فیفا وظایف میزبانی جام جهانی ۱۹۵۸ را در ژوئن ۱۹۵۴ به سوئد اعطا کرد. قول اولیه برای تناوب تورنمنتها بین اروپا و آمریکای جنوبی شکسته شد. سوئد، که در طول جنگ جهانی دوم بیطرف باقی مانده بود، به نظر انتخاب کاملی میرسید. این کشور مورد حمله قرار نگرفته بود و بنابراین در مرحله بازسازی نبود. سوئد همچنین به عنوان یک قدرت فوتبال ظهور کرده بود با بسیاری از ستارگانش که به سری آ رفته بودند. تب فوتبال تازه شروع به گسترش در کشورهای اسکاندیناوی کرده بود و اکنون جام جهانی به حیاط خلوت آنان میآمد. این همچنین اولین تورنمنت پس از مرگ ریمه در سال ۱۹۵۶ در سن ۸۳ سالگی بود، اما همچنین اولین تورنمنت پس از تشکیل اتحادیه فوتبال اروپا، معروف به یوفا، نیز بود. اولین برنامه عملی این انجمن ایجاد یک مسابقات قهرمانی باشگاهی قارهای، معروف به جام قهرمانان اروپا (که در سال ۱۹۹۲ به لیگ قهرمانان اروپا تغییر نام یافت)، به منظور افزایش پرستیژ تیمهای باشگاهی اروپا بود. در ابتدا، بسیاری از بنیانگذاران یوفا بیشتر نگران تشکیل یک رقابت تیم ملی به نظر میرسیدند. تنها روزنامه ورزشی فرانسوی لکیپ و سردبیر آن در آن زمان، گابریل هانو، سعی در ایجاد زمینه برای یک رقابت باشگاهی اروپایی داشتند. او طرحی برای یک تورنمنت که قرار بود شبهای چهارشنبه برگزار شود ارائه داد زیرا بازیهای لیگ در آخر هفتهها برگزار میشد. اولین تورنمنت فقط با دعوت و بر اساس محبوبیت یک باشگاه بود. شانزده نماینده تیم در آوریل ۱۹۵۵ ملاقات کردند و قوانین تعیین شده توسط لکیپ را تأیید کردند. تیمها یک سری بازی های خانگی و خارجی میکردند، با بازی رفت در خانه یک تیم و بازی برگشت در ورزشگاه تیم دیگر. مجموع گل در دو بازی برنده را تعیین میکرد. اولین بازی بین اسپورتینگ کلوب پرتغال و افک پارتیزان یوگسلاوی در لیسبون برگزار شد. پرتغالیها با نتیجه ۳–۳ متوقف شدند و بازی برگشت در بلگراد شاهد صعود افک پارتیزان به دور بعد پس از پیروزی ۵–۲ بود. این رقابت در طول سالها شکوفا شد، عمدتاً به لطف باشگاههایی مانند رئال مادرید. این باشگاه اسپانیایی پنج قهرمانی اول را برد و در سالهای اولیه به تورنمنت مشروعیت بخشید. لیگ قهرمانان اکنون محبوبترین جام در تمام فوتبال باشگاهی است و از نظر اعتبار تنها پس از جام جهانی قرار دارد.
مرحله مقدماتی
پنجاه و سه کشور، یک رکورد جدید، برای شانس بودن یکی از پانزده تیم حاضر در جام جهانی، به علاوه تیم میزبان، سوئد، برای بازی در چیزی که اولین جام جهانی پخش زنده در تلویزیونهای سراسر جهان خواهد بود، درخواست دادند. دورهای مقدماتی شامل حذف قهرمان دو دوره، اروگوئه، به دست پاراگوئه و نیز قهرمان دو دوره های دیگر، ایتالیا، که به ایرلند شمالی باخت، میشد. ایتالیاییها یک قدم تا صعود فاصله داشتند. تیم ایرلند شمالی باید در بلفاست ایتالیا را شکست میداد اگر میخواست به جام جهانی صعود کند. مه غلیظ باعث شد داور مجارستانی ایستوان ژولت در لندن گیر کند. ناتوانی در رسیدن به موقع به بلفاست برای بازی، ایتالیاییها به طور غیرقابل توضیحی از بازی امتناع کردند مگر اینکه ژولت داوری بازی را بر عهده میگرفت. بازی برگزار شد – و به عنوان یک بازی دوستانه نامیده شد – بدون تأثیری بر اینکه چه کسی صعود میکند. بازی ۲–۲ به پایان رسید و ایتالیا صعود میکرد اگر بازی محاسبه میشد. در عوض، بازی یک ماه بعد در ژانویه ۱۹۵۸ با ژولت برگزار شد. ایتالیاییها ۲–۱ شکست خوردند. تیم مجارستان بازگشته بود، اما تنها سایهای از گذشته خود بود پس از حمله شوروی در ۱۹۵۶، که منجر به فرار پوشکاش، کوچیش و چیبور شده بود. در واقع، حرفه پوشکاش در ویرانی بود. تنها پس از رسیدن به رئال مادرید در سال ۱۹۵۸، با اضافه وزن و خارج از فرم، پوشکاش توانست حرفه خود را به مسیر بازگرداند. او با آلفردو دی استفانو همکاری کرد و دورانی را آغاز کرد که به طور گسترده به عنوان عصر طلایی باشگاه اسپانیایی شناخته میشود. عملکرد چهارگله او در فینال جام اروپا مقابل آینتراخت فرانکفورت، که رئال مادرید ۷–۳ برنده شد، افسانهای شده است. پرده آهنین ممکن بود بر نیمی از اروپا کشیده شده باشد، اما شوروی سرانجام تصمیم گرفت به بقیه قاره و دنیای فوتبال بپیوندد و به اولین جام جهانی خود صعود کند. هر چهار عضو فدراسیون بریتانیا – انگلستان، ایرلند شمالی، اسکاتلند و ولز – نیز برای اولین بار با هم صعود کردند، اگرچه شانس پیروزی انگلیس پس از فاجعه هوایی مونیخ در فوریه ۱۹۵۸ که هشت بازیکن منچستر یونایتد را در یک پرواز برگشت از بلگراد از دست داد، به شدت مختل شده بود. این تیم، که توسط مت بوسی مربیگری میشد، ستاره سرخ بلگراد را ۳–۳ مساوی کرد و به نیمهنهایی جام اروپا صعود کرد. هواپیمایی که "بچههای بوسی"، لقبی که هواداران مشتاق به تیم داده بودند، را حمل میکرد، در سومین تلاش برای برخاستن در مونیخ از یک نرده عبور کرده و سپس سقوط کرد. این فاجعه هر شانس انگلیس برای بردن اولین جام جهانی خود را از بین برد.
