«ویشیت» (Vitiate) امپراتورِ «سیث» (Sith) است که هزاران سال قدمت دارد. او یک «ارباب تاریکیِ سیث»ِ شرور است که بر امپراتوری باستانی سیث فرمان میراند و در پی نابودی کهکشان است تا خود را جاودانه سازد. یک مرد انسانی بود که در سیاره ناتما متولد و بزرگ شد. امپراتور آینده در مالاخور پنجم دانشآموز بود و قدرت آن را آموخت و با استفاده از قدرت آن، عطش زیادی برای نیرو داشت. اطلاعات زیادی در مورد چگونگی به قدرت رسیدن او وجود ندارد، اما آنچه مشخص است این است که سرانجام او از جنبه تاریک نیرو برای مصرف سیاره خود استفاده کرد، آن را از نیرو خالی کرد و روح میلیونها نفر را برای سوخترسانی به ویشیت قربانی کرد و او را جاودانه ساخت. بسیاری از اربابان سیث انسانی را برای ایجاد امپراتوری سیث خود گرد هم آورد و امپراتور سیث شد. با این حال، ویشیت از این موضوع بیاطلاع بود که سیث های اصیلزاده بازمانده از امپراتوری اصلی سیث زنده ماندند و فرقه مخفی خود را در امپراتوری ویشیت در مناطق ناشناخته تشکیل دادند. ویتیات شورای تاریکی را تشکیل داد، گروهی از دوازده ارباب سیت که تحت اقتدار ویشیت امپراتوری را اداره میکنند. برای هزاران سال، ویشیت و امپراتوریاش در سایهها باقی ماندند، در حالی که جمهوری و جدایها بر مبارزه با دیگر امپراتوریهای سیث، مانند فرقه و جنبش سیثِ فریدون ناد و امپراتوری سیثِ اکسار کان، متمرکز بودند.

سرانجام ویشیت با فاسد کردن و فریب دادن رهبر ماندالوریها، یعنی «ماندالورِ اعظم»، او را به آغاز جنگ علیه جمهوری و جدایها واداشت. ماندالورِ اعظم تحت فرمان ویشیت، نیروهای خود را به نبرد با جمهوری و جدایها هدایت کرد و در این حین به نابودی دنیاهای آنها، از جمله قتلعام نژاد «زبراک»، پرداخت. ماندالور و پیروانش سرانجام شکست خوردند، اما «رِوان» قهرمان جنگی جدای ها و دوستش «مالاک» به تحقیق درباره علل نبرد ماندالوریها با جمهوری و امپراتوری پرداختند. آنها سرانجام در سیاره «دروموند کاس»، یعنی خاستگاه امپراتوری ویشیت، مستقر شدند. در مقطعی، روان و مالاک به «سمت تاریک» گرایش پیدا کردند و در خدمت امپراتور قرار گرفتند. ویشیت مأموریت یافتن «استار فورج» را به آن دو سپرد، اما آنها به او خیانت کردند، امپراتوری «سیث» خود را تشکیل دادند و علیه جمهوری و جدایها جنگیدند. با این حال، ویشیت تصور میکرد که آنها صرفاً در مأموریت خود شکست خوردهاند؛ از این رو، به اجرای نقشه اصلیاش برای گسترش تدریجی امپراتوری جهت حمله نهایی به جمهوری ادامه داد. البته ویشیت از وقایع جاری بیخبر بود، زیرا درگیر سرکوب یکی از اعضای خائن شورا به نام «دارت زدریکس» بود که قصد سرنگونی او را داشت. با این حال، یک لرد سیث به نام «لرد اسکورج» موفق شد زدریکس را شکست دهد. ویتیت نمیدانست که روان سرانجام مورد خیانت مالاک قرار گرفته و مالاک کنترل امپراتوری را به دست گرفته است. روان که حافظهاش را از دست داده بود، سرانجام آن را بازیافت اما تصمیم گرفت در «سمت روشنایی» باقی بماند؛ او سپس مالاک را کشت و استار فورج را نابود کرد.

