طرفداری | درخواست ناگهانی و شوکهکننده جواهر آکادمی منچستریونایتد برای جدایی، بار دیگر پیچیدگیهای مدیریت پدیدههای جوان در فوتبال مدرن را به رخ کشید.
جیجی گابریل با ارسال نامهای رسمی به باشگاه منچستریونایتد، خواستار لغو فوری قرارداد و ثبتنام خود شده است؛ خبری که مثل صاعقه در بدترین زمان ممکن بر سر شیاطین سرخ فرود آمد. یونایتد که هنوز از شوک شکست در دربی منچستر و رتبه نازل سیزدهم جدول لیگ برتر پس از ۴ هفته ابتدایی بیرون نیامده، حالا با بحرانی جدید مواجه است.
حواشی و هایپ رسانهای حول گابریل طی یک سال اخیر به اوج رسید. او پیشفصل امسال در پیروزی ۲-۱ مقابل اتلتیکو مادرید نخستین بازی خود را برای تیم بزرگسالان انجام داد. انتظار میرفت که دقایق بازی در مسابقات رسمی گام بعدی او باشد، اما مایکل کریک در فصل ۲۷-۲۰۲۶ هنوز نام این پدیده ۱۵ ساله را در لیست هیچ مسابقهای قرار نداده است. هفته گذشته، کریک برای تقابل با صاباح آذربایجان در لیگ قهرمانان، جوانان دیگری مانند شی لیسی و هری آماس را به گابریل ترجیح داد؛ اتفاقی که باعث شد نوجوانی که در فضای مجازی به «مسی کوچک» معروف شده، مجبور به بازی در لیگ جوانان اروپا برابر همان حریف شود.
گابریل خشم خود را به درخشش در زمین تبدیل کرد و با هتتریک در پیروزی ۵-۰، جوانترین هتتریککننده تاریخ یونایتد در لیگ جوانان شد؛ اما بلافاصله پس از بازی، تمامی ردپاهای باشگاه را از حسابهای کاربری خود در شبکههای اجتماعی پاک کرد. بیتردید سوءتفاهم یا سوءمدیریتی رخ داده که کار را به اینجا کشانده است؛ وضعیتی که این پرسش بزرگ را مطرح میکند: در عصر دیجیتال و انتظارات غیرواقعی، باشگاهها چگونه باید استعدادهای فوقالعاده خود را مدیریت کنند؟
غولهای اروپا شامل رئال مادرید، بارسلونا، پاری سن ژرمن و بایرن مونیخ وضعیت گابریل را زیر نظر گرفتهاند. با این حال، یونایتد قصد واگذاری او را ندارد و مدیران ارشد در تلاشند نظر او را تغییر دهند. سر جیم رتکلیف و گروه اینئوس که پیش از این نیز به دلیل برخی تصمیمات ناپیوسته هدف انتقاد بودند، خوب میدانند که از دست دادن چنین استعداد کمیابی، خشم بیسابقه هواداران را به همراه خواهد داشت. قرارداد گابریل تا تابستان آینده معتبر است، اما او هنوز قرارداد حرفهای یا بورسیه کامل ندارد و اگر پاسپورت اروپایی دریافت کند، در ۱۶ سالگی (۱۶ اکتبر) میتواند آزادانه جدا شود.
پدر گابریل (جو اوکرویل) سابقه بازی برای تیم ملی ایرلند را دارد و مادرش اصالتی قبرسی-یونانی دارد. طبق قوانین پس از برگزیت، او به عنوان یک تبعه دوگانه میتواند قبل از ۱۸ سالگی راهی یک باشگاه در اتحادیه اروپا شود. یونایتد سال گذشته مانع از انتقال او به منچسترسیتی شد، اما این بار نبرد دشوارتری در پیش است. گابریل شنبه گذشته در تمرینات تیم اصلی حاضر نشد و تمام هفته را در کارینگتون غایب بود. کریک قصد داشت او را در ترکیب بازی لیگ کاپ مقابل برایتون قرار دهد تا با بازی در این دیدار به جوانترین بازیکن تاریخ تیم بزرگسالان یونایتد تبدیل شود، اما این اتفاق حالا کاملاً منتفی شده است.