در اقیانوس اطلس، تیم ایالات متحده در گروه ۲ کونکاکاف با مکزیک و کانادا هم گروه شد. برنده گروه به جام جهانی صعود میکرد. آمریکاییها حتی نتوانستند در دو بازی خود یک تساوی به دست آورند، تنها پنج گل زدند و بیست و یک گل دریافت کردند. مکزیک با هشت امتیاز – چهار امتیاز بیشتر از کانادا – در رده اول قرار گرفته و یک بار دیگر به جام جهانی رسید. مکزیکیها توسط برندگان گروه ۱، کاستاریکا، همراهی شدند. در آمریکای جنوبی، آرژانتین، که از سال ۱۹۳۴ در جام جهانی بازی نکرده بود، به جام جهانی صعود کرد و توسط استابیله، یکی از ستارگان و آقای گل جام جهانی 1930 با هشت گل، مربیگری میشد. آرژانتینیها در سال ۱۹۵۷ کوپا آمریکا را برده بودند، اما در مضیقه بودند پس از اینکه چندین ستاره آنان به سری آ جذب شدند. فدراسیون فوتبال آرژانتین تلافی کرد و از فراخواندن آن بازیکنان برای وظایف تیم ملی خودداری کرد. همچنین برزیل نیز به جام جهانی بازگشت. نیلتون سانتوس و دیدی بازگشته بودند، اما کسی که آماده اولین حضور خود بود یک مرد جوان هفده ساله عملاً ناشناخته به نام ادسون آرانتس دو ناسیمنتو بود، که با لقش پله بهتر شناخته میشد. حضور او در سوئد دنیا را با سوپراستار بعدی ورزش آشنا کرد و مهارتش برای همیشه بازی را تغییر داد. پس از شکست فاجعهبار فینال ۱۹۵۰ در خاک برزیل و عملکرد بیروح چهار سال بعد، فوتبال برزیل در دوره انتقالی بود. برزیلیها مهارت بردن جام جهانی را داشتند، اما به نظر میرسید فاقد ثبات عاطفی برای غلبه بر فشارهای تورنمنت بودند. در مارس ۱۹۵۸، ژائو هاولانژ ریاست فدراسیون فوتبال برزیل را بر عهده گرفت (هاولانژ تا سال ۱۹۷۴ که به ریاست فیفا انتخاب شد رئیس باقی ماند). هاولانژ از پائولو ماشادو دو کاروالیو دعوت کرد تا برنامه تیم ملی را رهبری کند، از جمله مسئولیت استخدام یک مربی جدید. پائولو ماشادو یک تاجر موفق و مالک ایستگاههای رادیو و تلویزیون بود. رویکرد ماشادو برای همیشه نحوه آمادهسازی برزیلیها برای جام جهانی را تغییر داد – او یک متخصص تغذیه، روانشناس و یک دندانپزشک به کادر پزشکی تیم اضافه کرد. موریرا توسط اوسوالدو براندائو جایگزین شد، که پس از نایب قهرمانی در کوپا آمریکای ۱۹۵۷ مقابل آرژانتین اخراج شد. برای اولین بار، فدراسیون فوتبال برزیل حتی در نظر داشت براندائو را با یک مربی غیربرزیلی جایگزین کند، به ویژه مربی پاراگوئهای الاصل فلومیننزه، فلایتاس سولیچ. هاولانژ در نهایت تصمیم گرفت با یک خارجی قمار نکند. دو ماه قبل از جام جهانی، وینسنت فیولا به عنوان مربی برزیل منصوب شد. فیولا رویکردی سیال و تهاجمی به تیم آورد، از ترکیب ۴–۲–۴ با گارینشا، واوا، پله و زاگالو که خط حمله تیم را تشکیل میدادند استفاده کرد.
مرحله گروهی
بار دیگر، فیفا قالب تورنمنت را تغییر داد. شانزده تیم راه یافته در چهار گروه چهار تیمی قرار گرفتند. دو تیم برتر هر گروه به دورهای حذفی صعود می کردند و این بار بر خلاف جام جهانی قبل، سه بازی در مرحله گروهی اتفاق می افتاد. تیمها به چهار گروه زیر تقسیم شدند:
گروه ۱: آرژانتین، ایرلند شمالی، چکسلواکی و آلمان غربی
گروه ۲: فرانسه، پاراگوئه، اسکاتلند و یوگسلاوی
گروه ۳: مجارستان، مکزیک، سوئد و ولز
گروه ۴: اتریش، برزیل، انگلیس و اتحاد جماهیر شوروی
بیش از ۱۵۰۰ روزنامهنگار برای اعتبارنامه درخواست دادند و مخاطبان جهانی ۴۰ میلیونی در ۸ ژوئن ۱۹۵۸ برای تماشای مراسم افتتاحیه به صورت زنده از ورزشگاه راسوندا در استکهلم تنظیم کردند. مراسم با بازی گروه ۳ بین سوئد و مکزیک دنبال شد. بازی افتتاحیه نمیتوانست برای میزبان بهتر پیش برود آن هم با حضور ۳۴،۱۰۷ تماشاگر برای بازی. سوئد تیمی قدرتمند گرد هم آورده بود با امید رسیدن به فینال. لیدهولم پس از اینکه فدراسیون فوتبال سوئد ممنوعیت بازیکنان حرفهای را لغو کرد به ترکیب بازگشته بود، حتی اگر آگنه سیمونسون، با گلی در هر نیمه، پیشتاز گلزنی بود. لیدهولم در نیمه دوم یک گل پنالتی دیگر پیروزی ۳–۰ را برای تیم میزبان رقم زد. گروه ۱ نیز در همان روز با دو بازی آغاز به کار کرد. در هالمستاد، ایرلند شمالی مقابل چکسلواکی قرار گرفت. ایرلند شمالی، که اولین حضور خود در جام جهانی را انجام میداد، با گلی از ویلبر کاش ۱–۰ پیروز شد. در بازی دیگر، مدافع عنوان قهرمانی آلمان غربی در مالمو مقابل آرژانتین بازی کرد. آلمان غربی هیچ مشکلی برای درهم شکستن آرژانتین نداشت. آلمانیهای غربی چهار بازیکن از تیم ۱۹۵۴ خود را به میدان فرستادند، از جمله ران، که گلزنی هایش به شکست آرژانتین کمک کرد. اما قبل از اینکه آلمانیهای غربی به راحتی به پیروزی برسند، این آرژانتین بود که با اورستس کورباتا پیش افتاد. آلمان غربی در دقیقه ۳۲ با ران نتیجه را مساوی کرد، سپس سه دقیقه بعد با اوه زیلر پیش افتاد. ران در دقیقه پایانی نتیجه را به ۳–۱ رساند. آرژانتین برای زنده نگه داشتن شانسهایش برای صعود به دور بعد نیاز به پیروزی داشت.
