تو کجا بودی؟ وقتی پناهنده کوچهها بودم، مقیم پارک کسی که از هیچی همه چیو ساخت بدون دلیل خاص، بیحساب تو کجا بودی تو کجا بودی؟ بذار بهت بگم من کجا بودم با یه دستبند چشم بسته نا کجا تو حبس خیره میشدم مثل تو سقف وقت دادگاه پشت همه قاتل ها تو صف همین من بودم که چهار تا چهار تا سال ها میرفتم اون پله های دادسرا رو بالا قاضی میگفت بنویس جرمت با خودت همین حالا و الا که فردا قبل نماز میکشیمت بالا گفتم حاجی حله بگم شرمنده ام گفت نه کمه بگو شدی سرکرده غرب سرم پایین میزدم یه لبخند نرم عقب پل ها خراب جلوم سنگ قبر صورتم که جای چک و سیلی کبودی کتک های بعد دستگیری کدومش رو میخوای بگم بگو لک میزد دل واسه یه لحظه نور کف قفس هام تنگه نفس ها همه لحظات میگذره برام برابر سال دست بر قضا من تو این فضا گیر و گور بودم چند سالی درست مثل کور بی عصا همون روز هایی که همه بودین فرنگ دنبال جا بودین تو سفره ی حقوق بشر من دیدم فاصلهی من و مرگ خوابه یهو رد دادم رفتم تو دل اربابت من تو این لحظات دارم یه چیزایی رو میفهمم فرق بین خواب و بیداریمو میسنجم فهمیدم رنج و تنهاییا امتحانه منه بعد از این همه گوشه گیری یه حس تازه تره وقت سحر نا امیدی رو تو شب تیره چال کن تا ببینی با انتظار یه در دیگه باز شد بگو باز شکر خدای من اگه ماه ناقصه نگاه کن یه شب دیگه ماه رو یه روزایی از همه فاصله گرفتم خدا نزدیکتر شد و تا بشه نوشتم تا میشد درس گرفتم ازین حادثه هجرت فهمیدم جهنم و رد کنم داخل بهشتم تنها با پاکت سیگار و یه ساعت دیواری هرکی منو میدید میگفت عجب آدم بیماری دل بی قرار من تو طاقت زیادی داری تو این شرایط داری با همه میسازی باید چیزایی رو که میخوام دنبالش بگردم پس تا جایی که میشد مطالعه کردم ادامه دادم با مراقبه کردن و یه صدایی میگفتم مراقبت هستم

🔴ریمیکس جدید هیچکس و حصین و پیشرو به نام حبس
۳۴ بازدیدشنبه ۲۸ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۹:۵۵
این مطلب توسط کاربران طرفداری ارسال شده است و دیدگاه طرفداری نیست.