زمینه شکل‌گیری تنش در سال‌های پایانی جنگ ایران و عراق، درگیری‌ها از جبهه‌های زمینی به آب‌های خلیج فارس کشیده شد. هدف قرار دادن کشتی‌های حامل نفت و کالا برای فشار اقتصادی و سیاسی به تدریج به روالی رایج بدل شد. ایران، در واکنش به حمایت کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس از عراق، بارها هشدار داد که امنیت صادرات نفت در منطقه «تضمین‌شده» نخواهد بود. این هشدارها پیش‌درآمد مرحله‌ای تازه از تنش بود؛ مرحله‌ای که پای قدرت‌های فرامنطقه‌ای را مستقیم به میدان باز کرد.

تهدیدها پیش از اقدام پیش از ورود مستقیم آمریکا، مقامات ایرانی بارها اعلام کردند که اگر مسیرهای صادرات نفت ایران مختل شود، دیگران نیز از امنیت کشتیرانی برخوردار نخواهند بود. در همان مقطع، حملات محدود به نفت‌کش‌ها و مین‌گذاری در آبراه‌ها افزایش یافت. این پیام‌ها، در عمل، به عنوان ابزار بازدارندگی مطرح می‌شد؛ اما در فضای پرتنش آن روزها، به‌تدریج بهانه لازم برای مداخله خارجی را نیز فراهم کرد.

تغییر لحن و تهدیدهای آمریکا ایالات متحده ابتدا با زبان هشدار وارد شد: حفظ «آزادی کشتیرانی» و حفاظت از منافع تجاری. با تشدید حوادث دریایی، لحن رسمی واشنگتن تغییر کرد و از آمادگی برای اقدام نظامی سخن به میان آمد. نقطه عطف، تصمیم آمریکا برای اسکورت نفت‌کش‌های کویتی با پرچم آمریکا بود؛ اقدامی که عملاً حضور نظامی مستقیم را تثبیت کرد.

انتقال نیرو و آغاز عملیات از میانه سال ۱۳۶۶، آمریکا ناوهای جنگی، ناوشکن‌ها و واحدهای پشتیبانی خود را به خلیج فارس منتقل کرد. دامنه حضور، صرفاً نمایشی نبود؛ تجهیزات مین‌روب، بالگردها و سامانه‌های شناسایی نیز وارد عمل شدند. این استقرار، پیام روشنی داشت: هر تهدیدی علیه کشتیرانی، با پاسخ سریع روبه‌رو خواهد شد.

اوج درگیری: عملیات نظامی گسترده اما کوتاه اوج تقابل در فروردین ۱۳۶۷ رقم خورد؛ زمانی که آمریکا در واکنش به برخورد یک ناو با مین دریایی، عملیات گسترده‌ای را علیه اهداف دریایی ایران انجام داد. این عملیات که تنها چند ساعت طول کشید شامل درگیری مستقیم ناوها، انهدام سکوهای دریایی و غرق شدن چند شناور بود. وسعت عملیات محدود اما هدفمند بود: نمایش برتری قاطع و ارسال پیام بازدارنده.

 تلفات و دستاوردها در این درگیری، ایران تلفات انسانی و تجهیزاتی قابل توجهی متحمل شد و آمریکا نیز یک بالگرد را از دست داد. از نگاه واشنگتن، هدف اصلی محقق شد: کاهش فوری تهدید علیه کشتیرانی و تثبیت نقش برتر نظامی در خلیج فارس. برای ایران، اما، نتیجه روشن بود؛ ادامه تقابل مستقیم در این سطح، هزینه‌ای بسیار فراتر از دستاوردهای احتمالی دارد.

پس‌لرزه‌ها و پیامدهای بلندمدت پس از این تقابل، سطح درگیری مستقیم به‌طور محسوسی کاهش یافت. پیام نانوشته ماجرا این بود که در خلیج فارس، هرگونه تهدید عملی علیه جریان انرژی، واکنشی سریع و نامتقارن به دنبال خواهد داشت. تجربه جنگ نفت‌کش‌ها نشان داد که چگونه مجموعه‌ای از هشدارها، تهدیدها و اقدامات محدود می‌تواند ناگهان به برخوردی تمام‌عیار هرچند کوتاه میان یک قدرت منطقه‌ای و یک ابرقدرت تبدیل شود.