ایرلند شمالی در بازی اول خود نمایشی محکم ارائه داده بود و برای شگفتیسازی در ۱۱ ژوئن در هالمستاد سخت کار میکرد. نتیجه شوکآور به نظر در حال شکلگیری بود پس از اینکه مهاجم پیتر مکپارلند پس از فقط سه دقیقه ایرلند شمالی را پیش انداخت. آرژانتین همه چیز را به سمت ایرلند شمالی پرتاب کرد و توانست یک پنالتی به دست آورد پس از اینکه دِک کیت توپ را در محوطه دست زد و کورباتا در دقیقه ۳۸ از نقطه پنالتی تبدیل کرد. نیمه دوم شامل یک تیم آرژانتینی تهاجمی و یک تیم ایرلند شمالی دفاعی بود. آرژانتین در دقیقه ۵۵ با نوربرتو مندز به پیشافتادگی ۲–۱ رسید و پنج دقیقه بعد با لودویکو آویو بازی را از دسترس خارج کرد برای پیروزی ۳–۱. در همان روز در ورزشگاه المپیا در هلسینگبورگ، آلمان غربی دوباره نمایشی عالی از فوتبال تهاجمی ارائه داد، اگرچه این چکسلواکیها بودند که در نیمه اول با گلهای میلان دووراک و زدنک زیکان به برتری ۲–۰ دست یافتند. آلمانیهای غربی پس از نیمه دوباره جان گرفتند، در دقیقه ۶۰ با هانس شفر گل زدند. ران ده دقیقه بعد نتیجه را مساوی کرد، سومین گل او در رقابت، با شوتی که دروازهبان بفتیسلاو دولژی را شکست داد. این تساوی سه امتیاز در جدول ردهبندی به آلمان غربی داد و به طور موقت در کنترل مقام اول، با آرژانتین و ایرلند شمالی با دو امتیاز مساوی و چکسلواکی با یک امتیاز. گروه هنوز باز بود، اما آلمانیهای غربی هنوز به نظر تیمی برای شکست دادن میرسیدند. ایرلند شمالی باید در ۱۵ ژوئن در ورزشگاه مالمو آلمان غربی را شکست میداد اگر میخواست به دور بعد صعود کند. اگرچه در ابتدا به نظر یک وظیفه دشوار میرسید، ایرلند شمالی از عهده کار برآمد، به ویژه پس از پیشافتادن با مکپارلند در دقیقه ۱۷. مدافع عنوان قهرمانی سه دقیقه بعد با ران نتیجه را مساوی کردند، اما مکپارلند در دقیقه ۵۸ برتری را بازگرداند. شگفتی در حال شکلگیری بود، تا اینکه زیلر با ده دقیقه مانده به بازی تساویبخش ۲–۲ را به ثمر رساند. تساوی راهیابی آلمان غربی به دور بعد را تضمین کرد. چکسلواکی، که آرژانتین را ناباورانه ۶–۱ در هلسینگبورگ درهم کوبیده بود، اکنون باید در یک بازی پلیآف برای مقام دوم و جایگاهی در یکچهارم نهایی با ایرلند شمالی بازی میکرد.
در ۱۷ ژوئن، ایرلند شمالی و چکسلواکی در ورزشگاه مالمِد روبرو شدند. ایرلند شمالی در بحران به نظر میرسید پس از مصدومیت دروازهبان هری گرگ، که مربی پیتر دوهرتی را مجبور کرد به دروازهبان ذخیره نورمن آپریچارد روی آورد. تغییر دروازهبان به ایرلند شمالی آسیب زد زیرا چکسلواکی زمانی که زیکان توپ را درون تور فرستاد روی شوتی که باید توسط آپریچارد مهار میشد به برتری ۱–۰ دست یافت. مکپارلند در دقیقه ۴۴ گل زد – چهارمین گل او در سه بازی – تا بازی را ۱–۱ مساوی کند. بازی به وقت اضافه کشید و بازی استثنایی مکپارلند دوباره به نمایش درآمد. او پس از یک ضربه آزاد دنی بلنچفلاور به توپ چسبید. مکپارلند توانست شوتی را رها کند که به سقف تور رفت و از روی دولژی گذشت تا ايرلند شمالی پیروزی ۲–۱ را از آن خود کند. ایرلند شمالی کار غیرقابل تصور را انجام داده بود: صعود به یکچهارم نهایی. گروه ۲ در ۸ ژوئن در ورزشگاه آروسوالن در شهر وسترس با تساوی ۱–۱ بین یوگسلاوی و اسکاتلند افتتاح شد. یوگسلاوی ابتدا پس از شش دقیقه با آلکساندر پتاکوویچ روی تابلو قرار گرفت. اسکاتلند، که دومین حضور خود در جام جهانی را انجام میداد و به دنبال اولین پیروزی خود در جام جهانی بود، در نیمه دوم با جیم مورای نتیجه را مساوی کرد. در نورشوپینگ، فرانسه و پاراگوئه یک بازی پرگل و پرحرارت انجام دادند، اما این فرانسه بود که با پیروزی خارج میشد. پاراگوئهایها در مرحله مقدماتی اروگوئه را حذف کرده بودند و با اعتماد به نفس از یک نمایش خوب به سوئد سفر کرده بودند. چقدر در اشتباه بودند پس از اینکه تیم فرانسه، به رهبری مهاجم متولد مراکش ژوست فونتن، نمایشی خیرهکننده از فوتبال تهاجمی ارائه داد. فونتن حرفهٔ خود را با یواسام کازابلانکا آغاز کرد، جایی که از ۱۹۵۰ تا ۱۹۵۳ بازی کرد. او در سال ۱۹۵۳ توسط باشگاه فرانسوی نیس استخدام شد، جایی که در سه فصل چهل و چهار گل به ثمر رساند. او اولین بازی ملی خود را در دسامبر ۱۹۵۳ انجام داده بود، با هتریک در پیروزی ۸–۰ فرانسه مقابل لوکزامبورگ. فونتن آماده بود تا گلزنی خود را در صحنه بزرگتری به نمایش بگذارد. پاراگوئه در دقیقه ۲۰ با فلورنسیو آماریللا پیش افتاد. چهار دقیقه بعد، فونتن گل زد، سپس در دقیقه ۳۰ گل دیگری اضافه کرد، تا به فرانسه برتری 2-1 بدهد. پاراگوئه در دقیقه ۴۴ با آماریللا روی یک پنالتی نتیجه را مساوی کرد و تیمها نیمه اول را ۲–۲ مساوی به پایان رساندند. پاراگوئه در دقیقه ۵۰ با خورخهلینو رومرو گل سوم را به ثمر رساند. از آن لحظه به بعد همه چیز به سود فرانسه شد. رژه پیانتونی دو دقیقه بعد نتیجه را ۳–۳ مساوی کرد و بازیکنان فرانسوی، ل بلوها، که این لقب به دلیل پیراهنهای آبیشان گرفته بودند، توانستند در دقیقه ۶۱ با گلی از ماریان ویشنیسکی پیش بیفتند. فونتن در دقیقه ۶۷ یک هتریک ثبت کرد؛ یک دقیقه بعد، با ریمون کوپا، که سال قبل به عنوان بازیکن سال اروپا نامگذاری شده بود، به ۶–۳ تبدیل شد. ژان ونسان در دقیقه ۸۴ گل دیگری اضافه کرد تا فرانسه پاراگوئه را ۷–۳ در هم بکوبد.
