت عمر مرموش دید؛ او در یک صحنه تصمیم گرفت توپ را به شکل مرکزی حمل کند و این پرسش ایجاد شد که آیا می‌توانست همچنان پاس مورد نظر را ارسال کند یا خیر، اما در مجموع ایده‌های تاکتیکی دزربی در حال نزدیک‌شدن به شکل مطلوب هستند. گل ایگور پایشائو در تساوی ۲-۲ مارسی مقابل تولوز در فصل گذشته نمونه روشنی از اجرای موفق همین اصول بود؛ تیم دزربی در آن صحنه درک خوبی از پاس‌های مستقیم و حرکات بدون توپ با زمان‌بندی مناسب نشان داد. در بازی مقابل لیورپول نیز دستینی اودوگی چند بار در سمت چپ به موقعیت‌های مناسبی رسید و فیزیک و زمان‌بندی حرکات او، به‌خصوص زمانی که بازی کشیده شد، امکان استفاده از فضاهای ایجادشده را فراهم کرد.

چرا تاتنهام هنوز حملاتش را تمام نمی‌کند؟

وقتی یک تیم هجومی سرعت بازی را افزایش می‌دهد، واکنش طبیعی تیم مدافع این است که برای محافظت از دروازه عقب‌نشینی کند. در چنین شرایطی معمولاً فضای جلوی خط دفاع برای هافبک‌هایی که دیرتر وارد محوطه می‌شوند یا مهاجمانی که هوشمندانه به عقب برمی‌گردند، ایجاد می‌شود. مرموش نیز در چندین صحنه تلاش کرده از چنین فضایی استفاده کند، اما پاس مناسب همیشه به او نرسیده است. بخشی از این مشکل ممکن است صرفاً به زمان لازم برای هماهنگ‌شدن بازیکنان مربوط باشد. برای ساویو اما مسئله دیگری هم مطرح است؛ او وینگری چپ‌پا است که ممکن است هنگام رسیدن به خط عرضی در برگرداندن توپ با پای غیرتخصصی خود دچار مشکل شود.

ساویو که با پای چپ در سمت راست بازی می‌کند، در رسیدن به خط عرضی توانایی بیشتری دارد، اما اودوگی و اندی رابرتسون که چپ‌پا هستند، از طریق ارسال‌ها موقعیت‌های واضح‌تری ایجاد کرده‌اند. در مارسی، هم وینگر راست و هم مدافع راست با پای راست خود در ارسال پاس‌های رو به عقب از عرض زمین راحت بودند و این ارسال‌ها با حرکات بسیار خوب پیر امریک اوبامیانگ درون محوطه بیشترین بهره را می‌بردند. اوبامیانگ در آن مقطع ۳۷ ساله بود و توانایی او در زمان‌بندی ورود به محوطه، یکی از عواملی بود که باعث می‌شد ارسال‌های مارسی به موقعیت‌های خطرناک تبدیل شوند. در تاتنهام، هنوز همه اجزای این زنجیره به یک اندازه هماهنگ نشده‌اند.

با بررسی دقیق‌تر نحوه کاری که دزربی تلاش می‌کند در تاتنهام پیاده کند، مشخص می‌شود بسیاری از حملات این تیم تا مرز ایجاد یک موقعیت واضح پیش می‌روند، اما در مرحله نهایی با یک تصمیم اشتباه یا اجرای ناقص متوقف می‌شوند. در یکی از نمونه‌ها مقابل اورتون، دریبل سریع ساویو او را به خط عرضی رساند و با حرکت دومینیک سولانکه به سمت دروازه، خط دفاعی اورتون عقب نشست. مرموش نیز این وضعیت را تشخیص داد و خودش را در موقعیتی عالی برای دریافت پاس رو به عقب قرار داد، اما توپ به او نرسید. همین جزئیات کوچک تفاوت میان یک حمله امیدوارکننده و یک موقعیت گل واقعی را رقم می‌زنند و توضیح می‌دهند چرا تاتنهام با وجود نشانه‌های تاکتیکی مثبت، هنوز در لیگ برتر گل نزده است.

تاتنهام با ۳۲۰ میلیون پوند هزینه چرا گل نمی‌زند؟/ یادداشت
حملات تاتنهام در مرحله نهایی با یک تصمیم اشتباه یا اجرای ناقص متوقف می‌شوند

آیا دزربی می‌تواند مشکل گلزنی تاتنهام را حل کند؟

با این حال، این مسئله به معنای آن نیست که تاتنهام قرار است فوراً همه مشکلات خود را حل کند یا اینکه اجرای سیستم دزربی بدون نقص خواهد بود. تاکتیک‌های موفق در نهایت به کیفیت بازیکنان نیز وابسته‌اند و مهاجمان مارسی در دوره حضور دزربی بازیکنانی با توانایی بالای تمام‌کنندگی بودند که در فضاهای باز عملکرد بسیار خوبی داشتند. تاتنهام برای رسیدن به همان سطح باید جزئیات مختلف بازی خود را اصلاح کند؛ از جسارت برای پاس‌دادن به مناطق مرکزی و تشخیص زمان مناسب ارسال پاس عمقی گرفته تا حرکات بدون توپ، انتخاب منطقه برای دریافت توپ و کیفیت ارسال‌های نهایی. هر یک از این عناصر به تنهایی کوچک به نظر می‌رسد، اما مجموع آنها می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.