آکادمی یونایتد از زمان مارکوس رشفورد تا کنون فوقستارهای در این حد تولید نکرده بود. گابریل از ۱۱ سالگی که به آکادمی پیوست، دوپا، فوقالعاده چابک و دارای چارچوبشناسی مرگبار در فضاهای فشرده نشان داده است. مقایسه او با لیونل مسی شاید منصفانه نباشد، اما سبک بازی او شباهت زیادی به نیمار دارد.
او فصل گذشته در ۱۴ سالگی به تیم زیر ۱۸ سالههای یونایتد راه یافت و با ثبت ۲۰ گل در ۲۱ بازی، جایزه بهترین بازیکن فصل لیگ برتر زیر ۱۸ سال و جایزه «جیمی مورفی» را از آن خود کرد. در اوت امسال، او در نخستین بازی برای تیم زیر ۲۱ سالهها برابر ایپسویچ ۲ پاس گل داد و یک گل چیپ زیباتر به ثمر رساند تا نشان دهد گامهای رشد را چند مرحله یکجا طی میکند.
در حالی که یونایتد در خط حمله سردرگم است، آرسنال با الگوی مدیریت مکس داومن نشان داده که چگونه میتوان یک پدیده را به درستی پرورش داد. پس از ایتن وانری که در سال ۲۰۲۲ جوانترین بازیکن تاریخ لیگ برتر شد، توپچیها با داومن نیز سیاست «اگر به اندازه کافی خوب هستی، به اندازه کافی بزرگ هستی» را پیاده کردند. داومن اوت ۲۰۲۵ تحت هدایت میکل آرتتا به میدان رفت، در مارس با گلزنی برابر اورتون رکورد جیمز وان را به عنوان جوانترین گلزن تاریخ لیگ برتر شکست (با ۱۶ سال و ۱۳۹ روز) و در ماه می جوانترین قهرمان تاریخ لیگ برتر شد.
داومن این هفته نیز با ثبت دبل مقابل ایپسویچ در لیگ کاپ، پس از وین رونی به دومین بازیکن ۱۶ سالهای تبدیل شد که در یک رقابت معتبر برای یک تیم لیگ برتری دبل میکند. او تا کنون ۱۴ بازی برای تیم اصلی آرسنال انجام داده و آرتتا با هوشمندی کامل در حال مدیریت دقایق بازی اوست. آرتتا پس از بازی با ایپسویچ گفت:
ما باید از او مراقبت کنیم. او تنها ۱۶ سال دارد. فشار و استانداردهای این لیگ با بقیه اروپا متفاوت است. باید مطمئن شویم هر بار که او را به زمین میفرستیم، در شرایط محیطی و آمادگی ذهنی درست قرار دارد.
تفاوت امروز آرسنال و منچستریونایتد دقیقاً در همین نقطه است: آرسنال برای پدیدههایش مسیری شفاف و تدریجی میسازد، در حالی که یونایتد در حفظ و مدیریت بزرگترین سرمایه آکادمی خود به در بسته خورده است.
گابریل از نظر فیزیکی و جثه هنوز با بازیکنی مانند مکس داومن قابل قیاس نیست؛ او فریم بدنی بسیار ظریفی دارد و اغلب کوچکترین بازیکن داخل زمین است. اگرچه سرسختی و انگیزه بالایش تا حدی این خلأ فیزیکی را جبران میکند، اما تعجیل در تزریق او به ترکیب اصلی منچستریونایتد میتواند پیامدهای معکوس و سنگینی به همراه داشته باشد؛ بهویژه اگر در بدو ورود درخشش آنی داشته باشد.
در چنین سناریویی، مایکل کریک تحت فشار شدید رسانهها و هواداران برای بازی دادن هفتگی به گابریل قرار میگیرد؛ مسئلهای که فشار خردکنندهای به بدن کمسنوسال او وارد خواهد کرد. میکل آرتتا در آرسنال این شانس را دارد که از داومن به صورت چرخشی و مقطعی استفاده کند، چرا که آرسنال از اسکواد بسیار عمیقی بهره میبرد و دست سرمربی برای چرخش مهرهها و کسب پیروزیهای متوالی باز است. در سمت مقابل، یونایتد در تمامی خطوط شکننده نشان میدهد و نوسان، ویژگی بارز نمایشهای این تیم است.