امپراتور سیث با نام های مختلفی شناخته میشود از جمله تنرا والکوریان، اعلیحضرت قاتل باشکوه، امپراتور جاودانه ویشیت و محافظ زاکول. نام واقعی او تنرا بود او 5000 سال قبل از نبرد یاوین به دنیا آمد. پسر نامشروع ارباب سیث درث بود. او یک سیث بی احساس و خون پاک بود که والدینش را در سن 6 سالگی کشت و از قدرت خود در جبهه تاریکی برای فتح روستای کشاورزی که چهار سال در آن زندگی کرد، استفاده کرد. او روستاهای بیشتر و بیشتری رو فتح کرد و هزاران نفر را قتل عام کرد. اقدامات او به گوش پدرش رسید که برای تحقیق در مورد پسری که درث را کشته بود، آمد و پیروان بیشتری پیدا کرد. سپس به زاواست سفر کرد و خود را به مارا راگنوس، ارباب تاریکی سیث، در آن زمان معرفی کرد. راگنوس چنان تحت تاثیر تنرا قرار گرفت که به او مقام ارباب سیث و نام جدید لرد ویشیت را اعطا کرد. وقتی راگنوس درگذشت؛ از جنگ قدرت بین ناگاسادو و لودو کرس دوری کرداما پس از شکست سو در جنگ بزرگ ابرفضا، او فرصتی برای تصاحب کل امپراتور سیث برای خود دید او 8000 سیث بازمانده را با استفاده از جادوگری دارک ساید به دنیای تاج و تخت خود در ناتما احضار کرد. او بر اراده همه آنها مسلط شد و 10 روز را در آیینی گذراند که تمام حیات کره زمین به جز حیات خودش را نابود کرد. او نیروی حیات هر موجود زنده ای را جذب کرد.

که از آن روز به بعد به او قدرت و جاودانگی عظیمی بخشید او به سادگی به عنوان امپراتور سیث شناخته شد. او سیث های باقی مانده را در یک سفر 20 ساله گرد هم آورد تا مستعمره گمشده سیث درموند سی را در مناطق ناشناخته آنجا پیدا کنند. آنها تمدن جدیدی ساختند وقلمرو خود را به مدت 1000 سال گسترش دادند امپراتور تشنه قدرت بیشتر بود امپراتور به دنبال آیینی بود که او را در مقیاس کهکشانی جاودانه میکرد تا از نظر تئوری بتنواند به یک خدا تبدیل شود او به هرج و مرج و ویرانی در کهکشان نیاز داشت، بنابراین او ماندلوری ها را برای شروع جنگ های ماندلوری با جمهوری دستکاری کرد و شایعاتی مبنی بر زنده ماندن سیث جدای ریوان و مالاک شنید و مناطق ناشناخته را جستجو کردند تا اینکه امپراتور را پیدا کردند او هر دو را به خواست خود پیچاند آنها را به جمهوری فرستاد تا ستاره آهنگری را پیدا کنند و جنگ داخلی جدای را آغاز کنند، اما ریوان به سمت نور نیرو بازگشت و دوباره امپراتور سیث را شکار کرد، اگرچه تلاش برای کشتن او شکست خورد. امپراتور خود را به موجودی از انرژی نیروی خالص تبدیل کرد وشروع به انتقال آگاهی خود بین بدن های میزبان متعدد کرد تا بیشتر از خود در برابر مرگ محافظت کند. او جنگ خود را علیه جمهوری سه قرن بعد آغاز کرد. جنگ بزرگ کهکشانی به مدت 30 سال ادامه یافت و شاهد سقوط کروسانت و تخریب معبد جدای بود.

او تصمیم گرفت که تخریب کافی رخ داده است یک پیمان صلح امضا شد و امپراتور برای آماده سازی برنامه خود پنهان شد او توسط یک تلاش مشکترک بین نیروی دریایی جمهوری و فرقه جدای در حمله ای به درموند سی متوقف شد. شکست او، او را به خوابی عمیقی فرو برد زیرا کهکشان دوباره درگیر جنگ شد ریوان که در تمام این مدت زنده نگه داشته شده بود، دوباره به امید بازگرداندن شکل فیزیکی امپراتور بازگشت تا سرانجام او را نابود کند. این تلاش نیز شکست خورد و حتی بدتر روح امپراتور توانست از مرگ ها تغذیه کند و هرج و مرج ریوان ایجاد شد و قدرت خود را بازیابد، از کهکشان پنهان شد و چندین قرن صرف ایجاد جامعه جدیدی دیگری در سیاره زاکول کرد که به عنوان امپراتور ابدی شناخته میشود. او با هویت ورون دوباره ظهور کرد و حتی سه فرزند به نام های آران، تیان و ورید داشت. آران خائن بود و به ورون خیانت کرد و کنترل تاج و تخت ابدی را به دست گرفت امپراتور سابق سعی کرد کنترل امپراتوری خود را دوباره به دست آورد، اما سرانجام هم از نظر جسمی و روحی به دست خانواده اش کشته شد و برنابر این حکومتی که بیش از 1300 سال دوام آورد، به پایان رسید، ام ویشیت مدتها توسط سیث های آینده به یاد آورده شد.

