من کینگ مجیدم...
درخت نیستم ک تا ابد درختان دیگر کنار خود داشته باشم...
رودخانه ام..
طبیعتم این است ک میگذرم
برای همین دوستی رو تا ابد کنار خود ندارم
آنها طی مسیرم لحظاتی سبز میشوند
اما بعد دیگر نیستند
چون رودخانه سیال است جریان دارد
اما آنها نه...
جلو میروم جلو میروم
از همان عکس نوشابه تا حال
چه آمد ها ک نرفت
اما من همیشه هستم
چون من رودخانه ام
رفتنم آمدن و آمدنم رفتن است
موسیقی منم
حرکتم
قلموی نقاشی منم
انقدر از سنگ ها مناظر کوه ها درخت ها رد شده ام ک کوه خاطراتم..
فرقی ندارد تو همان بچه ی معصومی باشی که با ذوق با من بازی میکنه و سطلی آب خنک ورمیداره
یا
جلوی راهم سنگی بزرگ شوی که مانع ام شوی
در هر صورت من رودخانه ام من جریان دارم و میروم
اما من..
همان تجسم محبتم..
گذر میکنم اما چه همان بچه ی معصوم باشی چ همان سنگ بزرگ به شما عشق میدهم و میروم
آتش نیستم ک بسوزونمت و برم
رودخانه ام
دقتی ازت عبور میکنم به ریشه هایت جان میدهم
خنکی به تو میبخشم
طراوت و تازگی...
تک و تنها جریان دارم و میرم
من همان رودخانه ی رویایی در دل خشکی هستم
سوال این است
آیا در ادامه کسی میتونه انقدر عاشقم بشه که برای همیشه راه بیاد مثل رودخانه توقف نداشته باشه تا با من بمونه
و تمام خستگی ها و موانع رو به جون بخره
چه باشه چه نه
در هر صورت من جریان دارم میرم و میرم اما تموم نمیشم و هستم
هستم اگر نیستم
گر نروم میروم
چه کنم؟!
طبیعتم این است
رودخانه ام...
من کینگ مجید هستم..
شاید ابر هم باشم
ایا میتوانی انقدر بالا بروی تا در ابر رویا ها خانه بسازی و کنار کینگ کجید چای و کیک بنوشی؟!
عاشقم باش
عاشقت هستم...
بی تفاوت باش
عاشقت هستم...
ازم متنفر باش
بازهم عاشقت هستم...
مخاطب : موجودات و کائنات بی انتها
گاهی دوست داشتم به همان گذشته ها برگردم اما چه کنم ک رودخانه و حرکتم رو به جلوست؟!
پادشاه رویاها منم...
مبخای رویایی بشی؟
کینگ مجید رو انتخاب کن
اگر نمبتونی
یعنی هنوز نمیتونی پرواز کنی و به ابر ها برسی...
در هرصورت چایی هم دم هست اگر کسی تشریف آورد


