طرفداری | پسری که پیشبینی میشد به «فرنکی دی یونگ بعدی» تبدیل شود، پیش از انتقال تابستانیاش به نیوکاسل یونایتد، تنها ۲۰ بازی برای تیم اول آژاکس در اردیویسه انجام داده بود. شان استئور، پسربچهای ۱۸ ساله است. وقتی یک باشگاه معتبر لیگ برتری که آخرین بار در جام منسوخ Fairs Cup به یک افتخار برونمرزی رسیده بود سراغ او آمد، کاری از قهرمان چهار دوره لیگ قهرمانان برنمیآمد.
نیوکاسل حاضر شد ۲۰ میلیون پوند برای شان استئور بپردازد؛ یعنی یک میلیون پوند به ازای هر بازی او در سطح بزرگسالان. برای مقایسه، دی یونگ پیش از ترک آژاکس و انتقال به بارسلونا، دو سال بازیکن ثابت این باشگاه بود.
تا همین اواخر، یک استعداد فرانسوی که در رده نوجوانان میدرخشید، احتمالاً از لیل به یکی از ثروتمندترین باشگاههای فرانسه میرفت؛ اما ایوب بوعدی، پدیده ۱۸ ساله مراکشی جام جهانی، این مرحله از مسیر حرفهای را کنار زد و مستقیماً راهی منچسترسیتی شد؛ انتقالی به ارزش ۸۱.۵ میلیون پوند. ابراهیما امبایه که کمتر از ۱۰۰۰ دقیقه در لیگ یک برای پاری سن ژرمن، بازی کرده است نیز راهی استون ویلا میشود؛ باشگاهی که برای این وینگر ۱۸ ساله ۴۷ میلیون پوند پرداخت کرده است.
با وجود این خریدها، فعالیت نقلوانتقالاتی لیگ برتر انگلیس در تابستان امسال به شکل قابلتوجهی درونگرا بوده است. گرانترین خرید آرسنال از یک باشگاه دیگر در لیگ برتر آمده است. درباره برایتون، چلسی، کریستال پالاس، اورتون، لیدز، منچسترسیتی، ناتینگهام فارست، منچستریونایتد و تاتنهام نیز همین موضوع صدق میکند. دو باشگاه آخر حتی تمام بازیکنان جدید خود را از باشگاههای فعلی یا تازه سقوطکرده لیگ برتر جذب کردند. با این حال، این عادت درونخانوادگی در بازار نقلوانتقالات با ورود سیل بازیکنان نوجوان نیز ارتباط دارد.
اگر قرار باشد تنها یک نتیجه از چند پنجره نقلوانتقالاتی اخیر بگیریم، این است که قدرت خرید لیگ برتر انگلیس آنقدر بیشتر از سایر لیگهاست که بهطور معمول بهترین بازیکنان جوان دنیا را خیلی زود جذب میکند؛ صرفاً برای اینکه ببیند کدامیک از آنها موفق خواهند شد. نتیجه این است که وقتی این بازیکنان به بلوغ میرسند، بازار نقلوانتقالات آنها تا حد زیادی به خود لیگ برتر محدود میشود، چون بخش بزرگی از استعدادهای درجهیک از قبل در انگلیس حضور دارند و تمام باشگاههایی که توانایی خرید آنها را دارند نیز در همین کشور هستند. وقتی بهترین محصولات برای راحتی شما در یک محل جمع شدهاند، چرا باید برای خرید به جای دیگری بروید؟
از سوی دیگر، قوانین «سودآوری و پایداری مالی» لیگ که حالا جای خود را به مقررات «نسبت هزینههای ترکیب تیم» دادهاند، باشگاهها را به مبادله بازیکنان در حجم بالا تشویق میکنند و همین مسئله این روند را تشدید کرده است. با بررسی اعداد و ارقام مشخص میشود که لیگ برتر انگلیس در مقایسه با سایر لیگهای پنجگانه بزرگ اروپا، با فاصله بیشتری بازیکنان نوجوان را در قالب انتقال دائمی جذب کرده است.

این موضوع شاید از این جهت خلاف تصور به نظر برسد که باشگاههای انگلیسی بهعنوان شکارچیان رأس هرم بازار نقلوانتقالات شناخته میشوند؛ باشگاههایی که بهترین استعدادهای پرورشیافته در سایر کشورها را به خدمت میگیرند؛ اما آنها بهطور فزایندهای در حال جذب و پرورش امیدوارکنندهترین بازیکنان نوجوان نیز هستند.
وقتی پنجره تابستانی روز سهشنبه بسته شد، ۲۰ باشگاه لیگ برتر در مجموع ۱۶ انتقال دائمی برای بازیکنان نوجوان انجام داده بودند. این رقم در واقع نسبت به فصل گذشته که ۲۲ انتقال بود، اندکی کاهش داشت و در فصل ۲۵-۲۰۲۴ نیز ۲۷ انتقال ثبت شده بود؛ البته یک پنجره نقلوانتقالاتی دیگر هم در زمستان باقی مانده است. به این ترتیب، تعداد جذب بازیکنان نوجوان در پنج سال اخیر به ۱۰۰ مورد رسیده که میانگین آن ۲۰ بازیکن در هر فصل است.
