شاکوگان نو شانا یا شانا چشم آتشی (به ژاپنی: 灼眼のシャナ Shakugan no Shana) یک مجموعه لایت نوول ژاپنی که توسط یاشیچیرو تاکاهاشی نوشته شده و نوئیزی ایتو آن را مصورسازی کرده است. داستان سری درباره یک دانشآموز معمولی ژاپنی به نام یوجی ساکای است که ناخواسته درگیر جنگی میان نیروهای تعادل و عدم تعادل در عالم هستی شدهاست. در این میان او با یکی از جنگجویان نیروهای تعادل به نام شانا آشنا شده و او را در نبردی برای برقراری تعادل همراهی میکند. بر پایه این رمان دو سری مانگا توسط ASCII Media Works تولید و منتشر شدهاست. اولین سری در دنگکی دایو از آوریل ۲۰۰۵ شروع شده و تا اکتبر ۲۰۱۱ ادامه داشت و دومین سری نیز در دنگکی مااوه از سپتامبر ۲۰۰۷ شروع شده و تاکنون ادامه دارد. همچنین بین سالهای ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲، سه مجموعه تلویزیونی انیمه هر کدام به تعداد ۲۴ قسمت و یک اوویای ۴ قسمتی نیز بر پایه نسخه مانگا و به کارگردانی تاکاشی واتانابه توسط استودیو جی.سی.استاف دستمایه اقتباس قرار گرفت.
قسمت 1 قسمت 2 قسمت 3 قسمت 4 قسمت 5 قسمت 6 قسمت 7 قسمت 8 قسمت 9 قسمت 10
تماشای قسمت 1:
ساکایی یوجی (Sakai Yuuji) که فکر می کرد زندگی اش تا ابد ادامه دارد ، از دنیا رفته است. در راه بازگشت به خانه ، دنیا از حرکت بازایستاد و او شاهد صحنه ی تکان دهنده ای بود ؛ مردم اسیر شعله های آبی بودند و هیولای بزرگی به شکل یک عروسک آن ها را می بلعید. در لحظه ای که هیولا به ساکایی حمله می کند ، دختری شمشیر به دست با لباس مشکی ، چشمانی قرمز و موهایی به رنگ یاقوت او را نجات می دهد. دختر خودش را یک « فلیم هیز » معرفی می کند ؛ یعنی کسی که موجوداتی از دنیاهای دیگر را شکار می کند. چون در سینه ی یوجی شعله ای آبی بوجود آمده دخترک او را « مشعل » می نامد . یوجی یک جایگزین موقت است زیرا زندگی واقعی اش تمام شده است. او بدون ترس و واهمه با این دخترک شگفت انگیز دوست می شود و او را « شانا » می نامد و برای مبارزه با موجودات دنیاهای دیگر به او می پیوندد.
جهان تبدیل به قتلگاهی برای ساکنان زرشکی شده است، موجوداتی مرموز از یک جهان موازی که با انرژی زندگی انسان ها رشد می کنند. این قاتلان بیرحم تنها بقایای اندکی از روحهایی به نام «مشعل» را از خود به جای میگذارند، که باقیماندههایی صرف هستند که در نهایت همراه با حقیقت وجود قربانیان از ذهن زندهها از بین خواهند رفت. در یک تلاش بلندپروازانه برای پایان دادن به این قتل عام نامرئی و گرسنه، جنگجویان به نام Flame Hazes بی وقفه با این هیولاها می جنگند. یک روز سرنوشت ساز، یوجی ساکای دیگر دبیرستانی معمولی نیست - او در شکاف زمان گرفتار می شود و ناگهان توسط یک دنیزن مورد حمله قرار می گیرد. شکارچی بی نام و نشان که به جز چشمان درخشان و موهای زرشکی سوزانش، هیچ تفاوتی با یک دختر جوان معمولی ندارد، در همان لحظه به کمک او می آید. با این حال، قبل از اینکه یووجی بتواند اطلاعات بیشتری در مورد وضعیت خود بیاموزد، متوجه می شود که او قبلاً به یک مشعل تبدیل شده است - فقط یک تکه خاطره که منتظر خاموش شدن است.