اگر کریک ناگهان گابریل را کنار بگذارد، در میان تلاش تیم برای خروج از بحران، به محافظهکاری متهم میشود. از سوی دیگر، اگر گابریل به میدان برود و تحت فشار مسابقات نتواند تواناییهایش را نمایش دهد، برچسب یک پدیده بزرگنماییشده را خواهد خورد. تا اینجای کار، تصمیم کریک کاملاً هوشمندانه بوده است؛ دیدگاهی که دنی سیمپسون، محصول آکادمی یونایتد در اواخر دوران طلایی سر الکس فرگوسن نیز بر آن صحه میگذارد. سیمپسون در گفتگوی اختصاصی با سایت گل اظهار داشت:
مدیریت آرسنال در قبال مکس داومن را دیدهاید؛ آرتتا او را میآورد، سپس مدتی از زیر ذرهبین خارج میکند و بعد دوباره در موقعیت مناسب به بازی میگیرد. این مسیر برای داومن به مراتب آسانتر است.
او ادامه داد:
نکتهای را میگویم که خیلیها متوجه آن نیستند. من از آکادمی یونایتد بالا آمدم؛ آن زمان یونایتد فوقالعاده بود. من میتوانستم ۱۰ دقیقه پایانی وارد زمین شوم، چون اکثر بازیها ۲-۰ یا ۳-۰ پیش بودیم. اولین یا دومین بازیام را کنار ترکیب دومی انجام دادم که خودش توانایی قهرمانی در لیگ برتر را داشت. وضعیت مکس داومن هم همین است؛ او به تیمی اضافه شده که غرق در اعتمادبهنفس است، پر از ستارههای درجهیک دارد و مدام میبرد.
سیمپسون افزود:
بازیکنان ذخیره آرسنال هم مثل یونایتدِ آن روزها کیفیتی برابر با نفرات اصلی دارند. در چنین بستری، ورود به زمین و تأثیرگذاری بسیار راحتتر است. اما شرایط فعلی یونایتد متفاوت است. همه ما میخواهیم بازی گابریل را ببینیم و هیجانزده هستیم، اما وضعیت او قابل مقایسه با داومن در آرسنال نیست. مایکل کریک دقیقاً میداند چطور و چه زمانی او را وارد شیفت بازی کند؛ مشابه کاری که با شی لیسی انجام دادند. من با لیسی تمرین کردهام و میدانم چه استعداد فوقالعادهای است. باید اجازه داد گابریل تمرین کند، کنار تیم باشد و صبور بماند؛ زمان او هم فرا خواهد رسید.
با این حال، نگاه داشتن استعدادهای جاهطلب وقتی درخشش همسنوسالان خود را میبینند، کار سادهای نیست. حتی اگر گابریل تفاوت شرایطش با داومن را بپذیرد، احتمالاً با حسرت و چشمانی خیره به مسیر لامين یامال در بارسلونا نگاه میکند. یامال هم زمانی که در سال ۲۰۲۳ با ۱۵ سال و ۹ ماه و ۱۶ روز سن برای بارسا به میدان رفت، جثه بسیار لاغری داشت. این موضوع او را در معرض تکلهای خشن قرار میداد، اما سرعت انفجاری و هوش تاکتیکی بالای ستاره اسپانیایی باعث میشد همیشه یک گام از مدافعان حریف جلوتر باشد.
علاوه بر این، لالیگا از نظر فیزیکی کمفشارتر از لیگ برتر انگلیس است و بیشتر روی نظم تاکتیکی و حفظ توپ تمرکز دارد تا انتقالات سریع و پربرخورد. چنین فضایی، زیستبوم ایدهآلی برای تکنسینهای خالص است تا به اوج پتانسیل خود برسند. شاید اگر یامال در محیط بیرحم لیگ برتر که در آن زمان تصمیمگیری روی توپ به حداقل میرسد حضور داشت، هرگز با این سرعت پدیدار نمیشد.
