آگاه بودن خدا
1. اصل کلّی «علت اشرف از معلول»🔻
مقدمه ۱: هر چه در معلول به نحو کمال (نه نقص) وجود دارد، باید به نحو کاملتر در علت تامّ آن باشد.
دلیل: کمال وجودی، بدون منشأ وجودی نمیآید؛ از عدم، وجود برنمیخیزد. اگر علت فاقد آن کمال باشد، نمیتواند آن را وجوداً افاضه کند.
مقدمه ۲: نقص (یعنی محدودیت یا وابستگی) لزوماً به علت سرایت نمیکند؛ چون علت ممکن است کامل باشد ولی مخلوق، محدود به ظرفیت خود باشد.
.
۲. کاربرد در برهان امکان و وجوب🔻
واجبالوجود علت همهٔ ممکنالوجودهاست.
همهٔ کمالاتی که در این موجودات ممکن هست (وجود، حیات، آگاهی، قدرت، و…) اثر اوست.
کمالهای اصیل (نه عرضیِ نقصآلود) باید به نحو اعلی و مطلق در علتالعلل موجود باشد، وگرنه یا از کمال، خلق چیزی بدون سبب لازم میآمد یا علت از معلول فرودست میشد (محال).
.
۳. اثبات آگاهی واجبالوجود🔻
۱. در جهان ممکنالوجود ما، موجوداتی آگاه وجود دارند.
۲. آگاهی، نوعی کمال وجودی است (به معنای توانایی درک و حضور اشیا نزد ذات).
۳. علتی که فاقد این کمال باشد نمیتواند آن را در معلول ایجاد کند، مگر یا آگاهی را جزء ذات خود داشته باشد یا از علت بالاتری گرفته باشد (که در نهایت به واجب میرسد).
۴. چون سلسله علل کمال باید به علت واجب ختم شود، و این علت نمیتواند فاقد کمالات معلولاتش باشد، واجبالوجود باید آگاهی به نحو کامل و مطلق داشته باشد.
.
۴. پاسخ به نقد «ممکن است معلول چیزی داشته باشد که علت ندارد»🔻
این نقد تنها وقتی کار میکند که ویژگی معلول یک «نقص» یا «عرض زائل» باشد؛ مثلاً علت جسمانی میتواند معلول بیجان تولید کند یا برعکس، زیرا حیات یا بیجان بودن میتواند به عوامل دیگر وابسته باشد.
اما وقتی ویژگی یک کمال وجودی تمام باشد (مثل آگاهی، حیات، قدرت)، عدم آن در علت به معنای صدور «وجود» از «عدم» است، که محال است
.
5 چرا آگاهی کمال قطعی است؟🔻
در سلسله موجودات، مراتب وجود بالاتر ادراک گستردهتر و کاملتر دارند: جماد < گیاه < حیوان < انسان.
کثرات و مراتب وجودی در فلسفه همواره بر اساس میزان «شدت وجود» یا کمالات وابسته به آن سنجیده میشوند.
آگاهی نشانهٔ شدت و غنای وجود است، پس کمال محسوب میشود؛ نبودش نقصان است.
۳. نتیجه در برهان امکان و وجوب
اگر آگاهی را فقط پدیدهٔ علمی بدانیم، در حقیقت ماهیت هستیشناختی آن را انکار کردهایم، اما این انکار به معنای حذف پرسش نیست: حتی «ویژگی علمی» مورد نظر او، واقعیت دارد و از کجا آمده؟
.
6. تفاوت با خیرخواهی ⚠️
.
ضرورت کمال بودن🔸️
اگاهی : قطعی و ذاتی
خیرخواهی : مشروط به وجود غیر
...
ارتباط با غنای وجودی🔸️
اگاهی : مستقیم و همیشگی
خیرخواهی : غیرمستقیم، وابسته به رابطه با غیر
...
قابل اسناد به واجبالوجود🔸️
اگاهی : بالضروره و مطلق
خیرخواهی : مشروط به در نظر گرفتن فعل و آفرینش
.
چکیدهٔ نتیجه🔻
واجبالوجود بهعنوان علتالعلل، باید واجد همهٔ کمالات وجودی ممکنات باشد، به نحو کامل و مطلق. این شامل آگاهی هم میشود، چون آگاهی یک کمال وجودی است و از عدمِ آن، وجود آگاهی صادر نمیشود.
.
اگر واقعیت آگاهی (هرچه باشد) در معلول موجود است، علتالعلل باید آن را به نحو اعلی داشته باشد، مشروط بر اینکه آن ویژگی از سنخ کمال وجودی باشد.
و چون ادراک و علم، برتر از جهلاند، فلسفه آن را کمال میشمارد