در ۱۱ ژوئن، پاراگوئه، که هنوز پس از دریافت هفت گل متأثر بود، قبل از بازی با اسکاتلند چند تغییر ایجاد کرد. ترکیب شامل یک دروازهبان جدید، ساموئل آگیلار، بود با این امید که قدرت دفاعی کافی برای عبور از دفاع محکم اسکاتلند داشته باشند. خوان آگوئرو پس از چهار دقیقه پاراگوئه را روی تابلو قرار داد، اما اسکاتلند در دقیقه ۲۴ با جکی مودی نتیجه را مساوی کرد. کایتانو ره درست قبل از وقت استراحت پاراگوئه را ۲–۱ پیش انداخت و خوزه پارودی در دقیقه ۷۱ گل سوم را اضافه کرد تا پاراگوئه را ۳–۱ پیش بیندازد. بابی کالینز یک دقیقه بعد گل زد، اما پاراگوئه در نهایت پیروز شد. در ورزشگاه آروسوالن در وسترس، فرانسه همچنان قوی به نظر میرسید، اما در نهایت در برابر یوگسلاوی بازنده شد. فونتن پس از چهار دقیقه گلزنی را آغاز کرد، اما پتاکوویچ در دقیقه ۱۵ نتیجه را ۱–۱ کرد. یوگسلاوها در دقیقه ۶۱ با تودور وسلینوویچ پیش افتادند، قبل از اینکه فونتن دومین گل بازی و پنجمین گل تورنمنت را در دقیقه ۸۴ به ثمر برساند تا نتیجه ۲–۲ شود. فرانسویها به نظر با تساوی راضی بودند، اما یوگسلاوی به جلو فشار آورد. وسلینوویچ گل پیروزی را پس از شکستن دفاع فرانسه در دقیقه پایانی برای پیروزی ۳–۲ به ثمر رساند. فرانسه اکنون برای رسیدن به یکچهارم نهایی نیاز به پیروزی مقابل اسکاتلند داشت، اگرچه آن نتیجه پاراگوئه را نیز حذف میکرد، که باید به یک پیروزی بر یوگسلاوی همراه با باخت فرانسه امید میبست. فرانسویها با فونتن در بهترین وضعیت وارد بازی شدند. گلهای کوپا و فونتن، که ششمین گل خود در رقابت را به ثمر رساند، فرانسه را ۲–۰ پیش انداخت. اسکاتلند در دقیقه ۵۸ با سامی بیرد یک گل جبران کرد، اما این گل برای بازگشت آنان کافی نبود. پیروزی ۲–۱ – همراه با پیروزی ۳–۲ پاراگوئه بر یوگسلاوی – چهار امتیاز در جدول ردهبندی گروه (تا جام جهانی 1990، برای هر برد تنها دو امتیاز در نظر گرفته میشد) و جایگاهی در یکچهارم نهایی را برای فرانسویها تضمین کرد. یوگسلاوی، علیرغم باخت، نیز با چهار امتیاز به پایان رسید، که برای مقام دوم کافی بود. پاراگوئه نیز علی رغم داشتن چهار امتیاز حذف شد.
گروه ۳ با پیروزی سوئد بر مکزیک افتتاح شده بود. در بازی دیگر گروه، ولز و مجارستان ۱–۱ مساوی کردند. مجارستان در دقیقه پنج با بوزیک، یکی از تنها سه بازیکن بازگشته از چهار سال قبل، پیش افتاد. ولز در دقیقه ۲۷ با مهاجم یوونتوس جان چارلز، که فقط روز قبل از بازی به همتیمیهایش پیوسته بود، بازی را مساوی کرد. ۱۵،۳۴۳ تماشاگر در ورزشگاه یرنوالن در ساندویکن انتظار داشتند مجارستان به روند گلزنی معمول خود ادامه دهد. در عوض، این تیم مجارستان فاقد فوتبال تهاجمی بود که آن را در سال 1954 بسیار عالی کرده بود و بازی ۱–۱ به پایان رسید. در ۱۱ ژوئن در ورزشگاه راسوندا در استکهلم، ولز دوباره ۱–۱ مساوی کرد، این بار مقابل مکزیک. ولز در دقیقه ۳۰ با آیور آلچرچ پیش افتاد. مکزیکیها برای تلاش برای مساوی کردن بازی به جلو فشار آوردند و سرانجام زمانی که خایمه بلمونته در دقیقه ۸۹ توپ را از جک کِلسِی گذراند این کار را انجام دادند. روز بعد، همان محل میزبان سوئد و مجارستان بود. میزبان به دنبال پیروزی دیگری و جایگاهی در یکچهارم نهایی بودند، در حالی که مجارستانیها حداقل به یک امتیاز نیاز داشتند تا امیدهای خود را زنده نگه دارند. بیش از ۳۸،۰۰۰ هوادار در ورزشگاه راسوندا جمع شدند تا از تیم خانگی حمایت کنند و بازیکنان سوئدی ناامید نکردند. مجارستان هیدگکوتی، که اکنون ۳۸ ساله بود، را از ترکیب حذف کردند و بوزیک، یک مدافع، را به عنوان هافبک در نقش بازیساز منتقل کردند. این حرکت برای تقویت حمله مجارستانیها انجام شد، اما در برابر سوئدیهای سرسخت بیفایده ثابت شد. کورت هامرین در دقیقه ۳۸ سوئد را پیش انداخت و نیمه را با برتری میزبان با نتیجه ۱–۰ به پایان رساند. در نیمه دوم، لایوش تیخی، بخشی از نسل جدید بازیکنان مجارستانی که از سال ۱۹۵۴ ظهور کرده بود، در دقیقه ۵۵ نتیجه را مساوی کرد. یک بار دیگر، یک جشن گل مجارستانی انتظار میرفت. این هرگز اتفاق نیفتاد و هامرین یک دقیقه بعد گل پیروزی میزبان را به ثمر رساند زمانی که شوتش از گروشیچ منحرف شد و به درون تور رفت. سوئد به یکچهارم نهایی صعود کرده بود. مجارستان، ولز و مکزیک برای گرفتن جایگاه دوم باقی ماندند تا برای آن بجنگند.
در ۱۵ ژوئن در استکهلم، سوئد پنج بازیکن آغازگر، از جمله لیدهولم، را در مقابل ولز، که حداقل به یک تساوی برای پیشبرد یک بازی پلیآف نیاز داشت، استراحت داد. ولزیها خوششانس بودند که بازی را نباختند و باید از جک کِلسِی تشکر میکردند که سوئدیها را از تابلو گل دور نگه داشته بود. بازی ۰–۰ به پایان رسید، در حالی که مجارستان مکزیک را ۴–۰ در ساندویکن شکست داد تا بازی پلیآف مقابل ولز را ترتیب دهد. دو گل تیخی به مجارهای قدرتمند کمک کرد تا به راههای گلزنی قدیمی خود بازگردند. پلیآف بین ولز و مجارستان دو روز بعد در استکهلم برگزار شد. جمعیت پراکندهای متشکل از ۲،۸۳۲ نفر در ورزشگاه راسوندا جمع شدند تا ببینند کدام یک از این دو تیم به یکچهارم نهایی صعود میکند. تیخی دوباره گل زد، چهارمین گل او در سه بازی، در دقیقه ۳۳. ماشین گلزنی مجارستان به نظر در اوج بود، تا اینکه ولز در دقیقه ۵۵ با آلچرچ، که شوت ۳۵ یاردیاش گروشیچ را شکست داد، توانست بازی را مساوی کند. مجارها نمایش دفاعی ناامیدکنندهای ارائه داده بودند و این نقص تمام نشده بود. یک پاس اشتباه از گروشیچ به یکی از مدافعانش توسط تری مدوین رهگیری شد، که توپ را از دروازهبان بدشانس گذراند برای برتری ۲–۱ ولزی ها که سرانجام نیز پیروز شد. شگفتی کامل شده بود و مجارها برای بستن چمدان به خانه فرستاده شدند. هر شک که مجارستانیها آنچه سابق بودند نبودند پس از این باخت از بین رفت.