در مقایسه، باشگاههای لالیگا در این بازه زمانی تنها ۲۹ بازیکن نوجوان جذب کردهاند؛ یعنی میانگین ۵.۸ بازیکن در هر فصل. مهمترین نمونه این تابستان نیز رئال مادرید بود که در رقابت برای جذب یان دیومانده پیروز شد. باشگاههای لیگ یک فرانسه طی پنج سال گذشته ۴۷ بازیکن نوجوان خریداری کردهاند؛ میانگین ۹.۴ بازیکن در هر فصل. شاید توضیح قابل قبولی برای این مسئله وجود داشته باشد: باشگاههای این دو کشور به پرورش استعدادهای بومی که از سن پایین جذب شدهاند متعهد هستند و به همین دلیل ترجیح میدهند بازیکنان آینده تیم اصلی خود را از همان ابتدا پرورش دهند، نه اینکه آنها را در سن بالاتر خریداری کنند.
با این حال، باشگاههای بوندسلیگا که آنها نیز به پرورش ستارههای آینده شهرت دارند، در این مدت بازیکنان نوجوان بیشتری نسبت به فرانسه یا اسپانیا خریدند؛ ۶۲ بازیکن طی پنج سال، یعنی میانگین ۱۲.۴ بازیکن در هر فصل. در واقع، تنها لیگی که به لیگ برتر انگلیس نزدیک شد، سری آ ایتالیا بود؛ آن هم در چرخشی که با کلیشههای رایج درباره فوتبال ایتالیا در تضاد است. باشگاههای ایتالیایی طی پنج سال ۸۰ بازیکن نوجوان خریدند، یعنی بهطور میانگین ۱۶ بازیکن در هر فصل؛ اما آنها عمدتاً سراغ بخش کاملاً متفاوتی از بازار رفتند.
در فصل ۲۷-۲۰۲۶، تاکنون ۱۶ بازیکن نوجوانی که به سری آ منتقل شدهاند، بهطور میانگین ۶.۱ میلیون پوند قیمت داشتهاند؛ در حالی که میانگین مبلغ انتقال ۱۶ بازیکنی که راهی انگلیس شدهاند، ۲۳.۷ میلیون پوند بوده است. این مسئله در فصل ۲۶-۲۰۲۵ نیز دیده شد؛ زمانی که باشگاههای ایتالیایی بهطور میانگین برای هر بازیکن نوجوان ۵.۵ میلیون پوند پرداخت کردند و باشگاههای لیگ برتر انگلیس ۱۶.۱ میلیون پوند.
بخشی از این تفاوت به این دلیل بود که باشگاههای لیگ برتر بازیکنان شناختهشدهتری را خریداری میکردند، اما دلیل دیگر این است که باشگاههای ایتالیایی - بهخصوص باشگاههای سطح میانی - از گذشته روی بازیکنان جوان نسبتاً ارزانقیمت سرمایهگذاری کرده و تعداد زیادی از آنها را به خدمت گرفتهاند. آنها بازیکنان جوان را بهصورت چندتایی جذب میکردند و هنوز هم گاهی چنین کاری انجام میدهند؛ بازیکنانی که مبلغ انتقال برخی از آنها تنها کمتر از پنجاه هزار پوند بوده است.
به بیان دیگر، باشگاههای لیگ برتری روی استارتاپهای امیدوارکننده سرمایهگذاری میکنند؛ همتایان آنها در سری آ روی سهامهای کمارزش شرط میبندند. باشگاههای انگلیسی میتوانند برای بازیکنی که احتمال دارد چند سال دیگر به یک ستاره تبدیل شود، مبلغی هزینه کنند که برای سایر باشگاهها کل بودجه قابل دسترس برای خرید بازیکنان اصلیشان محسوب میشود. همین مسئله تا حدی توضیح میدهد که چرا باشگاههای لیگ برتر دیگر چندان به دنبال ابرستارههای واقعی فوتبال در خارج از انگلیس نمیروند؛ برای مثال، چرا وینیسیوس جونیور این تابستان به آرسنال نرفت، جدا از آنچه ظاهراً یک بازی برای افزایش قدرت چانهزنی او در مذاکرات تمدید قرارداد با رئال مادرید بود.
در عوض، به نظر میرسد باشگاههای انگلیسی اطمینان دارند تمام استعدادهایی که نیاز دارند همین حالا در حیاط خلوت خودشان در دسترس هستند؛ بازیکنانی که حضورشان در لیگ برتر نیز از قبل اثبات شده است. خود این باشگاهها بودند که این بازیکنان را در سنین پایین به انگلیس آوردند، پس چرا برای پیدا کردن استعدادهای بعدی جای دیگری را جستوجو کنند؟
- گاردین، لئونارد شرلاکنز. نویسندهی کتاب «بازی بلندمدت: فوتبال ملی مردان آمریکا و مسیر چهار دههای و بیرحمانه آن برای رسیدن به قله، یا حوالی آن». او استاد دانشگاه است.