شاید گابریل تصور کند باشگاههایی نظیر بارسلونا یا رئال مادرید مسیر میانبری برای رسیدن او به سطح اول فوتبال جهان هستند. تصوری درکپذیر اما سادهلوحانه؛ چرا که در فوتبال، زمانبندی همهچیز است. زمان نخستین بازی یامال در بارسای ژاوی، تیم در راه قهرمانی لالیگا بود اما از چمپیونزلیگ حذف شده بود. در آن برهه، رافینیا، عثمان دمبله و فران تورس در اوج امروز خود نبودند و فضا برای برهم زدن نظم خط حمل توسط یک پدیده نوظهور مهیا بود. اما امروز بارسلونا علاوه بر یامال، رافینیای در اوج، آنتونی گوردون، کریم آدیمی و گابریل ژسوس را در اختیار دارد.
در مادرید نیز ژوزه مورینیو ستارههایی چون کیلیان امباپه، وینیسیوس جونیور، جود بلینگام و یان دیوماند را در رختکن خود میبیند. گابریل هر تصمیمی بگیرد، باید برای فرصتهایش صبورانه منتظر بماند. مسیر رسیدن به ترکیب اصلی در منچستریونایتد برای او بسیار هموارتر از سایر مشتریان بزرگ اوست. اصرار بر رویکرد «همهچیز همین الان» در نهایت میتواند به ضرر خود او تمام شود.
کلام آخر این است: منچستریونایتد نباید مقهور خواستههای نوجوانی شود که هنوز ۱۸ ماه تا امتحانات نهایی مدرسه فاصله دارد؛ حتی اگر با استعدادی در حد گابریل روبرو باشیم. کریک و مربیان آکادمی تا اینجای مسیر به بهترین شکل او را هدایت کردهاند و اگر او به مسیر عقلانیت بازگردد، این روند ادامه خواهد داشت. اما اگر او ساز مخالف بزند، اصراری برای نگه داشتن اجباری او وجود ندارد.
داستانهای کشدار حاشیهای تنها تمرکز شیاطین سرخ را برای جبران شروع ضعیف فصل به هم میزند. گابریل، چه تحت تأثیر اطرافیانش باشد و چه نباشد، با نوعی احساس توهمآمیزِ حق به جانب بودن، دست به رفتارهای شتابزده زده است. اسطورههای بومی باشگاه مانند جورج بست، سر بابی چارلتون، رایان گیگز، دیوید بکام، پل اسکولز و گری نویل برای رسیدن به افتخار بیوقفه جنگیدند. هیچچیز در سینی نقرهای به آنها اهدا نشد؛ برای رسیدن به پیراهن اصلی یونایتد باید بالاترین استانداردهای فنی و اخلاقی را درون و بیرون زمین برآورده کرد.
بزرگی حاصل ایستادگی در برابر سختیهاست؛ همان اصل بنیادی که روبن آموریم، سرمربی سابق و پرحاشیه یونایتد، اندکی پیش از اخراجش در ژانویه به آن اشاره کرد:
نوعی احساس طلبکاری و حق به جانب بودن در باشگاه یونایتد رخنه کرده است. گاهی اوقات، لحظات سخت برای جوانان بد نیست. لازم نیست همیشه از همهچیز تمجید کنیم؛ این کار کمکی به آنها نمیکند.
آموریم در کنفرانس خبری خود گفته بود:
امروزه بازیکنان به محض مواجهه با موانع، چون احساس زیادهخواهی میکنند، علیه باشگاه موضع میگیرند. باید بمانیم، بجنگیم و بر مشکلات غلبه کنیم؛ راه حل واقعی این است.
آموریم در دوران کوتاه حضورش اشتباهات زیادی داشت، اما در این یک مورد حقیقت محض را گفت. با ذهنیت فعلی، گابریل تفاوت ویژهای با پیراهن مقدس قرمز ایجاد نخواهد کرد. حیاتیترین درسی که هر ستاره نوظهوری باید بیاموزد این است: هیچ نامی بزرگتر از منچستریونایتد نیست. اگر او توان درک این موضوع را ندارد، همان بهتر که یونایتد بگذارد او برند شخصیاش را در جای دیگری بسازد.
به قلم James Westwood برای وبسایت گل