گروه ۴، در همین حال، در ۸ ژوئن در ورزشگاه ریمنرسوالن در شهر اودوالا با بازی بین برزیل و اتریش افتتاح شد. برزیلیها در سالهای پس از جنگ تیمهای جذابی به میدان فرستاده بودند و تیمی که توسط وینسنت فیولا مربیگری میشد با ترکیب نوآورانه ۴–۲–۴ حتی سرگرمکنندهتر برای تماشا بود. استفاده برزیل از چهار مهاجم یک تیم تهاجمی دیگر را تضمین میکرد – تیمی که شکست دادنش دشوار میشد. اتریشیها سعی کردند دقیقاً همین کار را انجام دهند، اما برزیل – که شامل نسل جدیدی از ستارگان بود – برای اتریشیها بسیار قدرتمند ثابت میشد. آن ستارگان جدید، که شامل گارینشا و زاگالو میشد، جمعیت را خوشحال میکردند. برزیلیها اتریش را با دو گل از مازولا و یک گل از نیلتون سانتوس ۳–۰ مغلوب کردند. در گوتنبرگ، انگلیس و اتحاد جماهیر شوروی در ورزشگاه نیا اولوی ۲–۲ مساوی کردند. ترکیب انگلیس مطمئن از حداقل یک تساوی بود پس از تساوی ۱–۱ با شوروی در یک بازی دوستانه در مسکو که فقط سه هفته قبل از شروع تورنمنت اتفاق افتاده بود. با این وجود، والتر وینترباتم، مربی انگلیس، میدانست که پس از سقوط هوایی مونیخ ۱۹۵۸ که به طور غمانگیزی ستارگان منچستر یونایتد دانکن ادواردز، تامی تیلور و راجر بایر را از او گرفته بود، انگلیس با ترکیبی تضعیف شده به سومین جام جهانی خود میرود. انگلیس خیلی زود عقب افتاد وقتی نیکیتا سیمونیان روسی پس از سیزده دقیقه گلزنی را آغاز کرد زمانی که شوتی قدرتمندی را شلیک کرد که دروازهبان کالین مکدونالد نتوانست آن را متوقف کند. شوروی در دقیقه ۵۵ با الکساندر ایوانوف نتیجه را به ۲–۰ رساند، اما انگلیسیهای مصمم به بازی بازگشتند. هافبک درک کیون پس از ضربه آزاد بیلی رایت توپ را از روی لِو یاشین شیرجهزن گذراند تا انگلیس را روی تابلو قرار دهد. انگلیسیها توانستند بازی را مساوی کنند وقتی جانی هیز در دقیقه ۸۵ در محوطه جریمه سرنگون شد. تام فینی از نقطه پنالتی توپ را به گل تبدیل کرد تا نتیجه ۲–۲ مساوی شود. وینترباتم از اخبار بد بیشتری پس از بازی مطلع شد وقتی فینی به دلیل مصدومیت زانوی راست از بقیه تورنمنت کنار گذاشته شد.
اتحاد جماهیر شوروی در ۱۱ ژوئن در ورزشگاه ریاوالن در بوراس اتریش را ۲–۰ شکست داد. یک گل در هر نیمه، یکی از آناتولی ایلین در دقیقه ۱۵ و دیگری از والنتین ایوانوف در دقیقه ۶۲، سه امتیاز در جدول ردهبندی به شوروی داد. یاشین، که اولین کلینشیت جام جهانی خود را ثبت کرد، در دروازه تماشایی بود. یاشین، که فقط چهار ماه تا تولد ۲۹ سالگیاش فاصله داشت، به عنوان بزرگترین دروازهبان جهان ظهور کرده بود. معروف به یونیفرمهای تمام مشکیاش – سبکی که او را از همتیمیهایش با پیراهن قرمز متمایز میکرد – به او ظاهری از یک عنکبوت عظیمالجثه میداد. توانایی او برای رسیدن به توپ، زمانی که بسیاری دیگر در همان موقعیت احتمالاً نمیتوانستند، او را به یک مهارکننده شوت افسانه ای تبدیل کرد. سبک آکروباتیک یاشین، رفلکسهای پلنگمانند و متانت تحت فشار او را تماشایی میکرد – و عذابی برای مهاجمان حریف که اغلب بیفایده سعی میکردند توپها را از او بگذرانند. در رویارویی دیگر گروه، بین برزیل و انگلیس در گوتنبرگ، جمعیتی متشکل از ۴۰،۸۹۵ نفر به ورزشگاه نیا اولوی هجوم آوردند تا این برخورد غولهای فوتبال را تماشا کنند. در عوض، هواداران دو تیم با سبکهای متضاد را شاهد بودند که در نهایت به یک بازی بدون گل منجر شد. برزیلیهای با ذهنیت تهاجمی در نیمه اول سرعت را کنترل کردند، در حالی که دفاع انگلیس کار محکمی برای دفع آن بازی انجام داد. در نیمه دوم، تیمها به نظر نقشها را عوض کردند و برزیلیها کسانی بودند که در دفاع بودند. تساوی ۰–۰ به معنای آن بود که انگلیس برای جایگاهی در یکچهارم نهایی باید اتریش را شکست میداد.
در ۱۵ ژوئن، برزیل، که پله را برای اولین بار در ترکیب آغازین داشت، در گوتنبرگ مقابل اتحاد جماهیر شوروی در مقابل ۵۰،۹۲۸ تماشاگر در ورزشگاه نیا اولوی قرار گرفت. پله از مصدومیت زانوی راست رنج میبرد و در دو بازی قبلی قادر به بازی نبود. کاپیتان تیم بیلینی، به همراه دیدا و نیلتون سانتوس، با ماشادو و فیولا ملاقات کردند تا نگرانیهای خود را با ترکیب آغازین بیان کنند. بازیکنان شکایت کردند که هافبکهای دینو سانی و جوئل آنتونیو مارتینز فاقد ظرافت مورد نیاز برای بردن بازیها هستند. سانی و زیتو بازی با سبک بیشتر اروپایی انجام میدادند، که بیشتر بر قدرت و استقامت متمرکز بود تا شور و مهارت فردی. فیولا موافقت کرد و پس از عملکرد بیروح تیم مقابل انگلیس، تصمیم گرفت پله، زیتو و گارینشا را در ترکیب آغازین بگذارد. جوگو بونیتو به معنای "بازی زیبا" که برزیلیها با چنین مهارت، شادی و لذت بازی میکنند – متولد شد. اتحاد بین مهارت، تخیل و نظم برای همیشه نحوه بازی تیمها را تغییر داد و برزیل را در مسیر تبدیل شدن به موفقترین تیم ملی تاریخ قرار داد. این تغییرات جواب داد و برزیلیها پس از فقط سه دقیقه با گلی از واوا روی تابلو قرار گرفتند. مهاجم برزیلی در دقیقه ۷۷ گل دیگری اضافه کرد تا برزیل اتحاد جماهیر شوروی را ۲–۰ شکست دهد. برزیل در گروه اول شد و به یکچهارم نهایی رفت. برزیل با چنین ظرافت و جذابیتی بازی کرده بود، که گابریل کاچالین، مربی شوروی، پس از بازی مبهوت بود. او گفت: "نمیتوانم باور کنم آنچه امروز بعدازظهر دیدیم فوتبال بود. من هرگز در زندگیام چیزی به این زیبایی ندیدهام." در حالی که برزیلیها به پیش میرفتند، انگلیس در بوراس با اتریش ۲–۲ مساوی کرد تا بازی پلیآف مقابل شوروی را ترتیب دهد. هر دو تیم با سه امتیاز مساوی شده بودند. تیمها در ۱۷ ژوئن در ورزشگاه نیا اولوی در مقابل ۲۳،۱۸۲ هوادار با یکدیگر درگیر شدند. تیم انگلیس، که به دنبال حمله کردن بود، پیتر برابروک و پیتر برودبنت را به میدان فرستاد. یک بازیکن جوان به نام بابی چارلتون، که از سقوط هوایی مونیخ جان سالم به در برده بود، روی نیمکت نشست، در حالی که برابروک و برودبنت حمله را شعلهور کردند و چندین فرصت گلزنی ایجاد کردند. یاشین و شوروی در چند مورد خوششانس بودند، به ویژه پس از اینکه دو شوت برابروک به تیرک برخورد کرد. به نظر فقط مسأله زمان بود قبل از اینکه انگلیس گل بزند. با این حال، در دقیقه ۶۳، یک پرتاب ضعیف از کالین مکدونالد توسط ایلین دزدیده شد، که شوتی زد که به تیرک کوبیده شد و روی خط غلتید. این گل برای شوروی که اولین حضور خود در جام جهانی را با سهمیهای به یکچهارم نهایی نشانهگذاری کرد، گل پیروزی ثابت شد.
پله سرانجام اولین حضور خود در جام جهانی را مقابل شوروی انجام داده بود. اگرچه نتوانسته بود گل بزند، این نوجوان لاغر حضورش را در زمین احساس کرده بود. پله توسط همتیمیهای بزرگتر و عضلانیترش کوتوله شده بود و حتی درباره قد کوتاهش شوخی میکرد. او گفت که مطمئن است "بعضی از کسانی که در جایگاهها هستند کمی سرگرم میشوند که یک کودک را در زمین در یک بازی جام جهانی ببینند و بعضی احتمالاً مبهوت میشوند که یک رویداد مهم مانند یک بازی جام جهانی باید با آوردن یک نوزاد به زمین به هجو کاهش یابد. احساساتیترها، با این حال، احتمالاً برای تیمی که تا این حد در استعداد کاهش یافته که نیاز به آوردن کودکان با خود داشته باشد احساس ترحم میکنند." تواضع پله کنار، او یک بازیکن قاطع بود، حتی در چنین سن جوانی، که میدانست هر حقی برای بازی در کنار بهترینهای جهان دارد. او آرامش خود را در برابر شوروی حفظ کرد – حتی در طول سرود ملی محبوبش قبل از شروع بازی – و حتی یک بار هم به نظر نرسید کنترل اعتماد به نفسش را از دست بدهد. او گفت: "همه ما یک رویا را زندگی میکنیم، اما رویای هیچکس بیشتر از من نیست. من سعی میکنم وقت را برای تحلیل این احساس عجیب هدر ندهم. میدانم این زمانی برای حواسپرتی نیست." پله مانند بسیاری از پسران برزیلی بزرگ شده بود، فقیر و فوتبال بازی کردن در خیابانهای خاکآلود با توپی از پارچههای کهنه. در سال ۱۹۵۶، پله، با کمک کهنهسرباز جام جهانی والدمار د بریتو، به سائوپائولو سفر کرد تا برای سانتوس آزمون دهد. پله اولین قرارداد حرفهای خود را با این باشگاه برزیلی امضا کرد و در اولین بازی خود چهار گل به ثمر رساند. یک سال بعد، پله به تیم ملی فراخوانده شد. جام جهانی فقط آغازی برای این ستاره در حال شکوفایی بود.
یکچهارم نهایی : تقابل هشت تیم باقیمانده
چهار بازی یکچهارم نهایی همگی در ۱۹ ژوئن در چهار محل مختلف برگزار شدند. در مالمو، آلمان غربی مقابل یوگسلاوی در بازیای قرار گرفت که به سرعت به یک نمایش دفاعی خستهکننده تبدیل شد. تنها گل بازی توسط ران، ستارهٔ آلمانی ها در دقیقه ۱۲ به ثمر رسید. در ورزشگاه راسوندا، سوئد توانست در مقابل ۳۱،۹۰۰ هوادار اتحاد جماهیر شوروی را ۲–۰ شکست دهد. شوروی، که فقط چهل و هشت ساعت قبل برای جایگاهی در یکچهارم نهایی با انگلیس بازی کرده بود، در بخش عمدهای از مسابقه بیحال و خسته به نظر میرسید. شوروی توانسته بود در نیمه اول سوئد را از گل زدن بازدارد، میانه زمین را مسدود کند و روی یاشین حساب کند تا بقیه کار را انجام دهد. سوئدیها در نیمه دوم پاداش فشار تهاجمی خود را برداشت کردند وقتی هامرین در دقیقه ۴۹ گل زد. گل آگنه سیمونسون دو دقیقه مانده به پایان پیروزی را مهر و موم کرد. سوئد یک بازی در نیمهنهایی با آلمان غربی را اینچنین رزرو کرد. در نورشوپینگ، فرانسه با شکست ۴–۰ ایرلند شمالی به راحتی عبور کرد و فونتن دو گل دیگر به مجموع گل های خود اضافه کرد. ایرلند شمالی نیز از یک هفته طاقتفرسا گذشته بود، دو بازی در سه روز انجام داده بود و مجبور بود یک سفر اتوبوسی یک روزه ۲۱۰ مایلی از مالمو را تحمل کند. آپریچارد به دلیل مصدومیت در دروازه آغاز نکرد و توسط هری گرگ جایگزین شد. تام کیسی هنوز در حال بهبودی از مصدومیت بود پس از اینکه فقط چند روز قبل ساق پای چپش بخیه زده شده بود. با بیمار بودن تیم ایرلند شمالی، فرانسه توانست در دقیقه ۴۳ با ماریان ویشنیسکی پیش بیفتد. فرانسویها دو گل دیگر با فونتن در دقیقه ۵۵ و ۶۳ اضافه کردند، قبل از اینکه در دقیقه ۷۰ با پیانتونی گل چهارم را به ثمر برسانند. در گوتنبرگ، برزیل و ولز برای آخرین جایگاه نیمهنهایی با یکدیگر برخورد کردند. پله، که در روزهای منتهی به بازی محبوب رسانهها شده بود، دوباره در ترکیب آغازین بود. واوا مصدوم بود و فیولا او را با مازولا جایگزین کرد. ولز در نیمه اول نمایش دفاعی قویای ارائه داده و برزیلیها را در تمام چهل و پنج دقیقه بسته نگه داشت. ولز تا بیست و پنج دقیقه دیگر در نیمه دوم مقاومت کرد تا اینکه پله پاس بینقصی از دیدی گرفت، توپ را مستقیم به سمت کِلسِی زد. شوت قدرتمند او از روی دروازهبان غلتید و برای اولین گل جام جهانی او وارد دروازه شد. پله گفت: "هیچ ایدهای ندارم چند بار دویدم و پریدم، تمام مدت فریاد میزدم 'گـــــوووووووووول!' مثل یک دیوانه. مجبور بودم آن فشار عظیم رهایی و شادی را از بین ببرم. نمیدانم درونم چه بود. مثل یک بچه گریه میکردم، درهم و برهم حرف میزدم، در حالی که بقیه تیم مرا کتک میزدند، تقریباً خفهام میکردند." برزیل ۱–۰ برنده شد و پله سرانجام به یک ستاره تبدیل شده بود. برزیل بزای یک برخورد در نیمهنهایی با فرانسه و فونتن غیرقابل کنترل آماده به نظر میرسید.
نیمهنهایی : چهار تیم نهایی
در ۲۴ ژوئن، سوئد و آلمان غربی در ورزشگاه نیا اولوی برای حضور در فینال روبرو شدند. جمعیتی متشکل از ۴۹،۴۷۱ هوادار جایگاهها را پر کردند تا تیم ملی خود را تماشا کنند. سوئد و هوادارانش شروع به باور کردند که میتوانند به فینال برسند، همانطور که مربی جورج راینور در آغاز تورنمنت پیشبینی کرده بود. بازیهای دیگر تیم میزبان فاقد جو میهنپرستانهای بود که چنین بخش اصلی جامهای جهانی گذشته بود. در واقع، هواداران سوئد در بخش عمدهای از رقابت نسبت به تیم بیتفاوتی نشان داده بودند، اما اکنون به نظر حول آنان متحد شده بودند، به ویژه پس از اینکه برگزاران تشویقکنندگان را با اتوبوس آورده بودند تا به جمعیت کمک کنند. روی کاغذ، آلمانیهای غربی تیم قویتر بودند و ران و زیلر ترسناکترین بازیکنان ترکیب بودند. ژولت، که یکی از بزرگترین داوران آن زمان در نظر گرفته میشد، هر دو تیم را در حالی که جمعیت میزبان را تشویق میکردند به زمین هدایت کرد. آن سطح بالای میهنپرستی به نظر تیم راینور را به پیش میبرد، حتی اگر آلمانیهای غربی ابتدا گل زدند: هانس شفر توپ را از کارل سونسون گذراند روی سانتری از زیلر. سوئدیها در حالی که به سمت وقت استراحت میرفتند با لینارت اسکوگلوند، که برای باشگاه سری آ اینتر میلان بازی میکرد، بازی را ۱–۱ مساوی کردند. در نیمه دوم، سوئد سعی کرد بازگشت کند و کمک ژولت را دریافت کرد وقتی داور در دقیقه ۵۸ اریش یوسکوویاک را اخراج کرد – یوسکوویاک پس از اینکه باعث خطا روی هامرین شده بود تلافی کرده بود. چند بازیکن پس از این قضاوت با ژولت جر و بحث کردند، که هیچ کاری برای تغییر ذهنش نکرد، و آلمان غربی به ده بازیکن کاهش یافت. این تنها مشکل مدافع عنوان قهرمان نبود. تیم آلمان غربی، والتر را برای ده دقیقه از دست داد در حالی که روی نیمکت تحت مراقبت پزشکی قرار میگرفت. سوئد از مزیت دو نفره برای باز کردن فضای بیشتر استفاده کرد و اجازه داد میزبان سرعت و جریان بازی را کنترل کند و برای اولین بار با گل گونار گرن در دقیقه ۸۱ پیش بیفتد. جمعیت به وحشتی جنون آمیز دچار شد. با فرو رفتن نامید کنندهٔ آلمانی ها به دفاع، هامرین توانست مستقیماً تا محوطه دریبل کند تا سوئد را با دو دقیقه مانده به بازی ۳–۱ پیش بیندازد. سوئدیها قهرمان دورهٔ قبل را حذف کردند و یک بازی تا بردن جام فاصله داشتند.
در ورزشگاه راسوندا استکهلم، برزیل و فرانسه در بازیای که سطح بالایی از مهارت و گلزنی را وعده میداد روبرو شدند. فرانسویها توسط فونتن و کوپا رهبری میشدند، در حالی که برزیلیها پله در حال شکوفایی و مجموعهای از ستارگان را داشتند. برزیل زمان را برای پیشافتادن هدر نداد وقتی واوا در دقیقه اول یک والی از کلود آبه گذراند. فرانسه هفت دقیقه بعد با فونتن نتیجه را مساوی کرد، توپ را از ژیلمار گذراند، که اولین گل تورنمنت را دریافت کرد. بازی سریع شامل استعدادهای فردی زیادی بود که هر تهاجم در محوطه پنالتی میتوانست به یک گل منجر شود. در یکی از آن حرکات، دیدی در دقیقه ۳۹ برزیل را ۲–۱ پیش انداخت. فرانسویها در خطر حذف شدن رفتند وقتی رابرت ژونکه در دقیقه ۳۵ پس از برخورد با واوا مصدوم شد. مدافع فرانسوی برای بقیه بازی در زمین لنگان راه میرفت. برزیلیها یک موقعیت بزرگ به دست آورده بودند و فرانسویها عملاً با ده بازیکن بقیه بازی را انجام دادند. نیمه دوم نمایش تمام پله بود. این نوجوان حساس سه گل در فاصله بیست دقیقه به ثمر رساند. سومین گل او شاید تماشاییترین بود، یک والی از لبه محوطه که برای آبه غیرقابل توقف بود. پیانتونی هفت دقیقه مانده به پایان برای فرانسه گل زد، اما آنچه که به عنوان یک بازی نزدیک شروع شده بود به پیروزی ۵–۲ برای برزیل پایان یافت. پله با هتریک خود، فرانسه را حذف و برزیل را به فینال جام جهانی رساند.
فینال
بازی فینال بین سوئد و برزیل قرار شد در ۲۹ ژوئن در استکهلم برگزار شود. برگزاران اکنون امیدوار بودند که عشق تازهیافته کشور به تیم ملی آنان جوئی از شور و اشتیاق شایسته یک فینال جام جهانی ایجاد کند و مهمتر از آن، بتواند برزیلیها را مضطرب کند. قبل از برگزاری فینال، فرانسه در ۲۸ ژوئن آلمان غربی را در بازی مقام سومی در گوتنبرگ ۶–۳ شکست داد. بازی شامل چهار گل از فونتن بود، که مجموع او در تورنمنت را به سیزده گل رساند – رکوردی برای یک تورنمنت جام جهانی که تا به امروز پابرجاست. این رکورد به نظر یک شاهکار قابل توجه برای بازیکنی بود که به عنوان ذخیره با شانس کمی برای بازی در هر بازی به سوئد سفر کرده بود. با پایان بازی مقام سوم، آمادهسازیها برای فینال در جریان کامل بود. هاولانژ، که در آستانه بازی به ریو پرواز کرده بود، با برگزاران تماس گرفت و میخواست اطمینان حاصل کند که داور انتخاب شده برای بازی – که موریس گیگ فرانسوی بود – بیطرف خواهد بود و وی تسلیم جمعیت خانگی برای پیروزی نشود. هاولانژ همچنین یک مزیت روانی به دست آورد وقتی از برگزاران خواست اجازه ندهند تشویقکنندگان در بازی حضور یابند. برگزاران پذیرفتند و سوئدیها به رفتار آرام خود بازگشتند. هواداران برزیلی که سفر کرده بودند، با این حال، به اندازه همیشه پر سر و صدا بودند. اردوی سوئد، با این حال، خوشبین باقی ماند. راینور، سرمربی سوئد که به درستی سفر به فینال را پیشبینی کرده بود، مطمئن بود که بردن جام امکان دارد. او گفت: "اگر برزیلیها یک گل عقب بیفتند، همه جا وحشتزده خواهند شد." نزدیک به ۵۰،۰۰۰ تماشاگر برای فینال حاضر شدند با میلیونها نفر دیگر که از تلویزیون تماشا میکردند. برزیلیها با هر بازی بهبود یافته بودند و یک ستاره ای جدید به نام پله را پیدا کرده بودند. سوئد مزیت زمین خانگی را داشت و پادشاه گوستاو از جایگاه تماشا میکرد. باران سنگین روز قبل از بازی تضمین کرد که بازی روی سطحی لیز برگزار شود، چیزی که سوئد امیدوار بود حمله چشمنواز برزیل را خاموش کند. تیم راینور در دقیقه چهارم با لیدهولم با شوتی کم جان که ژیلمار را به سمت راستش شکست داد پیش افتاد. پله و همتیمیهایش برای اولین بار در رقابت عقب افتادند، اما پیشبینی راینور که عقب ماندن منجر به سقوط برزیل خواهد شد هرگز محقق نشد. گارینشا یک نیروی قدرتمند در جناحها بود، اما تلاشهایش در ابتدا بیثمر بود. برزیل، با این حال، در دقیقه نهم بازی را مساوی کرد وقتی گارینشا بر دو مدافع سوئدی غلبه کرد و توپ را به واوای منتظر گذراند، که آن را از روی دروازه بان سوئدی، سونسون گذرانید. با بازی ۱–۱ مساوی، برزیلیها اعتماد به نفسی ساطع میکردند که آنان را در بازیهای قبلی بسیار سرسخت کرده بود. گارینشا غیرقابل توقف بود و برزیلیها در دقیقه ۳۹ با حرکتی تقریباً مشابه اولین گل خود پیش افتادند. گارینشا – با لقب "پرنده کوچک" – به سمت جناح پرواز کرد و توپ را به واوا گذراند، که دومین گل خود در بازی را به ثمر رساند. برزیل با برتری به رختکن رفت. نیمه دوم متعلق به پله بود تقریباً مانند بازی نیمهنهایی با فرانسه. پله در دقیقه ۵۵ روی بازی اثر گذاشت وقتی توپ را در لبه محوطه کنترل کرد، توپ را از روی سر خود قلاب کرد، از یک مدافع دور زد و توپ را از سونسون گذراند. سوئدیها تمام شده بودند، اما نه برزیلیها. زاگالو چهار مدافع را شکست داد و در دقیقه ۶۸ گل چهارم را کوبید. این گل اشکهای شادی را از زاگالو رها کرد مانند فضای کارناوالمانندی که از بخش تشویق برزیلیها نشأت میگرفت. هواداران سوئدی وقتی سیمونسون یک گل جبران کرد و گلی را برای میزبان ثبت کرد چیزی برای جشن گرفتن داشتند، اما برزیل با پله، که پس از پاشنهزدن توپ به او، روی یک سانتر حسابشده زاگالو ضربه سر زد، نتیجه را به ۵–۲ رساند. حتی روی چمن خیس، تیم برزیلی توانست جوگو بونیتو را اجرا کند، سری پاسهای جادویی خود را ببافد و گل بزند، تا اولین جام جهانی خود را ببرد. پله و همتیمیهایش در اشک بودند وقتی گیگ سوت پایان را زد. ارواح ۱۹۵۰ سرانجام بیرون رانده شده بودند و برزیل پس از شش تلاش ناموفق سرانجام قهرمان جهان بود. پله دستانش را به هم فشرد و صورتش را پوشاند در حالی که اشک از صورتش جاری میشد در حالی که همتیمیهایش دور او جمع شده بودند. تصویر ماندگار پله در حال گریه شادی یک ملت کامل را به تصویر میکشید. تصویر پایانی بینظیر برای تورنمنتی بود که با عملکرد پرشور و هنری برزیل برجسته شده بود، که با هر بازی به اوج می رسید و زمانی به نقطه اوج رسید که بیلینی جام ریمه را در میان دریایی از گزارشگران و عکاسان بلند کرد. در نشانهای از نهایت ورزشکاری، بازیکنان برزیلی در حالی که پرچم سوئد را حمل میکردند دور زمین رژه رفتند که منجر به خوشحالی هواداران میزبان شده و پله با تشویق ایستاده جمعیت مواجه گردید. بازیکنان پس از ورودشان به برزیل روز بعد به عنوان قهرمان ملی مورد تجلیل قرار گرفتند. پله، که فقط دو سال قبل با یک بلیت قطار زادگاهش را به امید موفقیت ترک کرده بود، به عنوان یک قهرمان جهان با هواپیما به خانه بازگشت. هاولانژ به یاد آورد که قبل از تورنمنت توسط مردم در فدراسیون فوتبال برزیل به او گفته شده بود: "بازی کردن [پله] مانند فرستادن یک بره به کشتارگاه خواهد بود." "مسلماً درست است که فوتبال در آن زمان بازی بسیار سختتری بود، اما من پای مواضعم ایستادم. پله با تیم آمد و این یک رستاخیزی عظیم [برای برزیل] بود." پله به انتظاراتش پاسخ داده بود. اکنون از او انتظار میرفت عنوان دوم را نیز در تورنمنت بعدی به برزیل تحویل دهد.
ژوست فونتن
فونتن هنوز رکورد بیشترین گل زده در یک جام جهانی واحد را در اختیار دارد و سومین فرد در فهرست گلزنان تورنمنت است. ژوست فونتن در سال ۱۹۳۳ در مراکش به دنیا آمد و در بزرگسالی تابعیت فرانسوی گرفت. فونتن حرفهٔ خود را در زادگاهش مراکش در یواسام کازابلانکا آغاز کرد، جایی که از سال ۱۹۵۰ به مدت سه فصل بازی کرد. او در سال ۱۹۵۳ توسط باشگاه فرانسوی نیس استخدام شد، جایی که در سه فصل برای این باشگاه ۴۴ گل به ثمر رساند. در سال ۱۹۵۶، فونتن به استاد دو ریم نقل مکان کرد، جایی که در طول شش فصل ۱۲۱ گل قابل توجه به ثمر رساند. فونتن، یک تمامکننده بالینی که توانایی پاس دهی دقیق و مهارت کنترل توپ بینقص داشت. وی ۱۶۵ گل در ۲۰۰ بازی در لیگ فرانسه به ثمر رساند و عنوان داخلی را در سالهای ۱۹۵۸ و ۱۹۶۰ برد. فونتن به همان اندازه زمانی که برای فرانسه بازی میکرد چشمگیر بود. در اولین بازی ملی خود در سال ۱۹۵۳ مقابل لوکزامبورگ، فونتن یک هتریک به ثمر رساند تا پیروزی ۸–۰ را کامل کند. در طول هفت سال، او ۳۰ گل در ۲۱ بازی برای فرانسه به ثمر رساند. با این حال، فونتن بیشتر به خاطر عملکردش در تورنمنت ۱۹۵۸ در سوئد به یاد آورده میشود، جایی که در شش مسابقه ۱۳ گل به ثمر رساند – شاهکاری که شامل چهار گل مقابل آلمان غربی بود. فونتن آخرین بازی خود را برای فرانسه در ژوئیه ۱۹۶۲ انجام داد وقتی که مجبور به بازنشستگی در سن ۲۸ سالگی پس از شکستن پای چپش در دو مورد جداگانه شد. فونتن در سال ۱۹۶۷ فرانسه را مربیگری کرد، اما پس از فقط دو بازی جایگزین شد وقتی هر دو بازی با باخت پایان یافتند.
آمار شرکت در تورنمنت های جام جهانی : ۱
بازیها: ۶
گلها: ۱۳